خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ سپتامبر, 2005

اسکار

اينکه مقاله​ام در مسابقهء وبلاگ​نويسی جايگاه دوم رو به خودش اختصاص داده خيلی باعث تعجب و خوشحاليم شد. بابت زحمت و لطف فراوون آقای تمدن و دست​اندرکاران ديگهء مسابقه تشکر ميکنم و از گروه داوران سپاسگزارم که مقالهء من را قابل دونستند و بهش امتياز دادند. خسته نباشيد.
خوب حالا اسکارم کو؟ اسکار هم نشد، بالأخره [...]

نوشته را کامل بخوانید »

توصيه ميکنم که اين نوشته دربارهء سرطان پستان رو بخونيد. البته من آخرش نفهميدم که اين رو کی نوشته، چون با چند نوشتهء کاملاً مشابه در وب روبه​رو شدم که معلوم نيست کی کدوم رو از کجا کپی کرده! من اولين بار اينجا خوندمش. اما به هر حال در اصل قضيه تفاوتی به وجود نمياره… [...]

نوشته را کامل بخوانید »

از اين در و اون در

مقالهء دختران و پدران بالأخره به پايان رسيد. اگه دوست داشتيد ميتونيد يا پايين خود مقاله و يا همينجا نظرتون رو دربارهء کل مطلب برام بنويسيد. هرچند که انگار بازار نظرنويسی در حال حاضر چندان داغ نيست! دست کم اينجا.
دارم يه کتاب ميخونم که مجموعه‌ای از سه تا رمان علمی – تخيليه که هر کدوم [...]

نوشته را کامل بخوانید »

همدلی از همزبانی خوشتر است
کنسرت طبق معمول با نيم‌ساعتی تأخير شروع شد. اون دوست همشهری که آقای مسنيه ميخواست تلفنش رو خاموش کنه که وسط کنسرت زنگ نزنه و آبروريزی نشه. من صدای زنگ تلفنم رو خاموش کردم و به اون هم کمک کردم که اين کار رو با تلفن خودش بکنه. صدا روی آخرين [...]

نوشته را کامل بخوانید »

همدلی از همزبانی خوشتر است
جريان از اونجا شروع شد که حدود يک ماه پيش، آقای اسد آقا مطلبی در وبلاگش نوشت و از دوستان هنرمند و هنردوست دعوت کرد برای شرکت در اردوی موسيقی ايرانی. من در نظرخواهيش نوشتم که دلم ميخواد برم، اما از موسيقی چيز زيادی حاليم نميشه که به درد چنين اردويی [...]

نوشته را کامل بخوانید »

از اين در و اون در

يه خرسک سفيد قطبی و يه خرسک قهوه‌ای و يه خوک صورتی و يه خرگوش سفيد و يه خرسک کوآلا و يه بچه‌فوک و يه ببعی رو که بدجوری گرد و خاک گرفته بودند و دود سيگار هرروزه حسابی زرد و قهوه‌ايشون کرده بود انداختم توی ماشين. بهشون گفتم ديگه با خودتونه. يا مقاومت ميکنيد [...]

نوشته را کامل بخوانید »