چند سال پيش جايی که يادم نيست کجا بود خوندم که يه آلمانی تعريف کرده بود همسايهء ترک مسلمونش رو بطری آبجو به دست در حياط جلوی منقل کباب ديده که داشته سوسيس سرخ ميکرده. آقاهه با نيش باز بهش ميگه: از الله نميترسی که گوشت خوک و الکل ميخوری؟ آقای همسايه هم با خنده انبرش رو که باهاش سوسيسها رو جابهجا ميکرده رو به آسمون تکون ميده و ميگه: امروز هوا ابريه، الله نميبينه!
حالا اين آقای مسلمون شوخی کرده بود و اينجور کلاههای شرعی سر خدا گذاشتن و کيف دنيا رو کردن هم منحصر به اسلام نيست. يکی از محبوبترين غذاهای ناحيهای که در اون زندگی ميکنم – ماولتاشن – فلسفهء وجوديش در قديم پنهان کردن گوشت در کيسههای کوچيک خمير بوده که خدا نبينه ملت دارند روز جمعه بر خلاف دستورات صريحش گوشت ميخورند. يکی از دوستانم هيچ اعتقادی به مسيحيت و کليسا نداره، اما از ترس شکستن دل مادرش جرئت نداره از دين برگرده. خيلی از مسيحيهايی که ميشناسم سالها فقط به اين دليل ماليات کليسا ميدن که ميگن مراسم عروسی در کليسا رمانتيکه و نميخوان ازش چشم بپوشن!
اما کجدار و مريز در اسلام به دليل سفت و سختتر بودن دستوراتش بيشتر توی ذوق ميخوره. بارها شاهد بودهام که زنان مسلمان با آرايش غليظ و موهای افشان و ناخنهای لاکزده روزه گرفتهاند و سفرهء حضرت عباس و غيره انداختهاند. مادر يکی از دوستانم که ترک بود تمام سال آبجو و عرق ميخورد و بيحجاب ميگشت، اما همين که رمضون ميشد روسری سرش ميکرد و قرآن ميخوند. از من هم خواهش ميکرد که براش قرآن رو به عربی بخونم چون صوابش از ترکی بيشتره. خوب، ميترسند که مبادا يه چيزهايی باشه! و محض محکمکاری هوای خدای بالای سر رو هم دارند. دايی من يک عمر به عقل مسلمونها ميخنديد اما همين که سنش بالا رفت از ترس مرگ شروع کرد به نماز خوندن. کاملاً قابل درکه. اما سؤال اينه که آيا يک ماه روسری سر کردن و قرآن خوندن در سال آدم رو مسلمون ميکنه؟ آيا قضيه به همين سادگيه؟ آيا مادر دوست من ميتونست ادعا کنه که اسلام دين خوبيه، چون همين قدر التزام به دستوراتش بهشت رفتن رو تضمين ميکنه؟ با روسری شيک و زيبا بودن پيشکش، آيا ميشه با دوستپسر رابطهء جنسی داشت و گفت اسلام به اين چيزها ربطی نداره؟
باز برميگرديم به اين مسئله که ذات انسان به خوشی و راحتی و زندگی خوب و آزاد و بیدردسر تمايل داره، چيزی که دستورات دينی اون رو ازش اغلب به بهانههای واهی دريغ ميکنند. بشر دوپا هم از ديرباز به دنبال انواع و اقسام راههای دررو بوده. در يک حکومت مذهبی که بقای نظام وابسته به کنترل مردم و تشديد اعتقادات مذهبی و در نتيجه التزامشون به نظامه، اگر نتونند مستقيماً پيشنهاد بدند که مردم از اين راههای دررو استفاده کنند، در کنار دامن زدن به حس ترس و ناامنی و عذاب جهنم و علم کردن دشمنان خيالی و واقعی و ترويج خرافهپرستی، سعی در تلطيف چهرهء مذهب و ارائهء جنبههای مثبتش دارند و در اين راه از هيچ پستی و بيشرمی و وقاحتی رويگردان نيستند. حافظهء تاريخی ضعيف مردم و پايين اومدن توقعاتشون هم مسلماً کمک بزرگيه. مهم اينه که مردم ايمان خودشون رو به مذهب از دست ندند که عواقبش باعث به لرزه درآوردن پايههای حکومت ميشه. پس وقتی ميبينند که حذف کامل چيزهای نشاطآوری مثل موسيقی و رقص و نور آفتاب و غيره از زندگی مردم باعث گريز اونها از اسلام ميشه، سعی ميکنند راه حلهايی هرچند ناکامل برای اين مشکل پيدا کنند: ناگهان از راديو و تلويزيون موسيقی شاد و تند پخش ميشه، همونی که تا چند سال پيش نهايت انحطاط و فساد بود. اسم رقص رو عوض ميکنند که مردم خيال بد نکنند و اسمش رو ميگذارند حرکات موزون و اون رو تحت شرايطی بلااشکال ميدونند. دختر يک آخوند شياد فاسد رو سوار دوچرخه ميکنند، همون دوچرخهای که چند سال قبلش دختربچههای شيش هفت ساله رو ازش پايين ميکشيدند. برای زنان گتوهايی در ميون ديوارهای بلند در نظر ميگيرند و توی بوق و کرنا ميکنند که ما اينقدر به فکر آزاديهای شما هستيم که براتون پارک بانوان درست کردهايم. من حتم دارم، اگه روزی فشارها اونقدر زياد بشه که راه ديگهای برای حفظ نظام و چپاول و غارت بيشتر نداشته باشند، هم حجاب رو آزاد ميکنند، هم الکل و قمار و غيره رو و ميگن اصلاً ما هميشه ميگفتهايم که اينها مسائل خصوصی هستند و لا اکراه فی الدين و بايد مردم در عمل به دستورات مذهبی آزاد باشند. دقيقاً عين خاتمی که مردم به خاطر يک وجب عقب رفتن روسريها به دست و پاش افتادند و اون رو تبديل به قهرمان آزادی کردند.
به سياستمدارانی که اصطلاحاً بهشون اصلاحطلب ميگن کاری ندارم چون دغدغهء اونها فقط قدرته و نه هيچ چيز ديگه. اين وسط وضع کسانی که به نام روشنفکر دينی و ملیمذهبی و غيره معروف شدهاند جالبه. اونها هم دانسته يا ندانسته با تمام قدرت در تحکيم پايههای نظام کوشا هستند، چون در ارائهء همون چهرهء کاذب دوستداشتنی از مذهب که گفتم شريکند. اينجور آدمها که اگه پاش بيفته برای تأييد شرب خمر هم از قرآن برات دليل و برهان ميارند به گمان من ته دلشون ميدونند که اسلام همونيه که در عربستان سعودی اجرا ميشه و نه حتی در ايران، اما وجود و جرئتش رو ندارند که کاملاً به مذهبشون پشت پا بزنند و با اين واقعيت کنار بيان که اين همه سال به جای راز و نياز با خداوند با در و ديوار حرف زدهاند و مقدسينی که در کنار خدا پرستيدهاند شايد واقعاً آدمهای چندان جالبی هم نبودهاند و – از همه مهمتر – پس فردا که دو متر زير خاک جا گرفتند کسی نمياد که دستشون رو بگيره و اونها رو دوباره بکشه بيرون. نمونهاش همين دکتر سروشه که ديگه حالا به وحی هم بند کرده و يواش يواش داره اعتراف ميکنه که بابا، اين محمد هم يه آدمی بود مثل من و شما، جوگير شده بود، فکر ميکرد داره با خدا حرف ميزنه! معلومه که همچين حرفی براش گرون تموم ميشه، اما جالبه که با اين وجود هنوز هم از اسلام دفاع ميکنه. از اونجايی که در حال حاضر اسم اسلام حتی بيشتر از اديان ديگه در سراسر دنيا با تحجر و عقبموندگی فکری گره خورده (که به نظر من عادلانه نيست و همهاشون سر و ته يک کرباسند)، برای خيط نشدن و در دستهء چماقداران قرار نگرفتن و پز روشنفکری رو همچنان حفظ کردن مجبورند از زمين و هوا و گوشه و کنار دليل بيارند که اسلام خيلی خوبه و روی هر چيزی که انگشت بگذاری ادعا ميکنند که همهاش تحريف اين دين خوب و مهربونه. همون حديثهايی که تا به حال از حفظ بودهاند و برای ديگران ميگفتهاند چون ديگه در اين دوره و زمونه با بالا رفتن سطح فکر مردم فقط باعث خنده ميشن يهو جعلی از آب درميان. از يک طرف با لجاجت اعجابانگيزی سر اينکه روی خودشون اسم مسلمان بگذارند اصرار دارند و از طرف ديگه از تمام دستورات اسلام فقط اونهايی رو که بپسندند انتخاب ميکنند و در جواب من و شما شونهای بالا ميندازند و ادعا ميکنند که اسلام واقعی رو کسی جز خودشون نشناخته! شب بعد از بحثی دربارهء تفاوت شرابهای ايتاليا و فرانسه، عليه سنگسار سخنرانی ميکنند و حرفهای خوب خوب در وبلاگشون مينويسند و صبح در محل کار دقيقاً همون رفتار و فرهنگ آخوندی و حزباللهی رو به مرحلهء اجرا درميارند که بهش خو گرفتهاند. موی افشان و پاپيون و کراوات دردی دوا نميکنه، مهم طرز فکره. اين هم جالبه که خيليهاشون ميگن خمينی رو دوست دارن و حالا که دستش (خوشبختانه) از دنيا کوتاهه بهش يه صفاتی نسبت ميدن که با يک من سريشم به ريشش نميچسبه، مثلاً ترقیخواهی، عدالتطلبی، روشنفکری، باسوادی، آزادگی و غيره.
خندهدار اينه که اگر خمينی زنده بود و اسلام اين آدمها رو ميديد، با خشم تمام سرشون فرياد ميزد: لکن اين اسلام امريکاييست!

درود بر شما،
من و همسرم هم ساکن همین جا یعنی حنوب آلمان هستیم. از وبلاگتون خیلی خیلی خوشم اومد. جالبی ایش اینه که خیلی از ایده هاتون در باره مذهب شبیه به ایده های ما. از طریق وبلاگ زمانه با شما آشنا شدم. و حتما روزانه به شما سر می زنم.
من هم چه در ایران و چه در اینجا مردان و زنان زیادی دیده ام که رفتاراشون واقعا آدم رو اذیت میکنه. مدتی پیش یه خانمی از این تیپ اومد خونمون و در حالی که یه گریم کامل از آرایش داشت و لباسهاشم به طرز بدی سکسی بود داشت در رابطه با خدا و پیغمبر و … جن و دیو صحبت میکرد. تقریبا حالمو به هم زده بود. همه اش این پرسش بود برام پیش اومده بود که چصوری ممکنه آخه…
تکبیییییر
آآآفرین! ببینم پانته آ جان این “اسلام آمریکایی” نامبر تری، فور، فایو … هم داره ما هی بیایم بخونیم کیف کنیم یا نه 
———————————————————————————————–
پانتهآ: شرمنده الهه جان. تا همينجاش هم کلی از قول و قرارهايی که با خودم گذاشته بودم عدول کردم
یک نکته دیگه در این رابطه با پست شما در رابطه با اسلام آمریکایی به ذهنم اومده که دوست دارم با شما در میان بگذارم. راستش این موضوع را به تعدادی دیگر از آدمها مثل ابطحی نیز گفته ام اما متاسفانه جوابی برای آن نیافته ام.
پرسش ساده این است که اگر روسری یا حجاب زنان برای این است که آقایان محترم به گناه و انحراف نیفتند، پس چرا بایستی خانم ها جور این زحمت را بکشند؟، آقایان یه گلی به سر خود بریزند و مشکل خود را حل کنند که خدای ناکرده پایه های اسلام به لرزه نییاید. این را گفتم که شاید از طریق وب نامه شما به دیدگان دوستان رسیده باشد.
قربان شما
سامان گوران
باشه دين بده..اسلام هم از همه بدتره… قبول..هر چي تو مي گي درسته… خوب حالا ضربان قلبت به ريتم نرمال برگشت؟ …خوبه…. انقدر به خودت فشار نيار عزيزم… همينكه تو پي به راز هستي بردي كافيه ديگه… چرا واسه بقيه حرص مي خوري؟ ..به فكر سلامتيت باش… خوب تو رو مي خوام من !
این واقعا اسلام نیست اینا اجرا میکنن ( جمله ی تکراری و حال بهم زن )
.
اسلام ناب محمدی همینه البته قبول دارم خیلی بد تر از این بوده ولی خوب به هر حال این اسلامی که محمد به جهانیان هدیه کرد با همه ی قوانین اجتماعی وحقوق بشر مغایرت داره . تازه ادعا هم اینه که کامل ترینه پس به قول همین رضا عظیمی عزیز دین بده اسلام هم از همه بدتر به معنی واقعی کلمه بدتر
خیلی جلو خودم رو گرفتم که محترمانه توضیح بدم
با سخنانت در مورد این روشن فکر مذهبی هم کاملا موافقم این واژه در کل بی معنی و دو تا چیز مخالف رو گذاشتن کنار این روز ها هم چون سال مرگ معلم درس تظاهر و دروغ علی شریعتیه زیاد این کلمه پوچ رو میشنوم . این ملی مذهبی هم دیگه از اون بدتره
بگذریم سخن زیاد است و گاه گریزان . خوشحالم روشن فکرانی مثل شما از وب استفاده میکنن الان که تو ایران افتاده دست یه سری … ای که هیچی از فکر کردن نمیدونن فقط تقلید میکنن اونم از مراجعی چون همون خمینی خونخوار و روشن فکر
بدرود
راستی به کامنت ما هم پاسخ میدید ؟
————————————————————————————————
پانتهآ: صدالبته که پاسخ ميدم. ام… سؤالتون چی بود؟
بابت لطفتون ممنونم.
دوست خوب پانته ا حرف هاي شما رو خواندم …قبول دارم كه سبك كار اينه ولي اينجا يك نكته مطرحه اينكه وقتي مشتري شما در اروپا كاري رو از شما به اين شيوه مي خواد نمي گه همه دارن 5 يورو مي گيرن شما چرا واسه اين پروسه يك هفته ايي مي گي 100 يورو … مي گه ؟ … من ادم پركاري بودم چون قيمتم كم بود .. تقريبا هر روز ازم يك طرح جلد يا چيز ديگه چاپ مي شد ولي الان يكساله دو يا سه تا مجله كار كردم چون من هميشه اين پروسه رو انجام مي دم ولي مشتريان ايراني عزيز فكر ميكنند طراح پولدار و نيازي نداره و لازم نيست به خاطر چهار تا دكمه زدن بهش بيشتر از 10 هزار تومن پول داد!!!
در بلاگ نیوز لینک داده شد.
کاش بیش از مسلمانان به اسلام می پرداختید ، به صرف خبط و خطای رهروان نمی توان منتقد راه شد .
———————————————————————————————-
پانتهآ: ممنون فرهاد خان.
موضوع اين نوشتهها نقد اسلام نيست. همونطور که از عنوان برمياد قصد من تنها پرداختن به سعی مسلمانان در ارائهء چهرهای لطيفتر و جذابتر از اسلام بوده. من اينجا نتيجهگيری نکردهام که چون رفتارهای بدی از مسلمانان سرميزنه پس اسلام دين بديه، بلکه کاملاً برعکس. ميگم اگر يک مسلمان شيک و زيبا و پاپيون به گردن و شرابخوار بود و حرفهای خوب خوب زد دليل نداره که دين اسلام رو خشن و غرق در خرافات و ناقض حقوق انسانی ندونيم. برای همين لزومی نداره که در چارچوب اين نوشته، اسلام رو نقد کنم که بحث جداگانهای ميطلبه.
اينم بخون … هرچي خواستي فحش بارم كن..فحش تو شيرينه
ولي بخون :
http://deserter.wordpress.com/2008/06/25/we_rnot_deep/
براوو. آفرین. خسته نباشی. ولی کو گوش شنوا. کو آدم منصف.
اما خداییش بی انصاف نباش آقای خمینی علاوه بر تمام صفات بالا خیلی هم با احساس بودند ” یادمه سال ها تمام عوامل دولت داشتند جمله ایشان را ماست مالی می کردند:
از رسیدن به وطن چه احساسی دارید؟
- هچ!!!!”
خیلی هم به آزادی اعتقاد داشتند و برای همین نصف دوست و آشناهای ما را با سوال معروف : به خدا اعتقاد داری؟
قتل عام فرمودند …
سلام
من هم این دین داری بند تمبانی را که خیلی عذر می خواهم به چس بنده وبه گوز پیوند قبول ندارم
من خودم ادمی مذهبی هستم اما این حکومتی را که شما خوب ترسیم کردید چگونه دین را الت و وسیله رسیدن به قدرت و حفظ ان کرده را هم قبول ندارم که هرچه الان دین ضربه می خورد از اخوند امروزی است که با دین بازی کرده و می کند تا خودش و مطامع شومش را حفظ کند این ها ماکیاولیسم هستند و هدف وسیله را برایشان توجیه می کند
اما در مورد دین و دین داری از امام رضا علیه سلام روایتی موجود هست که به شخصی که دین را قبول نداشت فرمود:” اگر تمام حرفهای دین دروغ باشد که نیست ما تنها یک نماز روزانه ویک ماه روزه در سال ویک مقدار پول از دسترنج خود را بعنوان زکات وخمس پرداخته ایم و کمی عیش و نوش که همه کرده اند هم نکرده ایم اما اگر انجه دین می گوید راست باشد و حساب و کتاب و جزا و ثوابی باشد که همینطور هم هست شما با انچه کرده اید چه می گویید؟”
این نشان دهنده این است که بقول شما من واقای سروش و هرکس دیگر نیاییم راه عیش و نوش و زندگی هرچه راحت تر را که فرامین دینی انرا سخت می کند هموار کنیم اگر چنین نبود چه کنیم ؟!
البته من معتقد نیستم اقای سروش حرفشان با چیز هایی که شما به ایشان نسبت دادید سنخیتی داشته باشد اما بر فرض یک روشنفکر دینی چنین کند وچنین اندیشه داشته باشدحرفهای بالا را درباره اش می زنم
در هر صورت ممنونم از پست روشنگرتان
[...] اسلام آمريکايی – ۲ چند سال پيش جايی که يادم نيست کجا بود خوندم که يه آلمانی تعريف کرده [...] [...]
سلام پانته آی عزیز. همانطور که خودت هم در جواب یکی از کامنت ها اشاره کردی، به بیش از دو شماره ” اسلام آمریکائی ” نیازی نیست! من هم فکر میکنم هرچه به این تنوره بدمی، آتش بیشتری میگیره و آدم رو درون خودش میسوزونه! برای من و تو و امثال ما که در اروپا زندگی میکنند و می بینند ملت در اینجا بدون اجبار مستقیم نیز زیر سیطره حماقت های ادیان مختلف قرار میگیرند و اونجائی هم که میخوان نفسی تازه کنند، میرن شرق و شرق دور و برایمان گورو و امثالهم پیدا میکنند و … در واقع گرفتاری سر این نیست – در جواب یکی از آن کامنت ها هم که میگفت چرا درباره اسلام بحث نمی کنی و درباره مسلمانان صحبت میکنی – اصلاً ادیان نمیتونند وجود خارجی داشته باشند و تنها انسانها هستند که حامل و منتشر کننده چنین هجویاتی هستند. به همین دلیل، قرار دادن آینه ای دربرابرشان که به خودتان و مضحکه ای که با آن روبرویید نگاه کنید. در واقع آنهائی که نان ادیان را میخورند، دقیقاً دشمنانشان را آدم های مشخص می فهمند و نه ایده های مختلف. به همین دلیل بقول یه کامنت دیگه: دست به قتل عام میزنند و آدمهای مشخص را می کشند و البته برای گریز از بی حیثیتی بی حدو مرز، سعی میکنند اسیرانشان را از همه مایه های انسانی درونی تخلیه کنند… خب، فکر کنم دیگه بسه! امروزمان که پر شده از کینه به بلاهت یه مشت احمق در جهان از این مردکه پاپ گرفته تا آن دالائی لاما و تا همه سیاستمداران و خمینی و خامنه ای و … مشت مشت ابله دیگه در جهان که بر اریکه قدرت جهان نشسته اند و … می بینی، چنان نوشته هائی محرک چنین حسی میشن!
سلام
من هم مثل شما با حکومت دینی مخالفم و تاریخ ثابت کرده حکومت دینی به درد نمیخوره ، یکی از دلایلش پیش رفتن به مقاصد آنارشیسمی است که باعث هرج و مرج و آشوب در کشور میشه ، در ساسانیان ، صفویان و غیره و همین باعث شد که حکومت روم 2000 سال عمر کنه که با توجه به دین در ایران و تازیان احمق هرگز در ایران رخ نده ( درباره تازیان بهتره بگم از ماست که بر ماست ! ) من میگم دین یه چیز شخصی است و نباید با سیاست قاطی بشود پس این از این . در باره مسائلی هم که از مطرح کردید میبایستی بگویم که حجاب وضعیت آن موقع را خیلی درست کرد ، چون آن موقع هر مردی که اراده میکرد ، 50 تا زن جلوش سبز میشدند که خب این کمک موثری بود ، ولی الان فکر نمیکنم که هنوز هم این چنین باشه با حقوق بشر و غیره ( اون موقع هم بود ولی حقوق بشر و اعراب ؟ اصلا بشر و اعراب ؟ ) این هم از این .
در کل این دو تا پستتو خوندم و خیلی خوشم اومد ، مورد آخر هم درباره حضرت آیت الله العظمی ، جناب آقای خمینی عزیز و گرامی و هر صفتی که خودتون میخوایید بگذارید ( چون نمیخوام غزل خداحافظی رو بخونم ، وگرنه … )
بازم باید بگم :
این دود سیه فام که از بام وطن خواست از ماست که بر ماست
زین شعله سوزان که بر آمد ز چپ و راست از ماست که بر ماست
جان گر به لب مارسد ، از غیر ننالیم با کس نسگالیم
از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست از ماست که بر ماست
چرا باید عمرمون در این گشور پراماتیستی تلف بشه که میخواهند به دوران صدر اسلام و حکومت آرمانی خودشون در صحرا و بیابان برسند و ما هم باید برویم ؟ البته خودشان که بعله ، چون میگویند ما از پشت کوه آمدیم پس بالاترین مقام حرم سرا هم داشته باشد عیب نیست ! الحق هم برایشان عیب نیست ، اون معاون زناکار ، قاضی لواط کار ، اون سلطان شکر و غیره و غیره نتایج بهتر و بیشتری نمیتونه داشته باشه !
البته اسم من و این کامنت بالایی ، آقا تقی که باید مسلمون متعصب باشیم ، نشدیم به علت بیداری ( هر چند که من به آرمان های اسلام عقیده دارم همون شریعتی ) و برعکس افرادی را میشناسم که باید اسمشان حسن نقی تقی جاسم باشد که بازم با شست و شوی مغزی اسم کاملا ایرانی و تفکر کاملا تازی !
خدانگهدار
———————————————————————————————-
پانتهآ: راستش با اينکه کامنت شما مفصل بود من آخرش نفهميدم شما آتئيست هستيد، طرفدار شريعتی هستيد، طرفدار حقوق بشر و برابریخواه هستيد، ضدعرب و پانايرانيست هستيد يا چی!
آخه برادر من، شريعتی تئوريسين و جادهصافکن اصلی انقلاب اسلامی و تلفيق دين و حکومت بود، اونوقت شما ميفرماييد من ميخوام حکومت از دين جدا بشه، طرفدار انديشههای شريعتی هم هستم!
شما ميفرماييد به حقوق بشر اعتقاد داريد و از طرف ديگه به عربها صرفاً به خاطر نژادشون حمله ميکنيد! فکر نميکنيد در همين ايران ما چند ميليون هموطن عربنژاد وجود دارند که داريد بهشون توهين ميکنيد؟
پراگماتيسم يه جريان فلسفيه، شما داريد ازش به عنوان دشنام استفاده ميکنيد! اون هم نه به جا و بامعنی. اگه مردم ما پراگماتيست بودند که وضع ما اين نبود دوست عزيز.
با اين حال ممنون.
و ببخشید اینکه کامنتم زیاد طولانی شد ، الان قسمت من کیم رو خوندم ، چند نکته هم باید اضافه کنم ، با این سن شما و کتابخونی شما مسلما من 14 ساله نمیتونم روی شما اثر بگذارم که این درست است و این غلط است ( اگر معیار را سن تقویمی بگذاریم ) و دیگر اینکه شما در آلمانی ، در آلمان که شما بهتر از من میدانید ترک زیاد است ، این ترک ها که از اول نبوده اند ، وارد شده اند ، میشه گفت تازه هموطن اند مثل شما ! در ایران هم تازه هموطن پیدا میشود ، ولی متاسفانه عده کثیری از اعراب ، همانند یهودیان در زمان هیتلر هستند ( البته نمیخوام الان بحث هولوکاست رو پیش بکشم چون باید پروتوکل های یهود رو مطرح کنم و راستش دوست هم ندارم برات توی آلمان مشکل درست بشه ، ولی شما حساب کن که هیتلر از روی خصومت قلبی یهودیان رو قتل عام میکرد ، لطفا ادامه بدید ! ) البته نه نقش مظلوم ، بلکه ما نقش ظالم را بازی میکنیم ، چه جوابی دارید بدهید اینکه کوروش بزرگ ، یک احمق عجمه ، ولک اگه تو هم قد قد کنی به اونها میگم بیایند خودتو و …. رو پ….. کنند ، بعدش هم با چاقو بیوفتند به جانت ، ما به اینها میگوییم هموطن ؟ البته بازم میگویم که عرب خوب هم زیاد است ، ولی عرب بد زیاد تر .
البته امیدوارم چندان مبادی آداب نباشی ، روی ما توهین نکنی ! چون من فقط بلدم منطقی فکر کنم و اصلا مامان بابام توهین یادم ندادند ! خلاصه امیدوارم اون دسته افرادی که توی اون مبادی آداب حساب نمیشوند ، ما نباشیم .
متشکرم
خدانگهدار
————————————————————————————————-
پانتهآ: عليرضا جان، ممنون که سن و سالت رو به من گفتی. حالا ميتونم حرفهات رو بهتر درک کنم و زياد دلخور نشم
سن تقويمی از اين لحاظ معياره که مقدار تجربههای فرد رو نشون ميده و اينکه ايدهها و افکارش وقت داشتهاند نظم بگيرند، دگرگون بشند، ريشه بدوونند و صيقل بيفتند. احتمالش هست که شما پنج سال، ده سال ديگه به يک کلمه از حرفهايی که حالا ميزنی معتقد نباشی، اما در مورد من اين احتمال يه خرده کمتره.
بله البته، شما ميتونی روی من اثر بگذاری، منتهی بهتره سعی کنی که اين يک اثر مطبوع و مثبت باشه. شرط اولش استفاده از يک زبان پاکيزه و محترمانه است، چه نسبت به مخاطب، چه نسبت به ديگران. توهين هميشه به معنی فحش خواهر و مادر نيست. لحن شما يه کمی زيادی تند و تيزه و شايد ناشی از شور و هيجانيه که موقع نوشتن به کار ميبری. منطق شما در لابهلای اين جملههای عصبی و افراطی به زحمت قابل تشخيصه. شما قطعاً مطالعهء زيادی کردهای و خيلی چيزها ميدونی، اما اونقدر در انتقال اين معلومات وسيع عجله داری که يادت ميره ممکنه، شايد، به احتمال ضعيف ديگران هم يکی دو کتاب خونده باشند و يک چيزهايی بدونند، حالا حتی اگر نه به اندازهء شما.
عبارتی مثل «ولی همونطوری که میدونید، حداقل مورد دوم رو میدونید» واضحاً توهينآميزه و فهم و دانش مخاطب رو به صراحت زير سؤال ميبره. طرح سؤالی مثل «آیا شما یه کتاب از شریعتی رو خوندید؟» تلويحاً به اين معنيه که شما حدس ميزنی من حتی يک کتاب هم از شريعتی نخوندهام و همينجور شکمی دارم حرف ميزنم. خير، متأسفانه اينطور «جا نيفتاده» و اگر هم افتاده بود، حرفهای ديگران رو طوطیوار تکرار نميکنم، بلکه کتابهای شريعتی رو خوندهام و هنوز هم «متحول» نشدهام. بحث بيشتری نميکنم چون اينجا جاش نيست اما اين رو حالا حتی بسياری از طرفداران معروف شريعتی مثل گنجی و نبوی که دوبرابر من هم سن دارند و به هوای همين حرفهاش من و شما رو به خاک سياه نشوندند معترفند که شريعتی اصليترين تئوريسين انقلاب اسلاميه. «زمان به جلو ميره، نه به عقب»، و آزموده را آزمودن خطاست.
چرا، من تصادفاً خودم نيمهخوزستانی هستم و همين يک سال پيش هم در اهواز بودم. عرب نيستم، مادرم بختياريه، اما دوست و آشنا و فاميل عرب زياد دارم. اگر هم نداشتم، لحن شما باز زننده، غيرعادلانه، نژادپرستانه و توهينآميز بود. ضداسلام بودن من هيچ دخلی به ضدعرب بودن نداره. خيلی از هموطنان فارس ما بدبختانه احمق، خشن، بيسواد و بددهن هستند. آيا اين بیانصافی نيست که يک نفر اگر جايی با يک عده از اينجور ايرانيها سر و کار داشته، همهء ما رو به يک چوب برونه، يا بگه فارسها همه بدند، اما اقوام ديگهء ساکن در ايران همه خوبند؟ اينکه شما با بزرگواری اعتراف ميکنی که تعداد کمی عرب خوب هم وجود داره، از خشونت کلام شما يا ضعف استدلالت چيزی کم نميکنه.
البته امروزه (خوشبختانه) ديگه چيزی از نژاد پاک و خالص آريايی، اسلاو يا عرب نمونده که بخواهيم دربارهاش نظر بديم. همين عربهايی که شما از دستشون عصبانی هستيد ممکنه فنيقی، سومری، مصری، بابلی يا خيلی چيزهای ديگه باشند. همونطور که معلوم نيست من و شما چند درصد خون عربی، مغولی، ترکی، هندی و غيره در رگهامون داشته باشيم.عربها رو زبان مشترک با هم پيوند ميده، نه خون و نژاد. اما يکی از اصول ارزشی انسانی احترام به همنوعه، فارغ از نژاد و رنگ پوست و زبان و مذهب. شما با سخره و طعنه به حرف من دربارهء حقوق بشر اشاره ميکنی. من فقط گفتم نبايد بگيم همهء متعلقان به يک قوم يا نژاد يا کشور فلان و بهمان هستند. به هيچ وجه نميشه از حرف من نتيجهگيری کرد که اگر کسی به شما حملهء لفظی و فيزيکی کرد، به خاطر احترام به حقوق بشر اجازه نداری از خودت دفاع کنی. اگر منطقت به اندازهء کافی محکم باشه احتياجی به مغلطه نيست.
شما که فاشيست نيستی اين حرفها رو بهتره نزنی، به خصوص در دفاع از هيتلر. در ضمن دقيقاً به همين دليل که من در آلمان زندگی ميکنم و به منابع گستردهتری دسترسی دارم، حدس ميزنم ميزان اطلاعاتم دست کم در اين مورد تا حدودی بيشتر از شما باشه، اينه که ترجيح ميدم در اين يکی کلاس شما شرکت نکنم!
معنی واژهء پراگماتيست رو متأسفانه اشتباه متوجه شدهای و چون توضيحش مفصله، پيشنهاد ميکنم که به يک لغتنامه رجوع کنی. در ويکيپديا هم مقالهای دربارهاش هست.
اين رو هم اگر نخوندهای توصيه ميکنم بخونی.
والله این حدس رو میزدم که شما این عکس العمل رو نشون میدید !
دکتر شریعتی ، متاسفانه اینطور جا افتاده که مداح انقلاب بوده و جاده صاف کن به قول شما ، ولی من از شما یه سوال کوچولو دارم ، این سوال رو من از هر کسی پرسیدم و صادقانه رفت دنبالش نظرش عوض شد ، آیا شما یه کتاب از شریعتی رو خوندید ؟ نظرشو راجع به اسلام میدونید ؟ آیا میدونید که با فلسفه وجود آخوند جماعت مخالفه ؟ حجاب این شکلی رو قبول نداره ؟ موسیقی رو قبول داشته و موسیقی خور حرفه ای ( توجه کنید مسلمون صاحب سبک که دیگه حلال و حرام نکنه ) اگه بگم با فلسفه فقاهت مخالفه ، هنوز هم نقش بلدزر جاده صاف کن انقلاب رو داره ؟
متاسفانه حکومت دینی در جهان وجود نخواهد داشت ، دین یه مسئله شخصی است ، که همین ها بد جلوه دادند اش !
فکر نمیکنم که طرفدار حقوق بشر بودن ، یعنی این که از حق خودمان بزنیم و به اونها بدیم ، شما که خودتون ضد اسلامی هستید ، نمیدونید همین اعراب چه بلایی سر ما آوردند ؟ چقدر وحشی تشریف دارند ؟ شما که توی جنوب نیستید ، من توی اهوازم ، میدونید فقط توی محله مثلا باکلاسش به نام کیانپارس ، به عرب ها از گل نازک تر نمیشه گفت ؟ این چه هم وطنی هست که به هم وطن دیگر خودش بگه عجم یعنی لال ، این چه هم وطنی است که میگه فرهنگ پارس به درد مفت نمیخوره ، فرهنگ آبا و اجداد شما رو میگه خانم جان ، البته چون اسم شما پانته آ است و یه ایرانی ، این حدس رو زدم که عرب نباشید . شما که توی جنوب نیستی دوست عزیز ، اینجا هیچ کس جرات نداره تکون بخوره ، اهوازیا منو بهتر میفهمند ، از حکومت که بگذریم کارگران عرب و افغانی همه جا توی شهرند و بار ها شده به حتی مادر بزرگ چادری منم متلک بندازند ، محض اطلاع باید عرض کنم عرب ها همگی یک چاقو و در صورت لزوم یه گله آدم به همراه دارند ، توی مدرسه جرات تکون خوردن نداریم ، چرا ؟ چون یه عرب همکلاسمه ، هر دفعه هم باید باهاش دعوا کنیم ، سر چی ؟ میگه من از قیافه تو خوشم نمیاد ، برو گمشو مادر …. ، من باید به این بگم ، طبق اصول حقوق بشر ، من به تو میگم آفرین ، لطفا یه فحش هم نثار پدر نازنینم کن !
البته من خودم یک دوست عرب هم دارم که اون دیگه به تکامل رسیده ، هر نژادی خوب و بد داره ، مثل آریایی و اسلاو و غیره ، ولی عرب ها رو از هر جنوبی بپرسید ( مواظب باشید از جنوبی غیر عرب بپرسید که اگر از عرب پرسیدید میکشدتان ، البته بعد از … ، اینجا توی خیابانش هم به … ) میگوید اکثریت اعراب کی هستند !
به یه مشت غاصب از این جور چیز ها بهتر نمیشه گفت ، حقوق بشر هم نگفته از حق خودتون بزنید ، نمیخواهم وارد سخنان نیچه بشم که تا همینجاش به نظرم مفهوممو رسوندم ، و برای پراگماتیسم .
پراگماتیسم یعنی تاریخ پرستی و بازگشت به حکومت آرمانی گذشته ، حالا توی جمهوری اسلامی حکومت آرمانی میشه صدر اسلام که به وفور از دهان طبقه بالا بیرون آمده ، و من میتونم ازش به عنوان فحش استفاده کنم مثل فاشیست ! چرا ؟ چون فاشیست نهایت احمقی یه فرد رو میرسونه که با استفاده از تاریخش و یه سری موارد دیگه خودشو بهتر بدونه و مغرور بشه ، پراگماتیست هم به این خاطر که یه مشت افراد در گذشته خود غوطه ورند ، زمان به جلو میره خانم جان نه به عقب ، پس یک حکومت آرمانی پراگماتیستی ، مثل دینی و کمونیستی ، با این که روی کاغد ما رو تا اوج بالا میبرند ، ولی همونطوری که میدونید ، حد اقل مورد دوم رو میدونید ، در عمل توانایی اجرا شدن رو ندارند !
از توجهتون به بنده هم ممنونم
امیدوارم همکاری بیشتری داشته باشیم ، راستش خوشحال میشدم به وب نوساز بنده هم سری میزدید ولی مثل اینکه برخورد اول زیادی تند بود ! شرمنده !
خدانگهدار
سلام
ممنون از پاسختون
اون تیکه حداقل مورد دوم رو میدونید ، به این دلیل گفتم که شما توی یه حکومت دینی بودید ، الان هم توی حکومت دموکراسی هستید ، راستش من که شما رو نمیشناسم ، شاید توی یه حکومت کمونیستی یا پراگماتیستی هم بودید ، ولی این عبارت حداقل یعنی حتما توی مورد دوم بودید !!!
این ” آیا شما یه کتاب از شریعتی رو خوندید ؟ ” چون اکثر کسانی که باهاشون برخورد داشتم نخونده اند ! خب شما که خوندید باید بدونید که در اکثر کلامش فقاهت رو نقض کرده و در فکر میکنم دو مورد توهین نه چندان بزرگ ، توی کنفرانس زن فکر میکنم ، اصلا به هیکل این امر به معروف گفته منکر ، وقتی با اصول فقاهت یه نفر مخالف باشه ، نمیتونسته فقاهت رو به قدرت برسونه ، شاید منظور شما مطهری بوده باشه !
خب اگر برای شما اینطور جا نیوفتاده ، که خب نباید بگید جاده صاف کن بوده ، اگر افتاده که باید بگید ، اگر مورد اول رو بندازیم دور و برسیم به حرف طوطی وار ، قطعا شما باید یه جا امثال ما رو ضربه فنی کنی ، چون ما طوطی وار تکرار میکنیم !
درباره عرب هم فکر نمیکردم شما یک سال پیش داخل ایران بوده باشی ، ولی دوست و اقوام و آشنایان شما عرب خوب ! آقا اصلا همه عرب خوب ، ولی بهتره بیای از چند نفر در هر جای ایران میخوایی بپرس ، نظرتون راجع به اعراب چیه ؟ اون وقت ببین چی جوابت میدهند !
من خب یه مدت اگزیستانسیالیست بودم و بدش کمی تا قسمتی با هیتلری ها خوش و بش کردیم تا آخر فهمیدیم هیچ کدومشون مکاتب واقعا زیبایی نیستند .
در این زمینه حاضرم شرط ببندم که در آلمان ، به منابع بالاتری دسترسی ندارید ! چرا ؟ چون همین رئیس مجلس آلمان بود دیگه ، به نظرم گفت تعداد هولوکاست اغراق شده ، چی شد ؟ هیچی نشد ! فقط از سمتش انداختنش بیرون ! خودتون که اونجا بودید دیگه !
من هم خب متاسفانه منابعی که شما میگید رو خوندم ، مثلا ظهور و سقوط رایش سوم ، اثر ویلیام شایرر ، از اون بگذریم کتاب های مزخرفی مثل نبرد من هیتلر رو خوندم ، کتاب های بیگانه هایی مثل روژه گارودی هم خوندم ، حالا اگه شما داخل مورد اول زیادی قوی باشید که میدونم من هرگز به پای شما نخواهم رسید ، مواردی که هیتلر رو قبول دارند رو نخوندید ، چون در آلمان فکر نمیکنم بیارند . همونطوری هم که میدونید نگاه فلسفی ، نگاهیست که به تمام نظرات گوش کنی و بعد قضاوت کنی ! یه چیزی مثل همین تاریخ ایران باستان خودمون ، تاریخی که تازیان میگند رو میخونی ، تاریخی که زرتشتی ها میگند میخونی ، بعدش حد میانه اش میشه حقیقت ، در زمینه هیتلر باید بگم یه آدم روانی بوده ( با وجودی که یه مدت خیلی دوستش داشتم ) یه آدم روانی به تمام معنا ، این رو به خاطر فاشیست بودنش میگم ولی در نبوغ جنگیش که شکی نیست ، ویلیام شایرر هم به این نکته اشاره کرده ، ولی من هولوکاست رو زیر سوال میبرم ، هیتلر که اصلا آدم حسابش نکنیم ، چون شروع کننده جنگ هم خودش بود و غیره ، ولی هولوکاست و قضایای بعدش برمیگرده به پروتوکل های یهود ، که در این زمینه کتاب پروتوکل های یهود هست اثر سر گی نیلوس ، که در روسیه انتشار یافت و چاپ اول تموم و بعد کشتنش ، ترجمه انگلیسی اش هم که من اونو خوندم ، ویکتور مارسدن بود که کتابش و خودش هم تحت الطاف خط قرمز قرار گرفت .
امیدوارم بازم توهین خطاب نشه ، ولی شما تئودور هرتسل رو میشناسید ؟ شما میدونید که کنفرانس 1897 بال سوئیس چه چیز هایی بود ؟ البته میگم اینها فقط یه پرسش ساده اند و میتونید جواب ندید .
الان هم فرهنگ لغت جلومه ، تعریف پراگماتیسم اینه : ( البته این نسخه انگلیسی رو نتونستم بخونم ، سطحش زیادی بالاست ! ) :
فلسفه اصالت عمل و واقعیت است و اعتقاد به اینکه حقیقت را سنجش مقدار تطابق فکر با واقعیت فکر با واقعیت و نتایج عملی آن میتوان کشف و معلوم داشت ، واضع این فلسفه ویلیام جیمز 1910-1842 آمریکایی است .
که این عملا میشه تاریخ گرایی یا وابستگی به تاریخ !
خلاصه اگه توهینی چیزی به شما شد شرمنده ، آها این رو یادم رفت ، اونجایی که گفتید حقوق بشر و اگه درگیری شد نباید از خودتون دفاع کنید و اینها ، ما تمامی نژاد ها رو آدم حساب میکنیم ، همه نژاد ها آدم هستند دیگه ، خیلی عرب هم بوده اند که از بقیه برتر بوده اند ، ولی اعرابی که داخل ایران هستند ، من به شخصه هیچ چیز به جز درگیری از اونها ندیدم ، از کشور های عرب نشین فقط امارات متحده رو دیدم که خوشبختانه اونجا اسما عرب هستند ، مردان با چفیه و غیره و زنان به نسبت مردان لخت و پتی میایند بیرون ، مثلا هم عرب هستند ، ولی اینجا شما نمیشه یه روز رو بدون درگیری اعراب سپری کنی ! حتی یه روز ! حتما باید پاسگاه ها مشتی عرب داخلش باشه ، حتما ! حتما باید روزانه گدا های زن عرب رو ببینی ، البته اینها میشه گفت تازیان ، ولی یکی از دوستان منم عربه و خیلی هم متشخصه ، به هر کسی هم بگی نمیفهمه عربه ، ولی بقیه : تئل تئل !
از ملت در ایران بپرس !
بازم اگه توهینی چیزی شد در این مقاله شرمنده .
و بازم ممنون از پاسختون .
خدانگهدار
ببخشید من اینهمه کامنت میدم و مزاحم شما میشم ، اون اول رو یادم رفت :
” سن تقويمی از اين لحاظ معياره که مقدار تجربههای فرد رو نشون ميده و اينکه ايدهها و افکارش وقت داشتهاند نظم بگيرند، دگرگون بشند، ريشه بدوونند و صيقل بيفتند. احتمالش هست که شما پنج سال، ده سال ديگه به يک کلمه از حرفهايی که حالا ميزنی معتقد نباشی، اما در مورد من اين احتمال يه خرده کمتره. ”
سن تقویمی از این لحاظ نمیتونه معیار مناسبی باشه ، چون ابتدای کسب تجربه اش رو مشخص نکرده ، 50 تا آدم به اصطلاح بزرگتر هستند که کتاب نخوانند و از نظر کسب تجربه در این زمینه ها صفر ، یعنی چون سن اون ها بیشتره ما باید بریم کشکمون رو بسابیم ، در مورد شما رو نمیدونم که تجربیاتت چقدر هست و من هم نمیخوام فضولی کنم و غیره ، ولی اگه منم توی این 5 سالی که دارم میخونم ( که هنوز هم مطمئنم خر تشریف دارم ) 2 ساله که نظرم شده این ، طرفدار شریعتی و اسلام در عین حال طرفدار اپوزیسیون و خب باید بگم از لحاظ تجربه خیلی ها رو داشته ام تا الان ، در اجتماعات بی دین ها و بسیجی ها و فاشیست ها و نازی ها و ماده گرا ها و حتی اون شونپنهاوری ها ! بوده ام و همه رو دیدم ، فکر کنم بتونم از هم تمیزشان بدم !
و در باقی زمینه ها هم خب خیلی ها رو داشتم ، خوشبختانه اینجا کتابخوان زیاد داریم ، بیشترین کسی که کمکم کرد که الانم چون خیلی مسن هستند و فراموشی گرفتند ، اسم نمیبرم چون شاید براشون دردسر درست بشه ، پس غیر مستقیم اشاره میکنم ، استاد نواب صفوی که خب خیلی دیر هم دست به قلم میشوند ، راهنمایی بیشتر هم مدرس دانشگاه آنترخت ،در این باره میتونید یه ذره تحقیق کنید و نتیجه اش رو به من بگید !
خب این ها هم چیز هایی بودند که به نظر من سن عقلی رو محو میکنه ، مهم سن عقلی و تکامل فکریه خانم ، وگرنه یه بچه دانشجوی تاریخ ما وقتی مفهوم تاریخ رو درک نکرده باشه ، 50 سالش هم که باشه یه ضعف محسوب میشه ، حالا که سن تقویمی مهمه ، باید ابتدای کسب تجربه هم حساب کنید !
شاید ، هیچ چزی هم بعید نیست که من این عقاید رو بندازم دور ، یا اینکه اصلا برم مشغول بقیه دوستان مشغول دختر بازی ! ولی چیزی که مهمه این عقاید رو باید زمانی ترک کنم که یه نفر بیاد و شکستم بده در این زمینه ، اون وقت اگه نتونستم دفاع کنم ، شکست رو قبول میکنم اونو میندازم دور ، فاشیست و اینها بود چون اینو گفتند : اگه زرد ها تکامل نیافته اند ، ببین جهان در دست اونهاست ، به آریایی برتر هم نگاه کن ، توی خیابون چه حرکاتی ازش سر میزنه ، و همینطور باقی مسائل ، ولی این عقیده حال حاضر رو فعلا کسی پیدا نشده ما رو به راه راست منحرف کنه !
شرمنده از اینکه بازم دو کامنته شد
خدانگهدار
———————————————————————————————–
پانتهآ: عليرضاجان، به نظر نمياد که اين گفتگو به نتيجهء مثبتی برسه. شما حتی به خودت زحمت درست خوندن حرفهای من رو نميدی (اونجایی که گفتید حقوق بشر و اگه درگیری شد نباید از خودتون دفاع کنید و اینها…!) و در لفافه ميگی من اونقدر احمقم که نميتونم شريعتی رو از مطهری تمييز بدم. انگار بگی من هيتلر رو با چرچيل عوضی گرفتهام! اين صحبتهای شما بحث نيست، به رخ کشيدن اطلاعاتی نامنظم و پرهرج و مرج توسط شماست. تاريخگرايی با توضيح واژهنامه که ذکر کردهای همونقدر ربط داره که به باقالی يا مثلاً به تئودور هرتسل (راستی اشتباه تايپی شده، کنفرانس در بازل بود). شما متوجه نيستی که چنين اطلاعات پيشپاافتادهای ممکنه که در ايران خيلی به نظر جالب بياد و تکوندهنده باشه، اما من درصد بزرگی از اونها رو بيست سال پيش در مدرسه، در درس تاريخ خوندهام. اينکه در هر زمينهای خودت رو از نظر فهم و اطلاعات سر ميدونی و حاضر نيستی بپذيری که ديگران هم شايد چيزی حاليشون باشه، کمکی به باروری گفتگو نميکنه. در مورد سن و سال هم من نظر خودم رو گفتم. پيدا کردن راه و تکامل طرز فکر ميدان جنگ نيست که منتظر شکست باشی تا نظرت رو تغيير بدی. تأثير سن و سال هم به اين سادگی قابل محو شدن نيست. الآن شما سعی در محو کردنش داری چون به خودت و اطلاعاتت غره هستی و ميخوای با وجود سن کمت جدی گرفته بشی، اما اين به معنی تحقير دانستههای ديگران نبايد باشه. يک اشتباه ديگه که ميکنی اينه که تجربه رو با کتاب خوندن مساوی ميدونی، در حالی که اين دو به هم ربط چندانی نداره! اگه مسئله زمان شروعه، من در پنج سالگی شروع کردهام و با اين حساب دقيقاً شش برابر شما تجربهء خوندن و فهميدن و تحقيق و يادگيری دارم. آيا اين برای شما ملاکه؟ نه که نيست.
فکر ميکنم بهتر باشه بحث رو – اگر بشه اين اسم رو روش گذاشت – اينجا تموم کنيم. البته با کمال ميل ميتونی باز هم حرفهای خودت رو اينجا منتشر کنی و اونها رو خواهم خوند.
اشکال نداره خانم جان !
این هم میره به جمع همون هایی که وسط بحث یا هر چیزی دیگه رفتند بیرون ،
و در ادامه نمیدونم باید اینها رو چی جوابتون بدم ، امیدوارم این کامنت زیاد دادن ها رو به اصطلاح جدی گرفتن نبینید ، نمیدونم چه طوری جوابتون رو بدم ولی مثل این که پاسخ ها رو سر دل راحت ننوشتید ، چون توجه داشته باشید که اگه خب من سنم رو به شما نمیگفتم ، شما هنوز هم از کلمه جدی گرفته شدن استفاده میکردید ؟ اون تاریخ گرایی رو دیگه نمیخوام راجع بهش حرف بزنم خانم ، ولی خودت هم بخون ، مگه نگفته اصالت فکری و این جور چیز ها ، من و 6 میلیارد نفر دیگه این طور استنباط کردیم که این میشه فقط متکی به آزمون و خطا بودن و نپذیرفتن راه های جدید … ، حالا اگه شما رهبر یه انقلاب در فلسفه هستی به من ربطی نداره . من نمیگم شما اونقدر احمقید که نمیتونید از هم تشخیص بدید ، چون مثل اینکه شما از تمامی جملات من یه جمله توهین آمیز برداشت میکنید ، من میگم اگه این بابا شریعتی موسس انقلابه ، چرا میگند کتابهاشو نخونید حرامه ؟ ولی خب مثل اینکه شما تمام کامنت های من رو فحش در نظر میگیرید !
خوشحالم که مدرسه شما مدرسه خاص بوده ، چون مدارس خاص ما هم این اطلاعات پیش پا افتاده و یا پیش پا افتاده تر از اون رو برای ما نمیگند ، مدرسه شما حتما باید چیز رویایی بوده باشه !
اگه هم دقت کنید بحث ما از همون اول روی این اسلام بود که خب در دیکشنری ذهن شما هم این اطلاعات لابد پیش پا افتاده محسوب میشه ، ولی در عجبم چرا وقتتون رو صرف این چیز های پیش پا افتاده تلف کردید !
چرا برای من ملاکه که شما 6 برابر یا هزار برابر به علت عقل ناقص الخلقه من تجربه و سواد و غیره دارید ، منم گفتم که روی شما نمیتونم اثر بگذارم ، چون کتابخوانی و سنت هم بالاست ، پس حتما باید سن بالاتر از خودت را بشنوی یا حداقل 2-3 سال پایین تر ، امیدوارم از اینجا هم ناسزا برداشت نکنی ، منظورم از سن بالا یعنی بالاتر از من ، نه یعنی پنجاه ساله ، گفتم که یه وقت فحش محسوب نشه !
و در آخر ، چشم ، این بحث رو همین جا تمومش میکنم ، امیدوارم شما رو هم زیاد نرنجونده باشم ، مخصوصا این کامنت که پیشم با توجه به پاسخ بالایی شما ، هر چند نه به شدت شما ، ولی خشن بود .
خدانگهدار
درود بر تو
دوستت دارم