قضيه اينه که عکسهای برهنهء خانمی ايرانی و مقيم اسپانيا در يک مجلهء اونجا چاپ شده. مسئولان سايت به قول ايشون بسيار خبری و بسيار موثق صبح حسابی جوش آوردهاند و هر چی تونستهاند بار خانمه کردهاند و خانوادهاش رو هم بینصيب نگذاشتهاند. ضمناً مزخرفاتی گفتهاند اندر باب برانگيخته شدن خشم بسياری از ايرانيان مقيم خارج و عکس روی جلد مجله رو با خشانت تمام سانسور کردهاند و کل ماجرا رو گذاشتهاند توی سايتشون. از نيش و کنايه به حکومت خاتمی هم صرف نظر نکردهاند. لابد تحقيق اين حضرات به اين صورت انجام شده که زنگ زدهاند به سفارت ايران در اسپانيا و ضمن گرفتن اطلاعات لازمه دربارهء خانمه و خانوادهاش از سربازان گمنام امام زمان، يک همهپرسی هم بين کارکنان سفارت (و نه مراجعان!) راه انداختهاند و نتيجه اين شده که ميبينيد. بسيار محتملتر اينه که عکسها رو جايی ديدهاند و به طريقی ترجمهء دست و پا شکستهای از متن گير آوردهاند و ديگه بقيهاش بر اساس قوهء تخيل و شور حزباللهی خودشون نوشته شده. اين يعنی خبرنگاری اسلامی. اخبار روزنامههای صدر اسلام هم دقيقاً همينجوری تدوين ميشد.
بیشک مسئولان سايت صبح از پويندگان به حق راه آيتالله خمينی و متحجران پيش از اون هستند که تمام مدت بابت باز شدن پای «نسوان» به مدارس و بر باد رفتن عصمت دوشيزگان در کلاسهای درس و پای صندوقهای رأی خون به جگرشون ميشد و آخرش هم مجبور شدند عقبنشينی کنند و جبر تغيير زمانه رو بپذيرند. حالا موقع استفادهء شاگردانشون از اين فرصت طلاييه که اين ماجرا رو پيرهن عثمان کنند و تلويحاً به خانوادههايی که همينجوريش هم نگران عفت و پاکدامنی دخترانشون هستند پيام بدند: هر دختری که به بهانهء تحصيل به خارج بره ج… ميشه!
روشن نيست که بشر از کی و چطور به اين نتيجه رسيده که بايد آلات تناسليش رو بپوشونه. بعيد نيست همزمان با پيدايش افکار مذهبی و ماوراءالطبيعه انسانها به اين نتيجه رسيده باشند که باروری و توليد مثل، يعنی يکی از مهمترين غرايز، ممکنه توسط نيروهای اهريمنی مورد تهديد قرار بگيره و به خطر بيفته و به اين دليل ترجيح دادهاند با پارچهای و شايد وردی و طلسمی از اين اعضای گرانبها محافظت کنند. قدر مسلم اينه که انسان با حس شرم و خجالت بابت برهنگی به دنيا نمياد، بلکه اين امر کاملاً اکتسابيه و تحت تأثير تلقينات جامعه و محيط شکل ميگيره، تا حدی که يک زن با نشون دادن چند تار مو يا قسمتی از صورت ميتونه احساس برهنگی و شرمزدگی بکنه. به همون نسبت هم ممکنه زن يا مرد ديگهای که در شرايط متفاوتی بزرگ شده اصلاً ندونه که خود رو پوشوندن و احساس شرم و حيا يعنی چی.
از طرف ديگه هر نوع احساسات منفی بابت برهنگی از شرم گرفته تا امتناع و نفی و خشم و انزجار ميتونه کاملاً در ارتباط مستقيم با واکنش اطرافيان باشه. به عنوان مثال من به شخصه پوشيدگی رو جزو ارزشهای اخلاقی نميدونم و برهنگی به نظرم يه چيز عادی و طبيعيه و جبر پوشيدگی در بعضی از جوامع بازماندههای سنن کهنه و اغلب با ريشهء مذهبی که برام چندان اعتبار منطقی نداره. اگر از من بخواهيد سراپا برهنه به خيابون برم، اين کار رو خواهم کرد، اما به شرط اين که بتونيد تضمين کنيد چنين کاری برام پيامدهای منفی نداشته باشه. اگر از جنبهء حقوقيش که منجر به دستگيری من توسط پليس آلمان به جرم بر هم زدن نظم عمومی ميشه بگذريم، احتمالاً همسايهها و عابران و مأموران پليس به سلامت مشاعرم شک خواهند کرد و توضيحات من که «بابا برهنگی يه چيز کاملاً طبيعيه» کمکی به حالم نميکنه. به دلايل قابل درک اين سوءتفاهميه که من چندان ميل ندارم درگيرش بشم. اصلاً چرا راه دور بريم، اگر من ببينم که يک مرد با نگاهی زيادی مستقيم و حريص به سينهء من خيره شده، جوری که کم مونده توی يقهام بيفته، ممکنه احساس چندان جالبی نداشته باشم و بابت گريبان بازم معذب باشم و يکی دو دکمه بيشتر از بالای پيراهنم رو ببندم، بلکه آقاهه از رو بره! در حالی که لباس دکلته در برابر آدمهايی چشم و دل سيرتر يا دست کم صاحب ادب و ظرافت بيشتر برام مشکلی ايجاد نميکنه. عادت هم البته نقش مهمی بازی ميکنه. وقتی کسی يک عمر از برهنگی منع شده باشه، در وهلهء اول حتی در محيطی که برهنگی عاديه و کسی بهش خيره نميشه، مثلاً در سونای مختلط يا پلاژهای آزاد، باز هم احساس شرم و حيا ميکنه و روش نميشه همهء لباسهاش رو دربياره، چون يک عمر در گوشش خوندهاند که: خجالت بکش! از نظر خيليها برهنگی برای زن دقيقاً مطابق با مفهوم تنفروشيه.
ميخوام بگم عرف جامعه و شرايط محيط با تصميم و نظر شخصی من عوض نميشه و من خواهی نخواهی از اونها تأثير ميگيرم و بايد تابع قوانين نوشته و نانوشتهء اون جامعه باشم. در ايران بعضی آدمهای متعصب خشکهمقدس به زنی که سراپا پوشيده است و حتی روسری هم سرشه ميگن «لخت»، يعنی بين اون پوشش و عکسهای رومينا خانم تفاوتی قائل نيستند. اگر من بخوام در ميون چنين آدمهايی در صلح و صفا زندگی کنم، ناچار به تجديد نظر دربارهء بعضی از پرنسيپهام هستم. ميشه دليل لزوم اين انعطاف رو به اصطلاح خودمونی اينجوری توصيف کرد: جنبهاش رو ندارند!
اگر چنين وضعی پيش بياد، يعنی آدمی مثل من ناچار بشه در خونوادهای با چنين تفکرات خشک و بستهء مذهبی زندگی کنه، نتيجهاش معمولاً پنهانکاری و دروغ و رياست و در نهايت با برملا شدن اسرار، جنگ و دعوا و کشمکش و قهر. در خونوادهء بزرگی هم که اسمش ملت ايرانه دقيقاً همين وضع رو ميبينيم. آقابالاسرهای مستبد حکومتی قوانينی وضع کردهاند برای محدود کردن آزادی، از جمله در انتخاب پوشش و ظاهر. اين باعث رفتار کجدار و مريز عدهء کثيری شده که سی ساله با اين حکومت سر چند حلقهء مو آشکارتر يا بلندتر و افشانتر و چند سانتيمتر مانتوی کوتاهتر و تنگتر و يک قلپ رنگ شاد و روشن و غيره با حکومت در يک جنگ خستگیناپذير به سر ميبرند. گاهی يکی دو سنگر فتح ميکنند و گاهی مجبورند دوباره عقبنشينی کنند. بعضی هم مثل من قهر کردهاند و رفتهاند.
حالا عکسهای برهنهء يکی از اين «فرزندان قهر کرده» به دست فرزندان سوگلی و عزيزکرده و سربهراه اين حکومت افتاده. مطمئنم که تعداد زيادی از هموطنان عزيز با شنيدن اين خبر حسابی غيرتی ميشن و رگ ناموسپرستيشون به جوش مياد. چون در نظر چنين آدمهايی اگر دختر فرنگی از اين کارها بکنه، خوب اونها به هر حال همه از دم فاحشه هستند و ازشون بعيد نيست، اما به محض اينکه يک قطره خون ايرانی در رگهای دختری پيدا بکنند اون دختر جزو ملک و اموال آبا و اجداديشون ميشه و بايد براش تعيين تکليف کنند. يه دخترخانم ايرانی از دوستانم که گاهی در ديسکوها به عنوان رقاصه کار ميکرد برام تعريف کرده بود که بعضی مواقع تعدادی از مهمونهای ديسکو ايرانی از آب درميومدند و معمولاً خيلی هم سمج و پررو بودند و ايجاد مزاحمت ميکردند. دوستم ميگفت: «ميتونستم به محافظان بگم از ديسکو بيرونشون کنند، اما معمولاً کافی بود که حين رقص روی صحنه به پايين خم بشم و آهسته يکی دو کلمه به فارسی بگم. همون آدمهايی که تا يک ثانيه پيش کم مونده بود منو از صحنه پايين بکشند و بلايی سرم بيارند درجا خنده روی لبهاشون ميخشکيد، رنگ و روشون ميپريد، سرشون رو پايين میانداختند و ديگه روشون نميشد حتی به من نگاه کنند. اکثراً بعد از چند دقيقه به کل غيبشون ميزد.»
اما خيليها هم مثل اون حضرات فکر نميکنند. من حتی ميتونم مجسم کنم که بعضی از اون دستاندرکاران سايت واقعاً حرف خودشون رو باور داشته باشند و حتی دارای قوهء تخيل کافی برای مجسم کردن اين وضع نباشند که بسياری از هموطنان غيور و مسلمان ساکن خارج و حتی داخل با خوندن خبر نه تنها خشمگين نشدهاند، بلکه شونهای بالا انداختهاند و از فرط ملال خميازهای کشيدهاند و گفتهاند: «خوب که چی؟» بلکه فکر ميکنند حتماً به همهء ما هر کجا که هستيم مثل خودشون برخورده و احساسات مذهبيمون به جوش اومده و ميخواهيم برای دفاع از ناموسمون چاقو بکشيم، فقط دستمون به اون صاحب مجله و خانمه و خانوادهاش نميفته که همه رو از دم سلاخی کنيم. اينه که به عنوان خبرنگارانی بس باوجدان و شريف صدای ناشنيده و خفهشده و در گلو شکستهء هموطنانشون رو تبديل به فريادی رسا و قابل شنيده شدن کردهاند.
به مسئولان سايت صبح پيشنهاد ميکنم که يه خرده، فقط يک کم چشم عقل و جانشون رو باز بکنند، نگاهی به اطرافشون بيندازند و ببينند در جمع و با رعايت بيطرفی و انصاف کدوم بيشتر خشم مردم ايران در داخل و خارج رو برمیانگيزه: خانمی که به دلايل خصوصی و بدون کوچکترين ربطی به ماها اجازه داده عکسهای برهنهاش رو در کشوری بيگانه چاپ کنند، يا مثلاً فقر و بيکاری و بیهدفی و دلمردگی و ناامنی و آلودگی و فساد سياسی و اقتصادی حاکم بر کشور اسلامی. اگر واقعاً خيلی وجدان دارند، بد نيست که بعضی از اين فريادها رو توی بوق و کرنا کنند.

در مورد اين پستت خيلي حرف دارم، شايد چيزهايي كه در اين كامنت نگنجد! با خيلي حرفهايت موافقم و با بعضياش مخالف…
ميدوني پانتهآ اصل جريان و مشكلي كه با آدمها پيدا ميكنم بر سر اعتقادشان نيست بر سر اين است كه خيلي علاقمندند كه بقيه هم مثل آنها ببينند و فكر كنند. حالا شايد براي من حركتي مذبوحانه باشد، (ممكن است به طرف هم بگويم اينم كم داره!!) اما بازم در اون باطن خودم اعتقاد دارم كه به هرحال لابد فرد مقابل نظرش اينه حالا مگه براي من مشكلي ايجاد ميكنه؟
اما واقعا در اين سالها از خيلي چيزها براي ما تابو درست كردند، طوري شد كه خودمان يادم رفت كه چه دوست داريم و دلمان ميخواهد چه شكلي باشيم.
يك چيز ديگه تا يادم نرفته، خيلي خيلي خوشحالم كه شجاعانه حرفهايت را گفتي و خودت را سانسور نكردي:)
من الان داشتم متن اسپانيايی مجله رو می خوندم. به گفته خود اين خانوم شغلش رقصيدن است من نمی دونستم ايران بورس مي ده که کسی تو اين رشته رقص درس بخونه D:
به هر حال هر کسی اختيار بدن خودش رو داره و هر کاری دوست داره می تونه بکنه، خالکوبی، سوراخ، قطع عضو و اگر کسی فکر می کنه که اندام زيبايی داره و می خواد نشونش بده کاملا مختاره. آخه من نمی دونم اينم شد خبر؟؟؟؟؟؟؟
منم از فردا يه مجله می زنم با اين اخبار: فسقلی روی بازوش يه توپ راگبی خالکوبی کرد. با شنيدن اين خبر ايرانيان فوتبال دوست به خشم آمدند و علی دايی فسقلی را کافر خواند.
واقعا بی کاری ،کوته فکری و بی استعدادی بد دردهايی اند.
حالا من اگه اون مجله بالا رو بسازم باور کن خوب فروش می ره پولدار می شيم ها! من تجربه کار رسانه ای ندارم. شريک؟؟؟؟؟
—————————————————————————————————-
پانتهآ: شريک!
سلام … آخه آدم چی بگوید ..یعنی اینقدر بی و کم شخصیت هستیم که نمایان شدن سینه لخت زنی شخصیت مردم ایران خراب میشود!!!
من موندم دستت درد نگرفت انقدر تایپ کردی ؟
اگه چاپ چنین عکسهایی باعث از بین رفتن شخصیت یک ملت میشود من بعید میدونم حتی اندازه یه سر سوزن از شخصیت مردم امریکا و اسپانیا و ایتالیا و خیلی از کشورهای دنیا باقی مونده باشه!
بعید میدونم به شخصیت کل مردم ایران ربط پیدا کنه
خانوم عزیز فرموده بودین:
“اگر از من بخواهيد سراپا برهنه به خيابون برم، اين کار رو خواهم کرد، اما به شرط اين که بتونيد تضمين کنيد چنين کاری برام پيامدهای منفی نداشته باشه.”
مطمئن باشین کسی نیست که برهنه بشه و براش پیامد منفی نداشته باشه غیب که نگفتین… این امر طبیعیه و ربطی به دین و تحجر و تیبل دانس و ایرونی و رو کم کنی و… نداره. باور اگه نمیکنین و هنوز اگه خیلی ادعاتون میشه که یه عکس از خودتون بذارین و فرضا بذارین ومطمئن باشین خواننده های شما نظرشون در مورد شما کاملا عوض میشه… به آمار سایت کاری ندارم احتمالا نصف میشن شاید هم زیادتر بشن کسی نمیدونه مسلم اینه که هرچی هست ربطی به دین و مذهب و ظرفیت نداره. این کار یه نوع کمبود آدمی رو میرسونه که نیاز به جلب توجه دیگران داره…
واقعا متاسفم که ایرونیا رو این همه هیز دیدین!
——————————————————————————————————-
پانتهآ: والا راستش من منظور شما رو نفهميدم. من نه ادعايی دارم و نه متوجه شدم ادعای شما چيه. من کی و کجا گفتهام ايرانيها هيز هستند؟! ضمناً چرا فکر ميکنيد برهنگی هميشه پيامدهای منفی داره؟ مکانهايی هست که پوشيدگی در اونها خلاف عرف محسوب ميشه و بايد برهنه بود. اصلاً مگه قرار بوده غيب بگم؟ مثالی زدهام و بقيهء استدلالم رو بر مبنای اون مثال ادامه دادهام. اگر اين مسئله به مذهب (اعم از اسلام و مسيحيت و يهوديت) ربطی نداره چی داره؟
بعد هم خوب حالا به فرض که اون خانم کمبود داره و ميخواد جلب توجه کنه. آيا اين وظيفهء خبرنگاره که بهش لقب فاسد بده و چنين متن چرندی رو به عنوان خبر به خوانندگانش ارائه کنه؟
موافقم. فقط نمی دونم چرا این همه نوشتی. دو خط کافی بود.
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش…که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
البته اگر حق انتخاب فردی جدیدا گناه محسوب بشه!
بهتره که فکر کنیم ببينم چه چیزی براستی به ضرر کشورمان است.
آیا سخنرانیهای رييس جمهورمان باعث شده که منفورترين کشور دنيا بشيم يا عکس برهنهی اين خانم؟
شاد باشی
من هم اگه جای اون زن بودم اینکار رو می کردم و از زیباییم شاید اینجوری استفاده می کردم و از زندگیم لذت می بردم. اصولا این جمله “د , آخه به تو چه ربطی داره؟! ها؟؟ ” (با لحن زنانه و با صدای جیغ خونده شود) واسه ی همین وقت هاست.
دخالت در این امور شخصی انسان ها نهایت بی شرمیه . حالا اینها این مساله رو در رسانه ها مطرح میکنن
وقتاش شده که به مناسبت این لطمهی بزرگای که به آبروی ما وارد آمده یک بمب گوگلی درست کنیم. این از فیلم سیصد هم بدتره!
سلام.
شرمنده از اینکه برای عرض ادب و گفتن تبریک سال نو دیر رسیدم،با این حال امیدوارم سال خوب و پر برکتی در کنار خونواده داشته باشی و باز امیدوارم امسال سال رسیدن به آرزوهای شما هم باشه.
سال نو بر شما و خونواده محترمتون هم مبارک
—————————————————————————————————-
پانتهآ: ممنون! سال نوی شما هم مبارک
من با حرفهات موافقم برای همین طول وتفسیر بیشتری نمیدم
می شه با همین جسارتی که نوشتید بگویید پس با این تفاسیر در همین سونا و جکوزی های آلمان که ظاهرا عرفا مشکلی نیست و می شود کاملا برهنه شد و پلیس آلمان هم مشکلی ایجاد نمی کند حاضرید جلوی نگاه سایرین برهنه شوید؟
————————————————————————————————–
پانتهآ: فکر نميکنم نه اين حرف و نه اين کار جسارت چندانی بخواد. نه تنها حاضر هستم بلکه اين کار رو کردهام. اما سونا چندان به مزاجم نميسازه! مسئله بر سر همون نگاههای ديگرانه که کيفيتشون با چيزی که حدس ميزنم در ذهن شماست متفاوته.
ای بابااااااا گردنم کور!!…..یه اسکرول کردم ورفتم پایین صفحه وبلاگت! چقدر نوشته از دستم در رفته بود………_صورتک تعجب _ ….الان هم دارم عکسهاتو نگاه میس کنم …همونی که گفتم ….باور کن…تو قالی کرمونی….هی رنگ ورو عوض می کنی وپیش بسوی خوشتیپی وسرحال شدنی….فقط نمیدونم چرا تو سن 18 سالگیت کمی جوات تر از 16 سالگیته؟….ولی الان مطمئنم که بصورت معکوسه هر چی سنت میره بالاتر خوش تیپ تر میشی ….باور کن
این که لخت نبود!
کاملا موافقم باهاتون
من اعلامن می کنم که دیروز ظهر توی محوطه دانشکده بلوزم رو در ملا عام عوض کردم تا کادویی رو که دوستم خریده بود امتحان کنم.وا غیرتا…وا مسلمانا….به نظرم دیگه شرافت ایرانی با این کار من به باد رفته…داشتن زندانی سیاسی…شکنجه ،فقدان آزادی بیان که مهم نیست.مهم این بود که من لخت نشم که شدم…وای ابرو و عزت ایرانی…