Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for فوریه, 2005

کار جديد

در اين يکی دو سال اخير مشکل زياد داشتم. يه جوری کارم گره خورده بود و نميتونستم جلو برم. همه‌اش بدشانسی پشت بدشانسی. هر راهی که ميرفتم بسته بود يا تا من پا ميذاشتم بسته ميشد. نميدونم چطور و چرا، اما گويا اين وضع رو به تغييره و موقعيت داره بهتر ميشه. دو سه مورد [...]

Read Full Post »

آهنگ اين شعر رو ميتونيد اينجا گوش کنيد.
انديشه‌ها آزادند،
چه کسی ميتواند آنها را حدس بزند؟
مانند سايه‌های شبانه
در پرواز ميگذرند.
هيچکس نميتواند آنها را بداند،
هيچ شکارچی نميتواند آنها را
با باروت و سرب نابود کند.
همين است که هست:
انديشه‌ها آزادند.
من به هر چه ميخواهم می‌انديشم،
و آنچه که مرا خوش می‌آيد.
اما همه در سکوت
و آنگونه که سزاوار است.
آرزو و خواهشم [...]

Read Full Post »

خواهان آزادی مجتبی سمیع نژاد، آرش سیگارچی و همهء زندانیان سیاسی هستيم!
تمام بايگانی وبلاگم رو منتقل کردم و دوباره رو به راه شده. تعداد کمی از نوشته‌ها رو به دلايل مختلف يا کامل و يا تا قسمتی حذف کرده‌ام.

Read Full Post »

يه عکس، يه چهره، يه نام، و دنيايی از خاطرات روی سرم آوار ميشه…
سال چهارم دبستان، يعنی سال تحصيلی ۶۱/۶۰ از همون روز اول سال مزخرفی بود. صبح ساعت ديگه نزديک هشت شده بود و همه هول‌هولکی مشغول حاضر شدن بوديم. بابا برای رفتن سر کار و من برای رفتن به مدرسه و مامان برای [...]

Read Full Post »

ادامه‌ء مقالهء «دختران و پدران» منتشر شد.

Read Full Post »

مقالهء «دختران و پدران» رو از اين به بعد اينجا بخونيد. فردا قسمت چهارمش رو منتشر ميکنم. نظرتون رو مثل گذشته ميتونيد همينجا بنويسيد.

Read Full Post »

برای خوندن مقالهء «دختران و پدران» لطفاً به اينجا مراجعه کنيد.
پی‌نوشت: سايت زنان ايران لطف کرده و به مقاله‌ام لينک داده. از مسئولان سايت بابت اين توجه واقعاً متشکرم.

Read Full Post »

خواستم اول مقاله رو بفرستم برای يه سايت درست حسابی، بعد گفتم ولش کن. همينجا مينويسم، اما نه يکجا، بلکه در چند قسمت. خوشحال ميشم اگه نظرتون رو درباره‌اش بدونم، البته به شرطی که نظرخواهی فيلطر نشده باشه.
برای خوندن مقاله لطفاً به اينجا مراجعه کنيد.

Read Full Post »

همينطور که احتمالاً ديده‌ايد يه دستی به سر و صورت وبلاگ کشيده‌ام و برای اونهايی که هميشه ميخواستند بدونند چه شکلی هستم تصاويری از خودم! رو زينت‌بخش در و ديوارش کرده‌ام. از شوخی گذشته، اين ببعی خوش‌اخلاق رو ماهها پيش برای وبلاگ دوستی طراحی کرده بودم که ازش استفاده نکرد و اصلاً ديگه از خودش [...]

Read Full Post »

ناخوشی

اين چند روزه سرمای بدی خورده بودم و اصلاً حال و نای نشستن پای کامپيوتر رو نداشتم. هفتهء پيش با شوورخان رفته بوديم خريد. پوپک هم همراهمون بود. حسابی از گشتن در مغازه‌ها خسته شده بوديم. همين که به خونه رسيديم دراز کشيديم که کمی چرت بزنيم و خستگی درکنيم. وقتی بيدار شديم هر دو [...]

Read Full Post »