حتماً اون داستان مثنوی رو خوندهايد که چند نفر آدم کنجکاو در طويلهای تاريک کورمال کورمال به تماشای يک فيل ميرن و هر کدوم قسمتی از بدنش رو دست ميزنن و در نتيجه با تصورات کاملاً متفاوت از هيکل و قيافهء فيل از طويله بيرون ميان:
همچنان هر يک به جزيی كو رسيد
فهم آن ميكرد و [...]
Archive for سپتامبر, 2006
فيل در تاريکی
Posted in زمين و زمان on سپتامبر 30, 2006 | 18 نظرات »
از اين در و اون در
Posted in روزمره, وبلاگ on سپتامبر 27, 2006 | 12 نظرات »
يه تشکر به آقای نبوی بدهکارم که به عنوان اولين موجود در تاريخ بشری به گلهء من ترتيب اثر داد و دست کم اسم صاحب مرغ ننهمرده رو اعلام کرد!
من يه روزی بالأخره اين سگ همسايه رو چيزخور ميکنم.قبل از اينکه زنگ بزنيد به انجمن حمايت از حيوانات و از دستم به عنوان يک آدم [...]
اول مهر
Posted in قديم و نديم on سپتامبر 24, 2006 | 26 نظرات »
پنج سالمه. روز اول مهره و بايد برای اولين بار برم مدرسه. مامان کلهء سحر بيدارم کرده و روپوش آلويیرنگ بيريختم رو تنم کرده که پارچهاش يه خرده زبره و يقهء سفيد توريی که چند روز پيش خريده و شسته و اتو کرده رو به گردنم ميبنده. از يقههه خوشم مياد. درست نميدونم جريان چيه [...]
از اين در و اون در
Posted in روزمره, وبلاگ on سپتامبر 22, 2006 | 11 نظرات »
در راستای پست قبلی، پيشنهاد ميکنم توضيحی که در دنبالهء اين فهرست اومده رو بخونيد.
اين يک هفتهای که خونه نبودم، تنهايی بدجوری به شوورخان فشار آورده بود. خيلی طفلکی شده بود، جيگرم براش کباب شد. از حالا عزا گرفتهام که دفعهء بعد چطور با عذاب وجدانم کنار بيام و دوباره تنهاش بذارم. يه خرده زيادی [...]
ما اينيم!
Posted in محض خنده on سپتامبر 21, 2006 | 28 نظرات »
البته ما قرار بود اول يه پتيشن درست کنيم برای نجات از دست جوانترين خبرنگار جهان، اما بعد متوجه شديم که اتفاقاً خيلی روش خوبی رو در پيش گرفته و بايد ازش تقليد کرد! اينه که بنا به دعوت و هل دادن و من بميرم تو بميريهای دوستان، اينجانب نيز فهرستی نه چندان کامل از [...]
يواش يواش ديگه دارم از نوشتن اون مطلب چرا مرغ از خيابان رد شد؟ پشيمون ميشم. سر از کجاها که درنياورد، اون هم بدون کوچکترين اشارهای به مؤلفش که بندهء کمترين باشم. با ايميل يه دور هجری قمری در دنيا زده و از اون خندهدارتر حتی برای خودم فرستاده شده که: بخون ببين چه [...]
با داريوش در قطار
Posted in روزمره on سپتامبر 17, 2006 | 15 نظرات »
از آمستردام برگشتم. هفتهء پرکار و سختی بود. فرصت برای جا افتادن در روند کارها کم بود و يه سری مشکلات فنی و تکنيکی باعث شد که از کيفيت کارم راضی نباشم و نتونم تحت اين شرايط استاندارد معمول خودم رو در اجرا ارائه بدم. در عين حال همنشينی و همصحبتی با بچههای راديو زمانه [...]
از اين در و اون در
Posted in روزمره on سپتامبر 7, 2006 | 21 نظرات »
خوب نه انگار صبر کردن فايده نداره. من فکر کردم اين هفته کار وبلاگ جديد و اسبابکشی مجازی درست ميشه و ميتونم يه دفعه اونجا بنويسم، اما انگار از اين شانسها ندارم… اينجور که باد مياد و شاخه ميجنبه حالا حالاها همينجا در خدمت شما دوستان عزيز ميبوده هسته باشيم.
خبر اول اينه که دارم از [...]
