پاراگرافهای اين نوشته ربط چندانی به همديگه ندارند، پس دنبال چنين ربطی نگرديد.
يه مدت که نمينويسی، نوشتن سختتر ميشه. مثلاً همين شنبهء هفتهء پيش که با يکی از خوانندههام ملاقات کردم به اسم مرجان خانم که از چند سال پيش وبلاگ من رو ميشناسه، ميخواستم بلافاصله دربارهاش بنويسم، اما اين دست و اون دست کردم و يه جوری بيات شد. جاتون خالی کلی خوش گذشت. از اونجايی که ميگفت شهر خودشون خيلی خلوت و پرته و حوصلهاش اونجا کمی سررفته، به پويا و پوپک خبر دادم که اونها هم با من بيان و يه خرده دور و برش رو شلوغ کنيم. که يه خرده زيادی هم شلوغ کرديم. در واقع طفلکی اصلاً مهلت حرف زدن پيدا نکرد. فکر نکنم ديگه اين طرفها پيداش بشه! تازه شانس آورد که پويا اون روز کار ميکرد و ديرتر رسيد و بعدش هم آنچنان خسته و کوفته بود که نای صحبت نداشت، وگرنه ديگه واويلا.
چقدر همينطور اورت ايدههای جالب به ذهن ملت ميرسه. بهشون حسوديم ميشه. مخ من از ايده خالی خاليه، عينهو کف دست. اونوقت شوورخان هی غر ميزنه که چرا ديگه نقاشی نميکنی. ای بابا.
فکر کن گشنهات باشه در حد مرگ. بعد يکی بياد بگه اين بطری شامپاين رو نگاه کن، به من هديه دادهاند. نصفش مال تو. ديگه غصه نخور، باشه؟ و تو به زحمت لبخند ميزنی و ميگی خيلی ممنون، اما حتی نميتونی از درد گرسنگيت بگی که با اون نصف بطری شامپاين درمون نميشه. خوشحالی طرف بابت هديه گرفتنش رو نميخوای خدشهدار کنی، پس وانمود ميکنی که ديگه گرسنه نيستی.
وقتی يه ايرانی اسم کوچيکش رو با حروف لاتين Kani مينويسه، اسمش به فارسی چيه؟ روم نميشه از خودش بپرسم.
اين روزها موسيقی زياد گوش ميدم. تقريباً بیوقفه. وقتی که گوش نميدم هم توی کلهام ادامه پيدا ميکنه. شبها توی خواب هم همينطور. داره يواش يواش توی اعصابم ميره. اما ديشب خواب نقاشی ميديدم. فن گوگ خودش اومده بود تابلوهاش رو برام توضيح ميداد. آدم خوشرويی هم بود. البته در پس زمينه بساط موسيقی همچنان به راه بود.
آقا، يکی بياد دست من رو بگيره ببره يه جهنم ديگه. دلم پوسيد.
نه، توی اين حال و هوا وبلاگ نوشتن فايده نداره. باشه تا بعد.
معما حل شد باباجان: در بین اقوام کرد کانی اسم محسوب می شه. مثل کان به معنای چشمه (با تشکر از گندم خانم).

فامیلیش کنی هست یعنی اهل کن مثل جشنواره فیلم کن بخونش …شاد باشی …شبنم
————————————————————————————————-
پانتهآ: صحبت اسم کوچيک بود آخه…
shayad “kami” bude eshtebah type karde;)
———————————————————————————————-
پانتهآ: نچ… ده جا اسمش رو همينجوری ديدهام، از جمله روی کارت ويزيتش.
خوش به حال ون گوگ میاد به خوابت، تو خواب ما گرگ هم نمیاد بخوردمون تنوع بشه!
راستی تو خواب که گازت نگرفت؟
صد نامه نوشتیم و جوابی ننوشتی……….این هم که جوابی ننویسند جواب است
یعنی اینکه بیخودی خودتو علاف کردی ،دیگه چیزی اینجا نفرست. باشه چشم، ما رفتیم خدا نگهدار و دیدار به قیامت
dele manam poosid inja. vali man khodam karam kharabe aziz jan.
aghaye Mahdavi e Kani ro ke esmesho shenidi? inam ehtemalan famile hamoone

———————————————————————————————
پانتهآ: والا، به پير، به پيغمبر، اسم کوچيکشه!
حالا خوبه بالاخره نوشتي. اين دخترهاي (بانوان) وبلاگستان كه همش دارن غر ميزنند. بازم شما را ميشه خوند. ميشه يعني اسمش “كاني” باشه؟ D:
اگه زنه ممکنه اسمش کنيسه باشه (؟) يا کنيزک شايدم اسمش خارجی باشه مثلاً کنی بال :دی
اسم اون آدم کانی هست. من کرمانشاهی هستم و در بین اقوام کرد کانی اسم محسوب می شه. به معنای چشمه.
Kani Is Part of his last name, Like me I use Pish.
بنابر قانونی که بین جهان سومی ها رایجه من یک عالمه نیکنیم های عجیب غریب دیده ام که همشون اضغر . اکبر و حسین و …بوده اند
اسم های جعلی خیلی زیاده زیاد خودت را ناراحت نکن…اما اگر ازش ببرسی حکایتی بشه..نمی دونی چهسعیی می کنند توجیه کنند که خجالت نمی کشند از اسم ایرانی یا عربیشون بلکه اسمشون را عوض کرده اند که خارجی ها راحت بخوانند!!!!