اگر تخممرغ نبود، زندگی چيزی کم داشت.
نه، انصافاً، هر کسی که تخممرغ رو اختراع کرده، يکی از بزرگترين خادمان بشريت بوده. تا به حال فکر کردهايد که سوای تخممرغ نيمرو و آبپز و املت و غيره، که واضحاً با تخممرغ درست ميشند و تا به حال ميليونها دانشجوی بیدستوپا رو در سراسر دنيا از خطر مرگ از فرط گرسنگی نجات دادهاند، چقدر از غذاهای ديگه بدون وجودش امکانپذير نيست؟ فقط يک قلم تمام کيکها و بيسکوييتها و شيرينهای تر و خشک. بدون اونها چقدر زندگی ملالآور ميشد. يا همين کتلت گوشت چرخکرده که من ديشب درست کردم و تمام شب هم هی من و شوورخان پا شديم و به کتلتهای سردشدهء توی يخچال ناخنک زديم. بدون تخممرغ خميرش نميگرفت که. آش ميشد. يا مثلاً سالادالويه، يه غذای محبوب ديگه، آيا بدون تخممرغ آبپز هنوز سالاد الويه بود؟ نه که نبود. يا همين پنکيکهايی که نسخهاشون رو در همين وبلاگ به حضورتون تقديم کردم. همينها رو صدجور ميشه درست کرد: با اسفناج، با گوشت چرخکرده، با سبزيجات، با سس قارچ، با ميوه، با مربا… اما بدون تخممرغ؟ نميشه. از گوشت مرغ ميشه گذشت، اما از تخممرغ هرگز.
پياز هم همينطور. آيا ميشه بدون پياز غذای ايرانی درست کرد؟ نه که نميشه. در صدر صدی نود نسخههای ايرانی به عنوان اولين جمله نوشته شده: پيازها را خلال و سرخ کنيد. چلوکباب بدون پياز چلوکبابه؟ معلومه که نيست. آبگوشت هم همينطور. در فرنگ هم خيلی از غذاها رو نميشه بدون پياز درست کرد، و اصلاً آشپزخونه بدون پياز فلج ميمونه. سالم و خوشمزه بودنش به کنار، اما برای آشپزی حياتيه، و مثل يک معشوقهء بدقلق و لجباز، هرچقدر هم که ما رو به گريه و فينفين بندازه، محاله که ازش بگذريم.
يا مثلاً سيبزمينی. همهاش چندصدساله که از آمريکا به اروپا آورده شده و از اونجا به ايران، و اون هم به نوبهء خودش در جنگهای جهانی کلی مردم رو از گرسنگی نجات داده و در همين مدت نسبتاً کوتاه آنچنان خودش رو در نسخههای آشپزی جا کرده که اصلاً نميشه مجسم کرد زمانی چقدر گمنام و بعد بدنام بوده. اروپاييها اول اون رو خام خورده بودند و تف کرده بودند که اه اه اين چيه. ميگفتند جلوی سگ هم بندازی نميخوره! در حالی که چقدر بلاهای مختلف ميشه سرش آورد. از سرخکردهاش گرفته که در تمام دنيا حتی بدغذاترين بچهها رو به خوردن واميداره، تا آبپز و پوره و کوفته و کوکو و سوفله و سوپ و غيره، و در خيلی از غذاها مثل همين آبگوشت خودمون نقش مهمی رو بازی ميکنه.
شکلات هم مثل سيبزمينی هديهای از اونور اقيانوسه و قدمت زيادی نداره، به خصوص نوع شيرينش که ما بيشتر ميشناسيم. اما حالا از خودم ميپرسم که مردم دنيا چطور قرنها تونستهاند زنده بمونند، بدون اينکه اين نرمی شيرين و گرم رو هرگز روی زبونشون حس کرده باشند و عطر شکلات توی دماغشون پيچيده باشه. يه قطعه کيک شکلاتی ممکنه که نتونه مشکلی رو حل کنه، اما ميتونه در پايان يک روز طولانی و عذابآور به ياد آدم بندازه که زندگی هنوز زيباست! اگر قرار بود عشق مزهای داشته باشه، حتماً مزهء شکلات ميداد.
به نظر من بايد يه روزی اين حرفها گفته ميشد.

يعنی فقط تخم مرغ و سيب زمينی.
اصلا املت سيب زمينی سرخ کرده!! به به!!!! با کچاپ و مايونز (یادت رفت بگی بدون تخم مرغ مایونز هم نداشتیم و خب بدون مایونز هم که نمی شه زندگی کرد)
درود بر شکم.
haan, in chocolate raast raasti hekaayatyeh! va raast raasti ageh aasheghi mazzeh yi gharaar baasheh daashteh baasheh, hatman mazzeh e chocolate e.
Baamazzeh in keh aaghaayoun mesl e khaanoomaa shifteh o sheidaa ye chocolate nistan! Bi saligheh haa.
baleh?!!!??? In comment douni migeh nazar e man dar entezaar e ta’dil ast!!!!!
—————————————————————————————————-
پانتهآ: جوش نيار خانم! اين دربون ما تازهکاره، ناوارده، مشتريهای قديمی رو هنوز درست نميشناسه. گوشش رو کشيدم تا از اين به بعد شکل و جمال شما يادش بمونه و بی سؤال و جواب راهت بده. زياد هم تقصير نداره بيچاره، آخه آیپی شما عوض شده بود.
agha kheyli karet doro3
) … malume roo har chizi cheghad deghat mikoni … vaghean tala deghat nakarde budam
… eival
…
سلام
وبلاگ جالب داري
لينكت كردم
ممنون که اومدی ، راستش در باره سورمه ای و صورمه ای ، قبلا یه متنی نوشته بودم و از سورمه ای استفاده کردم ، دقیقا و خیلی جالب مثل تو ، به سرمه فکر کردم. اما سیل پیغام و پسغام و تسلیت به پدرم (اخه پدرم فارسی درس میده) بود که سرازیر شد ،
) حالا به نظرت چیکار کنم؟ بنویسم سرمه ای و به سرمه فکر کنم یا بنویسم صورمه ای و به پدرم فکر کنم؟
سلام
شرمنده اگه خاستي لينك بدي لينك رو عوض كن
http://blog.roodsar.com
سلام
كملطفي كردي در مورد گوجه فرنگي. و بيشتر از اون ادويه. آشپزي در تمام مكتبهاش يه سير تكاملي داشته. چيزايي كه الان مي بينيم و به نظرمون بدون اونا آشپزي ممكن نيست، همهشون يه موقعي نبودهن. نياز آدما به خوردن غذاي خوشمزه و حس خوبي كه بعد از اون دارن باعث شده تا اين همه متنوع بشه. كاش در مورد بقيهي حسهاي خوب هم اين اتفاق ميافتاد.
موفق باشي
بسيار پست لذيذى بود.
SALAM BE NAZARE TO
AVAL MORGH BOODE YA TOKHME MORGH???!
من خیلی نوشته های شما رو دوست دارم و همیشه سعی می کنم دنبال کنم.
از اینکه بواسطه وبلاگ یک پزشک با شما آشنا شدم خیلی خوشحالم، از نوشته ای که در مورد اخلاق وبلاگی بود هم خیلی استفاد کردم.موفق باشید.ممنون
با آن کیک شکلاتی خیلی موافق هستم اما بدون تخم مرغ هم میشه زندگی ها اینها که تخم مرغ و شیر و هیچ چیز از حیوانات رو نمی خورند پس چه کار می کنند.
پانی جون، پنیر روی توی لیست فراموش کردی!!
دلم واست تنگ شده بچه جون! پریشب یاد سفر پاریسمون افتاده بودم.
ما شبها که تو خوابگاه چیزی گیر نمی آوردیم برای خوردن ( فکرشو بکن، حتی تخم مرغ هم نبود) 10 -20 تا پیاز رو سرخ می کردیم بعلاوه مقدار معتنابهی رب گوجه و ادویه و احتمالا یک سوسیس. انقدر خوشمزه می شد که از کباب برگ هم بیشتر بهمون می چسبید
سلام…خوبین…خدا راشکر… همیشه خوب باشین…وبلاگ بابایی من لونه گنجشکهاست…مهمان غریبستان بابایی من می شوید…منتظرم…روزهاتون اناري…بابايي منو كه كودك شده تو غريبستانش تنها نذاري…نازنين