دارم آهنگهای روی يک سیدی رو به امپیتری تبديل ميکنم. آلبوم «گل صدبرگ» با صدای شهرام ناظريه که از ايران با خودم آوردهام. تبديل چند دقيقهای طول ميکشه و محض وقتکشی نگاه دقيقتری به جلد سیدی ميندازم. اولين نکتهای که توجهم رو جلب ميکنه نهايت بیسليقگی به کار رفته در طراحی جلده. بیسليقگی و از اون بدتر بیدقتی و ناشيگری.
مهمترين چيز، يعنی اسم آلبوم رو به لاتين نوشتهاند «گلصد برگ»: Gol-e-Sad Barg. اسم شهرام ناظری به لاتين با حروف بزرگ نوشته شده، اما خطی به کار بردهاند که به کار اينجور نوشتن نمياد. خواستهاند عبارت «به ياد هشتصدمين سال تولد مولانا» رو (بگذريم که هرچندمين سال تولد هر کسی که باشه «ياد» نداره، معمولاً ميگن «به مناسبت») به انگليسی ترجمه کنند، اما به دليلی که روشن نيست، در عبارت حرف اول هر کلمه رو بزرگ نوشتهاند، کاری که معمولاً در مورد تيتر انجام ميدن، نه عبارتی که با خط ميکروسکوپی نوشته شده. تازه اين کار رو هم بلد نبودهاند درست انجام بدند و اول حرف اضافه (of) رو هم بزرگ نوشتهاند، و چون مولانا خيلی مهمه بايد اسمش با حروف بزرگ نوشته بشه وگرنه بهش توهين ميشه. و اصولاً اسم هر کسی که در ضبط اين سیدی دست داشته بايد با حروف بزرگ نوشته بشه که بهش برنخوره، هر کدوم با يک فونت ديگه. هر جا هم که جای خالی بوده آرم سازمان فرهنگی و هنری فلان و بهمان رو چپوندهاند که يه حالی بهشون داده باشند.
از زشتی و قناسی ترکيب و ترتيب اجزا و جوادترين سليقه در انتخاب رنگ و طرح و به کار بردن شصتاد جور خط مختلف و ناهمخوان که بگذريم، اين نکتهء آخری ديگه واقعاً آدم رو جلوی اين انتخاب ميگذاره که بخنده يا به جای طراح محترم خجالت بکشه: هيچ ميدونستيد که جمهوری اسلامی ايران يک دولت فدراله؟ بله، ما استانهای مستقل داريم و قدرت به هيچ وجه منحصر به حکومت مرکزی نيست! دست کم اين تصور طراح جلد سیديه. ورداشته جملههای انگليسی مربوط به انحصار حق تکثير و کپیرايت رو از جايی کش رفته، اما اينقدر به خودش زحمت نداده که اونها رو دست کم بخونه و اگه چيزی اضافه يا بيربط بود اون رو حذف کنه و تغيير بده. پس محتويات اين سیدی تحت پوشش «قانون فدرال» هستند! اگر اعتراضی داريد مراجعه بفرماييد به Vip-electronic در بروکلين!
حالا شايد بگين چرا خودت رو برای موضوع به اين بیاهميتی تيکهپاره ميکنی. خيلی مسائل مهمتر هست و تازه بايد دلت خوش باشه که اصلاً خود سیدی عيب و علتی نداره و درست ضبط شده، جلد خوشگل و بیغلط پيشکش. اگر چنين حرفی رو بزنيد البته فرمايشتون کاملاً صحيحه. اما اين فقط يه نمونهء کوچيک و بیاهميت از يه مشکل خيلی مهمتر و عمقيتر در جامعهء ماست. فرهنگ ای بابا ولش کن و سرهمبندی و بیدقتی و بیتوجهی به اصول حرفهای در هر کار و پيشهای. کمتر کسی برای وظيفهای که داره دل ميسوزونه، کمتر کسی وجدان کاری داره، و از همهء اينها بدتر به ندرت پيش مياد که کار به کاردان سپرده بشه و کسی که وظيفهای رو به عهده ميگيره از سواد و مهارت کافی برخوردار باشه. فرهنگ و منش کاری در جامعهء ايرانی ضعيف و بيماره. حالا هی بگين چرا پيشرفت نميکنيم.
حالا ولش کن، ای بابا! محتوا رو بچسب:
چه دانستم که اين سودا مرا زين سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد، دو چشمم را کند جيحون
چه دانستم که سيلابی مرا ناگاه بربايد
چو کشتيم در اندازد ميان قلزم* پر خون
زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد
که هر تخته فروريزد ز گردشهای گوناگون
نهنگی هم بر آرد سر، خورد آن آب دريا را
چنان دريای بی پايان شود بیآب چون هامون
شکافد نيز آن هامون نهنگ بحرفرسا را
کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون
چو اين تبديلها آمد نه هامون ماند و نه دريا
چه دانم من دگر چون شد، که چون غرق است در بیچون
چهدانمهای بسيار است، ليکن من نميدانم
که خوردم از دهانبندی در آن دريا کفی افيون
مولانا
*: به ضم قاف و ز، رود يا دريای بزرگ
پينوشت: در نوشتهء بعدی به پيامهايی که برای اين مطلب در سايت بالاترين گذاشته شده جواب دادهام.

بازم که باهات موافقم !…چرا همش حرفهای منو میزنی!
خلاصه دستت درد نکنه..یا قلمت درد نکنه یا کامپیوترت …نه اصلا دلت ,دلت به درد نیاد!
سلام
بد نیست نگاهی به تاریخ انتشار گل صد برگ بندازی تا دلیل ضعیف بودن طراحی جلد را متوجه بشوی. تقریبن بر می گردد به عهد بوق! خبری از فتوشاپ نبود.
——————————————————————————————————-
پانتهآ: جدا از اين که چنين کاری رو بهتره با يک برنامهء مخصوص صفحهبندی مثل کوارکاکسپرس يا ايلاستريتر انجام داد و نه با فوتوشاپ، و جدا از اينکه سیدی به مناسبت هشتصدمين سال تولد مولانا دوباره توليد و تکثير شده (يعنی همين سال ۲۰۰۷ ميلادی) و فوتوشاپ هم وجود داشته، ايرادهايی که من گرفتهام هيچ ربطی به تکنيک قديمی شده نداره. اتفاقاً همين تکنيک مدرن موجوده که باعث شده به عنوان مثال ذوق کنند و فقط چون ميتونند، شصتاد جور فونت مختلف به کار ببرند. و اين سهلانگاری و بیدقتی که بهش اشاره کردم هم ناشی از مسائل تکنيکی نيست.
من همون زمان عهد بوق نوار کاست اين آلبوم رو داشتم و از طراحی جلد معقول و مقبولی برخوردار بود.
باسلام کمتر کسیرا از خارج نشینان دیدم که نگاهی اینقدر دقیق نسبت به مساله ای که شاید بی اهمیت به نظرمی رسدداشته باشد حالا اینرو تعمیم بده به همه سطوح جامعه ای که داعیه مدیریت جهانی دارد شاد باشی
یه سؤال، چرا از «ء» استفاده میکنی؟ به جایِ «ی» یا مثلاً «ٔ»
و یه چیزِ بیربطِ دیگه، چرا صفحه درست نمیکنی برایِ داستانهات تو همین وبلاگ؟ دلیلِ خاصی داره که اونا رو گذاشتی تو پرشینگیگ؟
و یه چیزِ دیگه، چرا به آکادمی فانتزی لینک نمیدی؟ (:<
P-:
———————————————————————————————————–
پانتهآ: ۱) از ی استفاده نميکنم چون دلم نميخواد، و از ٔ استفاده نميکنم چون در اديتوری که باهاش فارسی مينويسم ندارمش، وگرنه خودم هم همزهء درست و حسابی رو ترجيح ميدم.
۲) يه دليل خاصی داشت. اول گذاشته بودمشون توی صفحههای همين وردپرس و بعد بردمشون به پرشنگيگ. الآن دليلش يادم نمياد. دليل محکمی هم بود ها! يه ربطی به محدوديت وردپرس در اديت قالب داشت.
۳) اين هم سؤال خوبيه. چشم.
ما اول بايد سعی کنيم که از پس رفتمون جلوگيری کنيم. هر وقت تونستيم سر جامون وايستيم و از اينی که هستيم بدتر نشيم، بعدش می شه به فکر پيشرفت هم افتاد.
چرا می زنی حالا ؟ ..ما کی گفتیم چرا پیشرفت نمی کنیم؟ کی پرسید اینو ؟ من پرسیدم؟ نـــــــــــــــــــــه…من که نبودم…حالا از بقیه بچه ها بپرس ..اونا شاهدن ..من که نپرسیدم.
—-
بابت کامنت پست قبلی معذرت می خوام..نمی دونستم ناراحت میشی و حذفش می کنی..اگه کامنت های منو جاهای دیگه هم دیده باشی متوجه می شدی که موقع کامنت نوشتن اغلب شوخی می کنم یا با لحن خیابونی می نویسم…به هر حال شرمنده.
—————————————————————————————————————
پانتهآ: در واقع شما قبل از اين هم کامنتی با محتوای توهينآميزتر گذاشته بوديد که من اول متوجه نشده بودم. وقتی ديدم که انگار به طور کلی لحن دوستانهای نداريد، تصميم گرفتم که آخرين کامنتتون رو هم به عنوان شوخی نبينم و اون رو توهينآميز قلمداد کنم. من جنبهء شوخی دارم و آدم عصاقورتدادهای نيستم، اما ترجيح ميدم که به خاطر رعايت حال خوانندههای ديگه هم که شده اينجا دست کم تا حدودی ادب رعايت بشه.
دشمنتون شرمنده.
haha,be in migan aanaaleeteeeeke and diaalekteeekee ey dabel ese tarafo deereedeedaaam..
“na harke aayene[fotoshaap] daarad sekandaree daanad
na harke mooy taraashad ghalandaree…”
na harke cd takseer konad delbaree daanad
doorood
ps.raasee mohtavaash cheshe?….
“gar azme safar daaree,bar markabe manee sho
var zaanke konee maskan,bar taareme khazraa*kon”
*yanee aasemoon
یک عکسی از جلد آلبوم می گذاشتی بدک نبود.
http://balatarin.com/permlink/2008/1/12/1209467
لینک این نوشته در بالاترین، می تونید نظرات اونجا دنبال کنید
مجددن سلام
ممنون از توضیحتان. برای منی که اهل طراحی و … نیستم فتوشاپ یعنی هر نرم افزار کامپیوتری که با آن طراحی می کنند. شما به تخصص خودتان ببخشید.
حالا چرا این قدر عصبانی هستید شما؟
اتفاقن من جلد قدیمی گل صد برگ را دارم ولی این جلد هم مربوط به سال 2007 نیست. مطمئنم. خیلی سال پیش این جلد را دیده ام.
موفق باشید.