- بلدی گيتار بزنی؟
- نميدونم. تا حالا امتحان نکردم.
غربتستاناز اين دست
- فيلم و تلويزيون (28)
- قديم و نديم (77)
- مينيمال (17)
- محض خنده (44)
- وبلاگ (70)
- وبگردی (22)
- ورزش (12)
- کتابجات (8)
- آلمان (41)
- ايران (46)
- ترجمه (37)
- دانستنی (32)
- داستان (4)
- روزمره (297)
- راديوجات (20)
- زمين و زمان (111)
- شکمچرانی (19)
- شعر و ترانه (26)
بایگانی
- جولای 2009
- ژوئن 2009
- آوریل 2009
- مارس 2009
- ژانویه 2009
- دسامبر 2008
- نوامبر 2008
- اکتبر 2008
- سپتامبر 2008
- آگوست 2008
- جولای 2008
- ژوئن 2008
- می 2008
- آوریل 2008
- مارس 2008
- فوریه 2008
- ژانویه 2008
- دسامبر 2007
- نوامبر 2007
- اکتبر 2007
- ژوئن 2007
- می 2007
- آوریل 2007
- مارس 2007
- ژانویه 2007
- نوامبر 2006
- اکتبر 2006
- سپتامبر 2006
- آگوست 2006
- جولای 2006
- ژوئن 2006
- می 2006
- آوریل 2006
- مارس 2006
- فوریه 2006
- ژانویه 2006
- نوامبر 2005
- اکتبر 2005
- سپتامبر 2005
- آگوست 2005
- جولای 2005
- ژوئن 2005
- می 2005
- آوریل 2005
- مارس 2005
- فوریه 2005
- ژانویه 2005
- دسامبر 2004
- نوامبر 2004
- اکتبر 2004
- سپتامبر 2004
- آگوست 2004
- جولای 2004
- ژوئن 2004
- می 2004
- آوریل 2004
- مارس 2004
- فوریه 2004
- ژانویه 2004
- دسامبر 2003
- نوامبر 2003
- اکتبر 2003
- سپتامبر 2003
- آگوست 2003
- جولای 2003
- ژوئن 2003
- می 2003
- آوریل 2003
-
عکسهای فليکر
More Photos مکملات
نوشته و ترجمه
دوستان
- Anti Memoirs
- Corona
- Devil’s Whisper
- My Observations in Texas
- Pupakestan
- Seymore’s Life
- قرهقوروت
- لانگشات
- من در غربت
- من شرقی
- ميداف
- ميرزا پيکوفسکی
- مژی جون
- مژدگانی
- نقطه ته خط
- نگاه آزاد
- نگاهی ديگر
- ناخانا
- نارنج
- ناصر غياثی
- هفت
- همهمان خواهيم سوخت…
- هنوز
- هاشم
- هديهٔ لحظهها
- ويولت
- وب ۲
- ورطه
- يک فتحی
- يک قطره
- يک پنجره
- يک پزشک
- يک دختر ترشيده
- يادگاری
- ژاله و شکوفهء ياس
- کوچيل
- کورش عليانی
- کاکتوس تيلا
- کتبالو
- گفتنیها
- گوباره
- گوشزد
- پيکرتراش
- پيادهرو
- پابرهنه برخط
- پرچم
- پروردگار-خداوند
- پراکندهها
- پشت درياها
- Version 17
- آقا اجازه؟؟
- آليس در شگفتزار
- آن سوی ديوار
- آچار فرانسه
- آوای موج
- آواز
- آوازهای روزانه
- آبنوس
- آبچينوس
- آبی، خاکستری، سياه
- آدينه
- آرمين گيلهمرد
- آشپزباشی
- افکار
- اليزه
- اندرونی
- ارزيابی شتابزده
- از هيچ تا هيچ
- از اون بالا
- بلوچ
- بلوط
- به فرنگ برگشته
- بيلی و من
- بيست و سی
- بیبیگل
- بامداد
- بايرامعلی
- بریدهٔ روزنامهها
- برای تو
- بزرگ
- تلخنوشتهها
- تراموا
- خواب بزرگ
- خواب زمستانی
- خودمونی
- خورشيدخانم
- خالواش
- خانمچه
- خانوم حنا
- خاطراتی برای فردا
- دوبـاره نـگـاه
- دیگری
- دکتر پرتقالی
- روح بازيگوش
- رازيگر
- سلمان
- سوسكی
- سينا
- سیب
- ساسان
- سرزمين آفتاب
- شهر قصه
- شيدا
- شاخ به شاخ
- شراگيم
- شرح حال
سايتها
برگهها
اطلاعات

سلام
بعضی ها بعضی کار ها را خیلی باکلاسی وروشنفکری می دانند ایا این درست است ؟در حالی که ان کار هم مثل همه کارها ومهارتها تنها یک کار ومهارت است وبس
یه ” یا ” کم گذاشتم ، حالا یا الطاف مخابرات یا برداشت پانته آی عزیز .
این طوری پیشم کامل شد .
ولی به قول یه بابایی اومده بود صحبت میکرد ، چون دو سر طلا رو بکن نجس ، میشه مال من !
الان 9 تا کامنته ، فقط 3 تاش باید تایید بشه ، یه مشت که میگند اصلا این بابا آدم نیست ، این چیز هایی هم که گفتی از خودت در آوردی ( البته با چاشنی چند تا فحش ) ، نمیدونم تو بچه بسیجی و فلان ، یه عده دیگه هم میگند چرا اسلام رو مسخره میکنی ، کفره و فلان ! d:
من بلدم
پانته آی عزیز خیلی واقعی بود و ظریف…واقعا اکثر ما،اینجوریا هستیم…کلا مینیمال هایت حرف ندارد.لینک دادم…
این مینیمال فاز دارد؛ لکن شما در حد رمان هستید خودتان…
به ! این س.س اینجا چه میکنه ؟ d: برادر جان لولو نمیخورت !
اين يکی خيلی بامزه بود!
شاد باشی