منتشر شده در غربتستان دات کام:
آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن…
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره…
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليهام صحيح نبود . بيماريتون لاعلاجه…
آخرين کلمات [...]
Archive for ژوئن, 2007
آخرين کلمات…
Posted in ترجمه, محض خنده on ژوئن 27, 2007 | 5 Comments »
ديگه چه خبر؟
Posted in روزمره on ژوئن 7, 2007 | بیان دیدگاه »
منتشرشده در غربتستان دات کام:
اگر از احوالات ما خواسته باشيد بسيار خراب است. دو روزه که کاملاً زمينگير شدهام و نميتونم از جام حرکت کنم. راه رفتن برام چنان دردآور شده که اگه تنها بودم و شوورخان نبود يه سطل ميگذاشتم کنار دستم تا هر بار با اين همه زجر و مشقت تا دستشويی نرم [...]
بازی بازی
Posted in زمين و زمان on ژوئن 5, 2007 | بیان دیدگاه »
منتشرشده در غربتستان دات کام:
اين بازيهای وبلاگی که اخيراً مد شدهاند چيز جالبی هستند. من به بازی شب يلدا دعوت شدم اما اون موقعها به مرض تنبلی دچار شده بودم و نه تنها وبلاگ نمينوشتم، بلکه حتی از وبلاگخونی هم افتاده بودم. به بازيهای بعدی دعوت نشدم (اگه از دعوتهای عمومی بگذريم، مثل «هر کی [...]
