Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for مارس, 2006

باز هم زلزله فاجعه آفريده، اين بار در استان لرستان. وحشت و تأسف از شنيدن خبر يه طرف، عدم اطمينان به کارآيی و مهارت و احساس مسئوليت ارگانها و نهادهای کمکی هم قوز بالا قوز ميشه و بدتر حال و اعصاب آدم رو خراب ميکنه. گويا تا به حال ۶۶ نفر کشته شده‌اند. اميدوارم موقعيت [...]

Read Full Post »

۱) شما در آلمان بيمارستان‌های خصوصی و دولتی را به چه نسبتی می‌بينيد؟ منظورم اينست که وقتی از خانه‌ی خود بيرون می‌رويد در محله‌ی خودتان چند بيمارستان، مرکز درمانی و درمانگاه داريد و چند تای آن دولتی است؟نسبتشون در سطح آلمان رو اصلاً نميدونم. بايد توجه کنی که در کنار بيمارستانهای دولتی و خصوصی که [...]

Read Full Post »

چند روز پيش خونهء پوپک و دوست‌پسرش مهمون بودم. آخه پوپک چند وقتيه که رسماً از خونهء مامان اينها اسباب‌کشی کرده و با دوست‌پسرش اليور زندگی ميکنه. پويا هم بود. کاترين دوست پوپک که من رو به تولدش دعوت کرده بود هم اومده بود. جاتون خالی خوش گذشت. من و پويا کلی سر به سر [...]

Read Full Post »

با عرض معذرت از خواننده‌ها، تصميم گرفتم متن قبلی وبلاگم رو پاک کنم. چند دقيقه بعد از نوشتن و انتشارش، يه بار ديگه به برنامهء راديوييم که تازه حاضر شده بود گوش دادم. با به ياد آوردن اينکه به زودی جشن نوروز از راه ميرسه، با يادآوری محبتها و دوستيها و شاديهايی که از طريق [...]

Read Full Post »

کيک تولد!

از دوستانی که با کامنت يا نامه يا مسنجر تولدم رو تبريک گفتند از صميم قلب تشکر ميکنم. خيلی خوشحالم کرديد. البته اولش احساس خودم در اين روز چندان شباهتی با خوشحالی نداشت که مثلاً با دمم گردو بشکنم و بگم يوهو! يه سال پيرتر شدم. اين چند وقته که اصولاً دل و دماغی برام [...]

Read Full Post »

۳۳

طبق حساب و کتاب اينجاييها در اين لحظه سی و سه ساله شدم. اگه قبول نداريد، تا فردا صبح حدود ساعت هشت و نيم به افق تهران صبر کنيد، اون موقع ديگه واقعاً ۳۳ سال از به دنيا اومدنم گذشته.

Read Full Post »

ببعی

حالا يکی ندونه فکر ميکنه که من چه علاقهء خاصی به گوسفند دارم! قضيه اينه که دوستم اينگريد ازم خواهش کرد که برای مغازه‌اش يه بروشور کوچولو درست کنم که در همسايگی پخش کنه و در اون سرويسهای مختلفی که ارائه ميده رو به اطلاع ملت برسونه. مغازه در واقع يه نمايندگی فسقلی کاتالوگ Quelle [...]

Read Full Post »

- در مورد طلاق، ازدواج، مسائل زنان در آلمان اگر شما مطالبى مستند و آمارى و مشاهده‌اى (بخصوص از مشاهدات عينى خودتان) چيزى مى‌توانيد بيان كنيد، بسيار خوشحال خواهم شد.تنها موارد ممنوعيت ازدواج دو نفر اينها هستند: ازدواج با هر کسی که خويشاوند درجه اول باشه (والدين، خواهر و برادر تنی و ناتنی، فرزند)، حتی [...]

Read Full Post »

بعد از رفع مشکلات سرور امروز ميتونيد به نهمين برنامهء راديو غربتستان گوش بديد. اميدوارم خوشتون بياد.

Read Full Post »

اين هفته چند بار هی نوشتم و پاک کردم. يه بار هم کلی نوشتم که واقعاً منتشر کنم، بعد حواسم نبود و قبل از ذخيره کردن پنجرهء اديتور رو بستم و همه‌اش پريد. خطای فرويدی بوده انگار. امان از اين ضمير ناخودآگاه.
دربارهء اوضاع و احوال خودم نميخوام فکر کنم که بدجوری خرابه. به ايران که [...]

Read Full Post »

۱) خانمهاى آلمانى كه مى‌شناسيد در دور و اطرافتان هستند اوقات فراغتشان را چطور مى‌گذارنند؟ منظورم اينست كه چه تفريح‌هايى دارند؟ ترجيح مى‌دهند در خانه پاى كامپيوتر و تلويزيون بنشينند و يا كلاس بروند؟ مثلا كلاس خياطى، گلدوزى، ورزشى و …بايد به اين نکته توجه کنی که خانمهای آلمانی اغلب شاغل هستند و اگر نيستند [...]

Read Full Post »

۱) آيا در آلمان نان‌ها به همان صورت که در نان‌فروشیهای ايران – منظورم مغازه‌هايی که نان فانتزی می‌فروشند – عرضه میشود؟اينجا مغازه‌های نونوايی وجود دارند که غير از نون، کيک و شيرينی و نون صبحانه و اغلب قهوه و ساندويچ (نون با کالباس يا پنير و‌غيره) و نوشيدنيهايی مثل سانديس و آب‌ميوهء پاکتی و [...]

Read Full Post »

جريان از اين قرار بود که پويا ارجمند برای من يه نامهء مفصل نوشت که مختصراً چنين مضمونی داشت:سلام پانته آ خانم! می خواستم از شما تقاضای اين را داشته باشم که به من کمک کنيد که بتوانم اطلاعاتی در زمينه مسائل اجتماعی آلمان داشته باشم. چنين اطلاعاتی بسيار متنوع هستند. مثلا اينکه يک دست [...]

Read Full Post »

اولين کيف پولی که داشتم، بايد حدود پنج شيش ساله بوده باشم، از اين چرميهای قديمی بود که شکل کيسه بود و بالاش يه قسمت فلزی با دو تا گيره که به هم گير ميکرد و بسته ميشد و فشار ميدادی که از هم باز بشه. رنگش هم معمولاً سبز بود يا قرمز. هميشه يکی [...]

Read Full Post »