به ندای اين آقا لبيک ميگويم و هلههولههای مورد علاقهام رو رديف ميکنم:
کيک و شيرينی خامهای، شيرينی خشک، شکلات شيری ساده يا از نوع کيتکت و مارس و اسمارتيز و غيره، انواع بستنيجات، چيپس (ترجيحاً با فلفل قرمز)، ماست ميوه (ماست ميوه هم هلههوله است؟)، تافی کارامل، ذرت بوداده (شيرينش رو ترجيح ميدم)، کرنفلکس [...]
Archive for آوریل, 2008
هلههوله
Posted in شکمچرانی on آوریل 29, 2008 | 6 Comments »
شرح المصائب فی البيمارستان – ۱
Posted in روزمره on آوریل 29, 2008 | 6 Comments »
بند و بساطم رو جمع کردهام و با يک فقره چمدون گنده (يعنی گنده ها!) و يکی دو تا کيف و ساک ديگه راه ميفتم. از راه نرسيده بوی گند خاص بيمارستان مشاممان را میآزارد (اين يک قسمت يه خرده ناصرالدينشاهی شد انگار). ميگن برم طبقهء پنجم. اونجا يک فقره خانم پرستار بلوند خوشگل خوشهيکل، [...]
پايان يک اديسه
Posted in روزمره on آوریل 27, 2008 | 59 Comments »
ديروز بالأخره از بيمارستان مرخص شدم.
جريان اينه که من از هشت سالگی مبتلا به کمردرد بودم و هستم. اون موقعها هر روز که از مدرسه به خونه ميومدم، از فرط درد گريه ميکردم. پدر و مادرم من رو بردند دکتر و اون هم گفت اين درد مال رشده. پنج شيش سالی درد رو تحمل کردم، [...]
همتی، ای خواهران!
Posted in شعر و ترانه on آوریل 3, 2008 | 25 Comments »
به مناسبت شصت و هفتمين سالروز درگذشت پروين اعتصامی، بانوی شعر ايران:
نهال آرزو
ای نهال آرزو، خوش زی که بار آوردهای
غنچه بی باد صبا، گل بی بهار آوردهای
باغبانان تو را امسال سال خرمی است
زین همایون میوه کز هر شاخسار آوردهای
شاخ و برگت نیکنامی، بیخ و بارت سعی و علم
این هنرها جمله از آموزگار آوردهای
خرم آنکو [...]
خشم ايرانيان
Posted in ايران, زمين و زمان on آوریل 2, 2008 | 19 Comments »
قضيه اينه که عکسهای برهنهء خانمی ايرانی و مقيم اسپانيا در يک مجلهء اونجا چاپ شده. مسئولان سايت به قول ايشون بسيار خبری و بسيار موثق صبح حسابی جوش آوردهاند و هر چی تونستهاند بار خانمه کردهاند و خانوادهاش رو هم بینصيب نگذاشتهاند. ضمناً مزخرفاتی گفتهاند اندر باب برانگيخته شدن خشم بسياری از ايرانيان مقيم [...]
