خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for سپتامبر, 2008

نامرئی

نه هاله جان، فراموش نکرده‌ام. لطف کرده‌ای و به يه بازی وبلاگی دعوتم کرده‌ای که تعريف کنم اگر ميتونستم نامرئی بشم، چه ميکردم. اين دو سه روزه با خودم کلنجار رفته‌ام… نه اينکه ندونم چه خواهم نوشت، بلکه قسمت کردنش با تو و خواننده‌های وبلاگم کاری بود که از انجام دادنش مطمئن نبودم. چون حدس [...]

Read Full Post »

دانش

آدم روی زمين دراز کشيده، دستهايش را زير سر گذاشته و به آسمان پر ستاره خيره شده است. لوتس از پشت تخته‌سنگی ظاهر می‌شود.
لوتس: اينجايی!! همه جا رو دنبالت زير پا گذاشتم!! خالق توانا، سرور تو خوشش نمياد که اينقدر نزديک به مرزهای بهشت بپلکی!
آدم (همچنان خيره به آسمان): اينا همه‌اشون خورشيدن!
لوتس (سر را به [...]

Read Full Post »

منابع مبهم

اين نوشته يکی از اونهايی ميشه که در آينده بايد مرتب بهش لينک بدم، مثل اون حرفايی که دربارهء علل طولانی بودن نوشته‌هام زدم. بعضی مواقع بايد يه توضيحهايی رو يک بار مفصلاً داد که مجبور نشی هر بار خرده خرده از نو بگی.
کسانی که نوشته‌های اين وبلاگ رو دنبال ميکنند، ميدونند که روش من [...]

Read Full Post »

شناخت

لوتس روی يکی از شاخه‌های درخت چنبره زده و چرت می‌زند. آدم زير درخت ولو شده. ناگهان سيبی از شجرهء ممنوعه به زمين می‌افتد. تلپ!
لوتس: حالا ميتونی بخوريش!
آدم: چی؟! چطور؟
لوتس: چون تو اجازه نداری از شجرهء ممنوعه بخوری! اما الآن که سيب روی زمين افتاده! درخت رو ولش کن!
آدم: اما…
لوتس: بخور احمق!!!
آدم گازی به سيب [...]

Read Full Post »

- جيمی کارتر اولين رئيس‌جمهور آمريکا بود که در يک بيمارستان متولد شده بود؟
- اهالی سرزمينهای قطبی (اينوئيتها که به غلط بهشون اسکيمو گفته ميشه) از يخچال برای جلوگيری از يخ بستن مواد غذايی استفاده ميکنند؟
- کتابخانهء عمومی دانشگاه اينديانا در ايالات متحده هر سال حدود دو و نيم سانتيمتر (يک اينچ) در زمين فروميره، [...]

Read Full Post »

راز بزرگ

از اونجايی که ديدم کمتر کسی علاقه به دنبال کردن اون کارتون داره، از دنبال کردنش صرف نظر ميکنم و به جاش برای تعداد محدود علاقمندان، دو بخش از متن کتاب رو ترجمه ميکنم و اينجا ميگذارم که مکالمه‌ايه بين لوتس (مار شاخدار) و خدا و بعد هم لوتس و انسان:
لوتس: خالق توانا، بايد با [...]

Read Full Post »

يه داستان کارتونی آلمانی هست به اسم Prototyp يا همون پروتوتايپ که بهش سری تست هم ميگن (هرچند که سری و تست هم واژه‌های فرنگی هستند!). کارتون اثر Ralf König کارتونيست آلمانيه که بارها جوايز متعدد بهترين کاريکاتوريست رو در آلمان رو جهان کسب کرده. داستان اول به صورت يک سريال در عرض دو هفته [...]

Read Full Post »

ديدار رويايی

حساب تعداد بلاگرهايی که تا به حال در دنيای واقعی ملاقات کرده‌ام ديگه از دستم در رفته! خيليهاشون رو ديده‌ام. از سوسکی گرفته تا بيگانه و من شرقی و حسين درخشان و داريوش ميم و نيک‌آهنگ و نسرين خانم و غزل و فرشاد و ژرمنستان و ناصر غياثی و شهلا و hellawaits و اسد خان [...]

Read Full Post »

انتقام

اون عکس دستکاری شده رو که ديدم (بند چهارم نوشته)، ياد سفير آلمان در عمان افتادم که تا پاش به ايران رسيده بود، جلد مجله‌ای رو که به همراه داشت پاره کرده بودند، چون عکس روش اسلامی نبود. با اين حال طفلکی کلی نفس راحت کشيده بود که همونجا درازش نکرده‌اند شلاقش بزنند! الآن هر [...]

Read Full Post »

روراست بگم، خوندن حرفهای حامد قدوسی خلقم رو تنگ کرد.
خوب مسلمه که دلايل تصميم ايشون برای برگشتن به ايران، به هيچکس ربط نداره و نبايد ديگران رو سين جيم کرد که برای چی می‌خواهی به این (يا اون – بسته به اينکه آدم کجا باشه) خراب‌شده برگردی. اما حالا که ميخواد به اين پرسش جواب [...]

Read Full Post »

درد زمونه

مو که از پاکی دلم چی آسمونه
ندونم سی چه چين و
وام سرگرونه
سی چين و وام سرگرونه
سر به صحرا بنم از بی‌همزبونی
سخته تهنا مندن و درد زمونه
تهنا با درد زمونه
دل‌گرونيم همه جا به هر دياره
ار کوير ساديه، ار لاله‌زاره
هر چی او رو ندی به آسمونم
دشت جونم تشنه و بی‌ چشمه‌ساره
دی پاييزم بی ‌باهاره
مو که از پاکی [...]

Read Full Post »

رفقای پزشک که سؤال قبليم رو چندان تحويل نگرفتند جز دکتر رضا که انصافاً خيلی لطف کرد، ببينيم معلمهای وبلاگنويس اين بار چه ميکنند:
چرا يه دخترخانم ۱۵-۱۶ سالهء مستعد که تا دو سه سال پيش در ايران درس ميخونده و درسش هم بد نبوده، اطلاعاتش در زبان انگليسی حتی در حد I am a [...]

Read Full Post »

آقا من بايد هر بار که يه موضوعی برای وبلاگيدن به ذهنم ميرسه درجا بنويسم. يعنی هرچقدر هم بديهی باشه اگه دست کم يادداشتش نکنم صددرصد يادم ميره. امان از اين حافظه.
اما اينو هنوز يادمه، چون هر بار کافيه که در قسمت آمار وبلاگ يه نگاهی بندازم به کلمه‌هايی که باعث شده‌اند بازديدکننده‌ها به وبلاگم [...]

Read Full Post »

خانمها و آقايان پزشک ساکن وبلاگستان فارسی، به کمکتون احتياج دارم بدجور.
درواقع گنجينهء لغوی من از نظر اصطلاحات پزشکی، در زبان آلمانی خيلی قويتره تا فارسی. اما يک استثنا هم داره و اون، جاييه که از مسائل پزشکی مدرن رد ميشيم و ميرسيم به طب خانگی و خودمونی و به قول قاطبه «خل و خاکی». [...]

Read Full Post »

چند تا کارگر روزمزد کنار جادهء قوچان (قوچان-کجا؟ سؤالهای سخت سخت ميکنيد ها! من چه مدونم؟ مسير جاده، قوچان بوده به هر حال) ايستاده بوده‌اند يا داشته‌اند رد ميشده‌اند (بين اينکه ايستاده بودند يا رد ميشده‌اند بين علما اختلاف است. شايد هم نشسته بوده‌اند لب جاده، منتظر بوده‌اند ماشين بگيرند) که ميبينند وسط اون بيابون [...]

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »