مجموعهء کامل بچههای آخر زمون رو اينجا بخونيد.
غربتستاناز اين دست
- فيلم و تلويزيون (28)
- قديم و نديم (77)
- مينيمال (17)
- محض خنده (44)
- وبلاگ (70)
- وبگردی (22)
- ورزش (12)
- کتابجات (8)
- آلمان (41)
- ايران (46)
- ترجمه (37)
- دانستنی (32)
- داستان (4)
- روزمره (297)
- راديوجات (20)
- زمين و زمان (111)
- شکمچرانی (19)
- شعر و ترانه (26)
بایگانی
- جولای 2009
- ژوئن 2009
- آوریل 2009
- مارس 2009
- ژانویه 2009
- دسامبر 2008
- نوامبر 2008
- اکتبر 2008
- سپتامبر 2008
- آگوست 2008
- جولای 2008
- ژوئن 2008
- می 2008
- آوریل 2008
- مارس 2008
- فوریه 2008
- ژانویه 2008
- دسامبر 2007
- نوامبر 2007
- اکتبر 2007
- ژوئن 2007
- می 2007
- آوریل 2007
- مارس 2007
- ژانویه 2007
- نوامبر 2006
- اکتبر 2006
- سپتامبر 2006
- آگوست 2006
- جولای 2006
- ژوئن 2006
- می 2006
- آوریل 2006
- مارس 2006
- فوریه 2006
- ژانویه 2006
- نوامبر 2005
- اکتبر 2005
- سپتامبر 2005
- آگوست 2005
- جولای 2005
- ژوئن 2005
- می 2005
- آوریل 2005
- مارس 2005
- فوریه 2005
- ژانویه 2005
- دسامبر 2004
- نوامبر 2004
- اکتبر 2004
- سپتامبر 2004
- آگوست 2004
- جولای 2004
- ژوئن 2004
- می 2004
- آوریل 2004
- مارس 2004
- فوریه 2004
- ژانویه 2004
- دسامبر 2003
- نوامبر 2003
- اکتبر 2003
- سپتامبر 2003
- آگوست 2003
- جولای 2003
- ژوئن 2003
- می 2003
- آوریل 2003
-
عکسهای فليکر
More Photos مکملات
نوشته و ترجمه
دوستان
- Anti Memoirs
- Corona
- Devil’s Whisper
- My Observations in Texas
- Pupakestan
- Seymore’s Life
- قرهقوروت
- لانگشات
- من در غربت
- من شرقی
- ميداف
- ميرزا پيکوفسکی
- مژی جون
- مژدگانی
- نقطه ته خط
- نگاه آزاد
- نگاهی ديگر
- ناخانا
- نارنج
- ناصر غياثی
- هفت
- همهمان خواهيم سوخت…
- هنوز
- هاشم
- هديهٔ لحظهها
- ويولت
- وب ۲
- ورطه
- يک فتحی
- يک قطره
- يک پنجره
- يک پزشک
- يک دختر ترشيده
- يادگاری
- ژاله و شکوفهء ياس
- کوچيل
- کورش عليانی
- کاکتوس تيلا
- کتبالو
- گفتنیها
- گوباره
- گوشزد
- پيکرتراش
- پيادهرو
- پابرهنه برخط
- پرچم
- پروردگار-خداوند
- پراکندهها
- پشت درياها
- Version 17
- آقا اجازه؟؟
- آليس در شگفتزار
- آن سوی ديوار
- آچار فرانسه
- آوای موج
- آواز
- آوازهای روزانه
- آبنوس
- آبچينوس
- آبی، خاکستری، سياه
- آدينه
- آرمين گيلهمرد
- آشپزباشی
- افکار
- اليزه
- اندرونی
- ارزيابی شتابزده
- از هيچ تا هيچ
- از اون بالا
- بلوچ
- بلوط
- به فرنگ برگشته
- بيلی و من
- بيست و سی
- بیبیگل
- بامداد
- بايرامعلی
- بریدهٔ روزنامهها
- برای تو
- بزرگ
- تلخنوشتهها
- تراموا
- خواب بزرگ
- خواب زمستانی
- خودمونی
- خورشيدخانم
- خالواش
- خانمچه
- خانوم حنا
- خاطراتی برای فردا
- دوبـاره نـگـاه
- دیگری
- دکتر پرتقالی
- روح بازيگوش
- رازيگر
- سلمان
- سوسكی
- سينا
- سیب
- ساسان
- سرزمين آفتاب
- شهر قصه
- شيدا
- شاخ به شاخ
- شراگيم
- شرح حال
سايتها
برگهها
اطلاعات

شما معمین؟
کجایین؟
:دی
مُردم از خنده…….
بی نظیره !
بخش عمده دلچسب بودن و نمکش هم به خاطر ترجمه خوب و روان این متنه…دستتون درد نکنه…
عالی بود کارت خیلی درسته
خيلي جالب بود.
هوس ني ني كردم
بينظير بود. واقعا دستتان درد نكند (:
اینها خودش یک کتاب روانشناسی کودک کامله و ترجمه واقعاً سلیسش به جذاب بودنش خیلی کمک کرده. در گوگل ریدر ، شِیر شد.
ایول… چه سرعت عمل و مهم تر از اون، عجب حجمی… روی هر شش تای قبلی کم شد!
آی لایک یو فرام باتم آو مای هارت!
خيلی خواندنی و بامزه بود!
شاد باشی
کلی خندیدم
بسی لذت بردیم. هوس بچه به سرمان زد!
یادم میاد وقتی بچه بود یه روز عقب ماشین نشسته بودم. پدرم پشت فرمون بود و مادرم بغل دستش. هنوز مدرسه نمی رفتم. ازشون پرسیدم “آدم چی جوری میشه که بچه دار شه” مامانم گفت “وقتی زن و مرد باهم ازدواج می کنن خدا بهشون بچه می ده” من یکم فکر کردم دوباره پرسیدم “خوب چی جوری میشه که ژن هاشون باهم قاطی میشه؟!” هر دو تاشون برگشتن به هم نگاه کردن که یک دفعه مادرم داد زد “ممد! جلوتو نیگا کن” و ماجرا ختم به خیر شد!
امان از مجله ی دانشمند اون موقع!
با مزه بود، درست مثل قبلی ها …
خیلی وقته فرصت نکرده وبلاگ خونیم کم شده ، حالا جبران می کنمش :p
jaleb bood
agar zahmati nist mitoonid matne almanisho baram send konid.
mamnooonetoon misham
عالی بود.
خواهرزادهام حدود 3 سالش بود. . . يه روز كه خونه ما بودن من لازم شد از خونه برم بيرون. . . موقع در حالي كه براش دست تكون ميدادم گفتم: من رفتــــــــــــــم . . . برگشت گفت: به درك!