منتشر شده در غربتستان دات کام:
کاش يکی بياد به اين شوورخان ما حالی کنه که کمردرد من ربطی به چهارزانو نشستنم نداره! بابا جان خوب اگه خودت در عمرت اينجوری ننشستهای و اصلاً بلد نيستی پاهات رو زير تنت جمع کنی دليل نداره که من هم بعد از اين همه سال عادتم رو تغيير بدم [...]
Archive for اکتبر, 2006
قهر و آشتی
Posted in روزمره on اکتبر 28, 2006 | بیان دیدگاه »
دمی با مرضيه
Posted in شعر و ترانه on اکتبر 24, 2006 | بیان دیدگاه »
منتشر شده در غربتستان دات کام:
میزده شب چو ز ميکده بازآيم
بر سر کوی تو من به نياز آيم
دلدادهء رهگذرم
از خود نبود خبرم
ای فتنهگرم
شبها سر کوی تو
آشفته چو موی تو
میآيم تا جويم
خانه به خانه
مگر از تو نشانه
ميخانه به ميخانه
پيمانه به پيمانه
راه تو ميپويم
اين می و مستی
بود بی تو بهانه
ميسوزم شبها
با شمع رخ تو
با سوز نهان
ميسازم
با اين [...]
کتاب و کنسرت
Posted in آلمان, روزمره on اکتبر 22, 2006 | بیان دیدگاه »
منتشر شده در غربتستان دات کام:
قديما دوستپسری داشتم که صاحب يه گربهء لاغرمردنی سياه خبيث با چشمهای سبز بود. گاهی برای اينکه سربهسر گربههه بذاره، چند تا کاسهء کوچيک روی زمين ميگذاشت و توی هر کدوم جداگانه گوشت چرخکرده، خامه، ماهی تن و زردهء تخم مرغ ميريخت، يعنی لذيذترين و بهترين غذاهايی که در دنيای [...]
کلن – سوم
Posted in روزمره on اکتبر 18, 2006 | بیان دیدگاه »
منتشر شده در غربتستان دات کام:
بابا جان يکی بياد اين شبانهروز لعنتی رو از ۲۴ ساعت بکنه دست کم ۳۰ ساعت! خوب آخه بس نيست… موافق نيستيد؟ آدم به هيچ کار نميرسه جون شما.
با اين حال ديشب حدود ساعت ده بيهوش شدم و جاتون خالی تا ۱۲ ظهر امروز به هوش نيومدم. عجب مزهای داد. [...]
کلن – دوم
Posted in روزمره on اکتبر 14, 2006 | بیان دیدگاه »
منتشر شده در غربتستان دات کام:
آقا ما يک کلام گفتيم محبتمون داره به فيلم ايرانی بيشتر ميشه! داشتم باهاش يواش يواش آشتی ميکردم ها… زد و فيلم آتشبس تهمينه ميلانی رو ديدم!
ديشب برنامهء ديسکوی ايرانی گذاشته بودند، در زيرزمين خانهء فيلم کلن. جالب نبود. موسيقی زندهاش اصلاً خوب نبود. روی زمين فرش انداخته بودند و [...]
پاريس – دوم، کلن – اول
Posted in روزمره on اکتبر 13, 2006 | بیان دیدگاه »
منتشر شده در غربتستان دات کام:
قرار مصاحبهای که با داريوش در پاريس داشتم، در خونهاش در محيطی گرم و صميمی برگزار شد و با همسرش و اعضای ديگهء خانواده هم آشنا شدم. پسر کوچولوش رو بردند و با ماشين دوری زدند تا ما بتونيم در آرامش گفتگو کنيم و من شرمنده بودم که باعث اين [...]
پاريس – اول
Posted in روزمره on اکتبر 9, 2006 | بیان دیدگاه »
منتشر شده در غربتستان دات کام:
عصر يکشنبه است و در قطار به مقصد پاريس نشستهام. هوا بدجوری آفتابی و دلپذيره و دشت و صحرا و جنگل هم هنوز کاملاً پاييزی نشده و با کمی به کار انداختن قوء تخيل ميشه مجسم کرد که بهاره. آسمون آبی آبيه و چند تا ابر سبک و سفيد و [...]
از اين در و اون در
Posted in روزمره, قديم و نديم on اکتبر 5, 2006 | بیان دیدگاه »
منتشر شده در غربتستان دات کام:
از يکشنبه به مدت يک هفته در مسافرت هستم. بلاگرهای ساکن پاريس و حومه و کلن و حومه و مشتاق ديدار با شخص شخيص بنده خبر بدهند، در خدمت باشيم. فردا هم به خاطر نمايشگاه کتاب در فرانکفورت هستم. عجيبه که از اين همه ايرانی ساکن کلن، يک نفر رو [...]
خوش اومديد
Posted in وبلاگ on اکتبر 4, 2006 | بیان دیدگاه »
منتشر شده در غربتستان دات کام:
خوش اومديد، صفا آورديد. هنوز وسط اسبابکشی هستم و بعضی از اتاقها مبل و اثاث ندارند. فعلاً اتاق نشيمن رو جمع و جور کردهام که تا حدی آمادهء پذيرايی باشم. البته بدون کمک دوستان عزيزی که زحمت خريد زمين و ساختن خونه و حمل و نقل و نقاشی در و [...]
اسبابکشی
Posted in وبلاگ on اکتبر 4, 2006 | 10 نظرات »
خودم هم باورم نميشه، اما انگار راستی راستی سايت غربتستان دات کام افتتاح شد. شما رو به صرف چايی و شيرينی در خانهء جديد دعوت ميکنم. قدمتون روی چشم.
