Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for می, 2008

معلم

نميدونم جريان چيه که پويا تازگيها هر بار که پای تلفن خداحافظی ميکنه ميگه «موفق باشی». يه چيزی افتاده توی دهنش و ولکن هم نيست. خنده‌داره.
وقتی از يه کلمه يا اصطلاح قلنبه سلنبهء فارسی استفاده ميکنه که تازگيها ياد گرفته، مثلاً «نيروی انتظامی»، انگشت اشاره‌اش رو بالا ميبره، کله‌اش رو تکون ميده و کلمه رو [...]

Read Full Post »

ای فتحی فرزانه، امروز خبر دادی
چون سال گذشت از پنج، بس نيک نظر دادی
در وردپرس امروز جشنی بگرفتيم و
هر کس که بلاگی داشت، شيرينی تر دادی
ياران همه شادانند در وردپرس، آن هم
با اين همه امکانات کو بار دگر دادی
هر نوشته و شعری کز قلم تراوش کرد
چونان ورق زر او در جهان سفر [...]

Read Full Post »

تجربهء جديد

باور کنيد، بعد از پنج شماره شرح‌المصائب نوشتن ديگه روم نميشه که نک و ناله کنم و از اين حرفا بزنم، اما اگر از خودتون پرسيده‌ايد که اين پانته‌آ باز کدوم گوری رفته، توضيحش اينه که يک دندون ممکنه بعد از کشيده شدن بيشتر از قبل درد داشته باشه. جدی ميگم.

Read Full Post »

مصيبت چيست؟

گمونم يه توضيحی بايد به خواننده‌ها بدم که تا به حال فکر ميکردم لازم نباشه، اما انگار هست:
ببينيد، در بيمارستان به من يک برگه دادند با جدولی برای ثبت روال درد، جهت فرستادن برای شرکت بيمه. به اين معنی که تاريخ هر روز رو در جدول وارد ميکردی و بعد علامت ميزدی که از رتبهء [...]

Read Full Post »

اون اتاق شيشه‌ای به خاطرتون هست که گفتم قبلاً اتاق سيگاريها بود و حالا تبديل شده به يه مطب امراض ريوی؟ يه زن بدقيافهء قدکوتاه اونجا کار ميکنه که ظاهراً زن جناب آقای دکتره. از قرار معلوم اين زنه يه خرده ديوونه است، چون به گفتهء بيمارهای ديگه هر چند روز يه بار يه چيزی [...]

Read Full Post »

پويا اغلب روزها با وجود مسافت زياد بعد از تموم شدن کارش بهم سرميزنه و به خاطر شوخ‌طبعی و پرحرفيش بين بيماران تراس‌نشين محبوبيت فراوونی پيدا کرده. خنده‌دار اينجاست که ملت مرتب از من ميپرسند آيا پويا شوهرم/دوست‌پسرمه؟ جالبه که يه زمانی همه فکر ميکردند پويا بايد پسرم باشه و حالا همچين حدسی ميزنند، با [...]

Read Full Post »

روی برنامهء امروز نوشته ساعت فلان در اتاق بهمان حضور به هم رسانيد جهت يک فقره سمينار دربارهء تغذيهء صحيح برای بيماران رماتيسمی. غذا همينجوريش هم بين بيماران همچنان در صدر موضوعات گفتگو قرار داره. کتلتها ته کشيده‌اند. برای يه غذای ادويه‌دار مملو از سير و پياز له‌له ميزنم. دو هفته است که تخم‌مرغ نخورده‌ام. [...]

Read Full Post »

درمان مورد علاقهء من شامل کيسه‌های حاوی گل کاه؟! (Heublume) داغ‌شده است که ميگذارند روی يک تشک که با آب گرم پر شده. روی تشک گرم و نرم و متکاهای داغ خوشبو شناور ميشی و همچين عضلات منقبض و دردآلودت نرم و شل و ويل ميشن که نگو. من که بلااستثنا هر دفعه بعد از [...]

Read Full Post »