از آمستردام برگشتم. شرح کامل ماجرا بمونه برای بعد از اسبابکشی که روز جمعه است و وصل شدن خط اينترنت در خونهء جديد که قول دادهاند دوشنبه باشه، راست و دروغش گردن خودشون. برای جواب ايميلهاتون هم به وقت بيشتری احتياج دارم، لطفاً اين تأخير رو ببخشيد. اينقدر بگم که خيلی دلم ميخواست بيشتر بمونم، [...]
Archive for جولای, 2006
آمستردام
Posted in راديوجات, روزمره on جولای 26, 2006 | بیان دیدگاه »
پوپک در دانشگاه
Posted in روزمره on جولای 22, 2006 | بیان دیدگاه »
به اين زوديها نميخواستم چيزی بنويسم، اما امروز خبر خوشحالکنندهای رسيد که فکر ميکنم بعد از نک و نالههای روزهای پيش، خوبه که چند دقيقهای وقت بذارم و با شما قسمتش کنم. پوپک امروز صبح زنگ زد و خبر داد که پذيرش دانشگاه گرفته، اون هم کجا؟ همين دانشگاه شهر خودمون، يعنی يکی از بهترين [...]
ببخشيد!
Posted in روزمره on جولای 20, 2006 | بیان دیدگاه »
اين چندروزه به هيچ وجه وقت اينترنتبازی و وبلاگنويسی ندارم. اوضاع بدجوری بيريخت و درهم و برهم شده. در حال اسبابکشی هستيم که هنوز هيچی نشده با صاحبخونهء جديد مشکل پيدا کردهايم و ميترسم اصلاً نتونيم خونه رو عوض کنيم و از اينجا رونده و از اونجا درمونده بشيم. کارتونها در خونه روی هم تا [...]
هيسسسسس!
Posted in ايران on جولای 16, 2006 | بیان دیدگاه »
ما ايرانيها نه تنها فرهنگ دموکراسی نداريم، بلکه حتی ياد نگرفتهايم چطور برای چند دقيقه به سخنرانی يک نفر گوش بديم که فقط به منظور شنيدن حرفهاش دور هم جمع شدهايم. هرچقدر صحبتهای گنجی جالب و پرمغز بودند (گيرم که نکتهء چندان تازه و خارقالعادهای نداشتند)، به همون اندازه هم اعصابم از شنيدن صدای [...]
از اين در و اون در
Posted in روزمره on جولای 15, 2006 | بیان دیدگاه »
زندگيم داره وحشتناک شلوغ ميشه. خوشبختانه صدی نود اين تغييرات مثبت هستند، اما تا همه چيز روی روال عادی بيفته و فراز و نشيبهای اوليه پشت سر گذاشته بشن، ريشم مياد پر کمرم. کاش دست کم وضع سلامتيم کمی بهتر بود.
شما از چه جور خريد کردنی خوشتون مياد؟ قديمها خريد لباس رو دوست داشتم. خوب [...]
معروفيت
Posted in زمين و زمان, وبلاگ on جولای 8, 2006 | بیان دیدگاه »
آقا در حق من بیانصافی شده. مگه من دل ندارم؟! من هم آدمم ناسلامتی… اين همه خودم رو کشتم که قاطی بچه معروفها بشم، نشدم. باشه، پيشکش. اما همين اعتباری هم که با اين همه زحمت کسب کردهام بايد همينجوری الکی ماستمالی بشه و بره پی کارش؟ چرا من در ليست پونصد وبلاگ برتر بلاگرولينگ [...]
امکانات
Posted in روزمره on جولای 6, 2006 | بیان دیدگاه »
پوپک: فکر کن بعد از دو سال رفت و آمد به ادارهء تابعيت که هی گفتند بايد سابقهء کاری داشته باشی تا بهت پاسپورت آلمانی بديم، حالا يهو حاليشون شده که آدمی به سن و سال من تا به حال در قسمت اعظم زندگيش مدرسه ميرفته و وقت نداشته کار ثابت با درآمد کافی بکنه.
من: [...]
پدرها و مادرها
Posted in روزمره on جولای 1, 2006 | بیان دیدگاه »
بازی آلمان و آرژانتين که تموم ميشه به شوورخان ميگم: من توی اين گرما حال آشپزی ندارم. بيا بريم اين بغل يه چيزی بخوريم.
«اين بغل» يعنی يه رستوران آلمانی که لقب رستوران يه خرده براش زياديه. يه چيزيه بين چلوکبابی و قهوهخونه و ميخونههای خودمون. بيشتر محل آبجوخوريه تا غذا خوردن، اما غذاهای نسبتاً خوب [...]
