دربارهء وجه تسميهء شهرهای مختلف داستانهای زيادی هست. مثلاً رواياتی وجود داره که طبق اونها اسم شهر قزوين در اصل قاز-اوينو بوده، به معنی بازيگاه قاز، دختر افراسياب. حتماً شنيدهايد که شهر اصفهان در ابتدا سپاهان نام داشته و يا آذربايجان تلفظ امروزی نام آذرپادگانه. تا همين چند دهه پيش به مازندران طبرستان (تبرستان) ميگفتند. [...]
Archive for ژانویه, 2005
اسامی شهرها
Posted in آلمان, دانستنی on ژانویه 30, 2005 | بیان دیدگاه »
قتل، قتل است
Posted in زمين و زمان on ژانویه 25, 2005 | بیان دیدگاه »
مادهی ٣ بيانيهء حقوق بشر: هر فردی حق زندگی، آزادی و امنيت شخصی دارد.
در يک خانواده، قوم يا جامعه بايد قوانينی برای رفتار مطابق با هنجارها وجود داشته باشد. مسلماً برای اجرای اين قوانين به ابزار و روشهای خاصی نياز است. اگر کسی طبق اين هنجارها و قوانين رفتار نکند، دو [...]
از اين در و اون در
Posted in روزمره on ژانویه 21, 2005 | بیان دیدگاه »
الآن نشستهام پای کامپيوتر بيگانهای در سرزمين ژرمنها. چقدر من هربار این دختر رو اذیت میکنم. اول تا دیروقت شب مخش رو پیاده کردم، بعد هم ساعت ۷ بیدار شدم و آنچنان سر و صدایی به پا کردم که اون هم طفلکی خواه ناخواه بیدار شد. البته زیاد هم تقصیر من نبود. تاریک بود و [...]
از اين در و اون در
Posted in روزمره, وبلاگ on ژانویه 19, 2005 | بیان دیدگاه »
امروز حالم حسابی گرفته شد که البته کاريش نميشه کرد و تقصير خودمه. از طريق وبلاگ علی قديمی خبردار شدم که راديو هودر شروع به فعاليت کرده! شايد بگين خوب راديو هودر به تو چيکار داره. يادتونه که چند روز پيش گفتم يه ايدهء خوب به ذهنم رسيده برای گسترش وبلاگ که تازگی داره؟ خوب، [...]
از اين در و اون در
Posted in ايران, روزمره on ژانویه 18, 2005 | بیان دیدگاه »
اول از همه خبر تازه اینه که بعله، به میمنت و مبارکی طبق نتیجهء MRI با اجازهاتون مهرهء ستون فقراتم جا به جا شده و حالا حالاها برنامه دارم…
شوورخان با خونسردی همیشگیش میگه: عملت میکنن دو سه روزه خوب میشی!
میگم: عمراً نمیذارم عملم کنن! مگه از جونم سیر شدهام؟
میگه: چرا؟ چیزی نمیشه که بابا! مهره [...]
رفاقت از نوع زنانه
Posted in زمين و زمان on ژانویه 17, 2005 | بیان دیدگاه »
اگه اصلاً بشه یه ویژگی خاص رو برای همهء زنها به کار برد، نیاز اونها به برقرار کردن رابطه با آدمهای دیگه و تبادل افکار و احساسات و خوی اجتماعی اونهاست. پدیدهء بهترین دوست (همجنس) هم به همین دلیل برای خانمها اغلب معنی کاملاً متفاوتی داره تا برای آقایون. برای یه مرد معمولاً کارهایی مهمه [...]
کابارت
Posted in آلمان on ژانویه 16, 2005 | بیان دیدگاه »
واژهء کابارت (Kabarett) در زبان آلمانی معنای کاباره و بزن و برقص نداره، بلکه به معنی يک صحنهء کوچيکه و يک يا چند نفر که روی اين صحنه برنامهء طنز اجرا ميکنند، نمايشهای کمدی کوچيکی به عرضهء تماشا ميذارند، آوازهای طنزآميز ميخونند، ادای آدمهای معروف رو درميارند و در مورد موضوعات مختلف از قبيل سياست، [...]
از اين در و اون در
Posted in روزمره on ژانویه 15, 2005 | بیان دیدگاه »
در این چند ماهی که به علت شدت گرفتن کمردرد همیشگی در حد محسوسی علیل شدهام یه نکتهء تازه رو تجربه کردهام و اون هم احساس همدردی عمیقی با معلولها و مفلوجهای واقعیه که همیشه با این وضع جسمی گریبانگیرند، نه فقط برای یه مدت گذرا. از یه طرف مشکلات روزمره هستند و زیاد شدن [...]
وبگردی
Posted in وبگردی on ژانویه 14, 2005 | بیان دیدگاه »
يک عالمه حرف دارم برای زدن، اما اول از همه به معرفی سايت و وبلاگ ميپردازم که خيلی وقته ميخوام برم سراغش و تنبلی ميکنم:
تا حالا سری به وبلاگ خانم پارميس سعدی زدهايد؟ نوشتههای جالب و پرمغزی داره که خوندنشون رو توصيه ميکنم.
يه شعر فوقالعاده زيبا و يه سايت از اون زيباتر به لطف متخصص [...]
ماشينم
Posted in روزمره on ژانویه 13, 2005 | بیان دیدگاه »
امروز ساعت دوی بعدازظهر ماشينم رو راهيش کردم رفت. دادمش به يه لبنانی شيکمگنده که با زن چادرچاقچوريش و دختر کوچولوی فوقالعاده خوشگل و چشمسبزش اومده بود. پدرسوخته عين عروسک بود. حيف اين بچه. اميدوارم حالا که در آلمان بزرگ ميشه نذاره سرش لچک بکنند و پونزدهساله شوهرش بدند. باباش صد بار با تلفن همراه [...]
اصلاحطلبی
Posted in ايران on ژانویه 13, 2005 | بیان دیدگاه »
حرفهای فروغ برای من و همدورهايهام خيلی خوب قابل درکه. تفاوتمون در اينه که من تاب موندن و زجر کشيدن نداشتم و در نتيجه دست کم تا مغز استخونم در آتيش حماقتها و جنايتهای آخوندها نسوخت، بلکه فقط با چند تاول و جراحت جون به در بردم. حالا با خوندن نوشتهء فروغ جای اون جراحتها [...]
از اين در و اون در
Posted in ايران, روزمره on ژانویه 12, 2005 | بیان دیدگاه »
در مورد اين نامهای که بعضی از دوستان به مرتضوی نوشتهاند، يا دست کم متنش رو در وبلاگشون کپی کردهاند حرفهای زيادی برای گفتن وجود داره. اما ميبينم که آقای بلوچ در چند جلمه به سادگی و شيوايی لب مطلب رو ادا کرده. از طرف ديگه ياسين در گوش همچين آدمهايی خوندن فقط مايهء اتلاف [...]
علی
Posted in زمين و زمان on ژانویه 5, 2005 | بیان دیدگاه »
از دوستانی که داستان رو خوندند و نظرشون رو گفتند خيلی متشکرم. اکثر شما معتقد بوديد که شخصيت قهرمان داستان کمی اغراقآميزه و چنين طرز فکری ديگه امروزه اصلاً وجود نداره، به خصوص در اروپا. جالب اينه که علی يه آدم واقعيه که من باهاش همين چند روز پيش آشنا شدم.
داستان آميزهای از تخيل و [...]
خواستم برای اينجا يه مطلب بنويسم، داستان شد. بعد هم اونقدر طولانی شد که نشد بذارم توی وبلاگ. اگه دوست داريد ميتونيد داستان رو اينجا بخونيد. اگه خونديد، خوشحال ميشم که بعدش لطف کنيد و نظرتون رو دربارهاش بهم بگيد.
