خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دسامبر, 2004

سال نو مبارک

آغاز سال ۲۰۰۵ مسيحی رو به شما دوستان تبريک ميگم و اميدوارم که هميشه شاد و تندرست باشيد.

نوشته را کامل بخوانید »

سال نوی مسيحی

فردا آخرين روز سال ۲۰۰۴ مسيحيه. شايد براتون جالب باشه که بدونيد جريان اين سال نوی مسيحی چيه و چرا وسط زمستون شروع ميشه:
قديمها مردم اکثراً از طريق کشاورزی و دامداری زندگی ميکردند و مسلماً براشون گردش ماه و خورشيد و تغيير فصلهای سال از همه چيز مهمتر بود. مثلاً ژرمنها همين شب يلدای خودمون [...]

نوشته را کامل بخوانید »

گاهی دلم ميخواست يه نوع مادهء شستشوی ضد لکهء مخصوص وجود داشت برای ذهن. اول ميذاشتم خوب خيس بخوره، بعد بهش چنگ ميزدم و ميشستمش و زير آفتاب پهنش ميکردم تا خشک بشه، بعد با بخار داغ و فراوون اتو ميکردمش، تاش ميکردم و دوباره ميذاشتمش توی سرم.

از يه طرف خوبه که مردم به شعر [...]

نوشته را کامل بخوانید »

کريسمس

فعلاً نظرخواهی از کار افتاده. سال ديگه اگه نفسی بود و وقت و حوصله داشتم يه دامين ميگيرم و خيال خودم رو راحت ميکنم. خسته شدم.

بچه که بودم از کريسمس چيز زيادی نميدونستم جز يه سری تصور گنگ و مبهم از طريق فيلمها و داستانها. گاهی هم طرفهای کريسمس توی خيابون مردی رو ميديدم که [...]

نوشته را کامل بخوانید »

قداستهای عهد جديد

در وبلاگ دوست خوبم اميرنقدی دربارهء اين نوشته خوندم و خودم هم دو کلمه با نويسنده‌اش حرف داشتم که اينجا مينويسم:
آقای داريوش ميم از قرار معلوم يکی از طرفداران تفکريه که در حال حاضر لقب عجيب و غريب ملی-مذهبی رو يدک ميکشه. تفکری که هنوز هم معتقد به قابل اصلاح بودن حکومت اسلامی ايرانه. [...]

نوشته را کامل بخوانید »

شب يلدا

شب يلدا بر شما خجسته باد!
ما که امشب برنامهء خاصی نداريم. اصلاً اين روزها حس و حال جشن و سرور ندارم. به خودم ميگم: سال ديگه جبران ميکنم. همهء جشنها رو برگزار ميکنيم. نوروز، عيد پاک، مهرگان، يلدا، کريسمس… همهء تولدها رو هم درست و حسابی جشن ميگيريم، حتی تولد خودم رو. امسال اصلاً سال [...]

نوشته را کامل بخوانید »

ديروز يه خانم خبرنگار اومده بود که با ما، يعنی من و مامان و پوپک، مصاحبه کنه. ميخواست يک مقاله دربارهء زندگی جوونهای غيرآلمانی بنويسه و به عنوان مثال پوپک رو انتخاب کرده بود، به خاطر آشنايی مختصری که از قبل با هم داشتند. با ما هم ميخواست به عنوان خانوادهء پوپک صحبت کنه، به [...]

نوشته را کامل بخوانید »

شما هم خيلی دلتون خوشه ها! چی‌چی مايه‌دار؟ کی؟ من؟ بابا کامپيوتر رو قسطی خريده‌ام، وگرنه من رو چه به اين غلطها. به همون نسبت برام گرونتر تموم ميشه. هشتصد يورو (بدون مانيتور، فقط با کيبورد و ماوس). اما کامپيوتر شبيه به اين رو ميشه جای ديگه با شيشصد، هفتصد يورو هم خريد. قيمت دستگاه [...]

نوشته را کامل بخوانید »

انا الله وانا اليه راجعون

پاک شدن آرشيوم کم بود، کامپيوترم هم سوخت!
مدتی بود فن کامپيوتر خراب شده بود و داغ ميکرد. اون جعبهء سيم برق رو باز کرده بودم و درآورده بودم و گذاشته بودم کنار کامپيوتر که بقيهء دل و روده رو داغ نکنه. با هر بدبختيی بود باهاش کار ميکردم. اما روز جمعه ديگه طاقت نياورد و [...]

نوشته را کامل بخوانید »

از اين در و اون در

خيلی ممنون بابت همفکری و همدرديتون. اونقدر عصبانی و ناراحت بودم که درست موضوع رو مطرح نکردم و سوء تفاهم به وجود اومد. من آرشيو نوشته‌هام رو، به جز همين چند روز آخر، داشتم. تنها يک نوشته‌ واقعاً از بين رفت که اصلاً مهم نيست. اما آرشيوم در بلاگر پاک شده. اينکه هنوز ديده ميشه [...]

نوشته را کامل بخوانید »

از اين در و اون در

وبلاگ بنده کمپلت پاک شده. هرچی توی اين يک سال و نيم نوشته داشتم،حدود چهارصد مطلب، همه از دست رفت. خودم هم نميدونم چی شده. آرشيو و نوشته‌ها و همه‌چيز نيست و نابود شده. داره اشکم درمياد. آخه چقدر بدشانسی؟
اگه خرافی بودم ميتونستم بگم که يکيتون چشم شوری داشته! اما متأسفانه چنين بهانه‌ای ندارم. [...]

نوشته را کامل بخوانید »