…اينه که لپتاپم رو دزديدهاند. احتمالاً سر کار وقت نميکنم که چيزی در وبلاگم بنويسم، اينه که نوشتن موکول ميشه به خريدن لپتاپ جديد و اون هم فعلاً معلوم نيست کی باشه. شرمندهء روی دوستان.
غربتستاناز اين دست
- فيلم و تلويزيون (28)
- قديم و نديم (77)
- مينيمال (18)
- محض خنده (46)
- وبلاگ (72)
- وبگردی (24)
- ورزش (12)
- کتابجات (8)
- آلمان (42)
- ايران (48)
- ترجمه (37)
- دانستنی (32)
- داستان (4)
- روزمره (302)
- راديوجات (20)
- زمين و زمان (111)
- شکمچرانی (19)
- شعر و ترانه (28)
بایگانی
- نوامبر 2009
- اکتبر 2009
- سپتامبر 2009
- آگوست 2009
- جولای 2009
- ژوئن 2009
- آوریل 2009
- مارس 2009
- ژانویه 2009
- دسامبر 2008
- نوامبر 2008
- اکتبر 2008
- سپتامبر 2008
- آگوست 2008
- جولای 2008
- ژوئن 2008
- می 2008
- آوریل 2008
- مارس 2008
- فوریه 2008
- ژانویه 2008
- دسامبر 2007
- نوامبر 2007
- اکتبر 2007
- ژوئن 2007
- می 2007
- آوریل 2007
- مارس 2007
- ژانویه 2007
- نوامبر 2006
- اکتبر 2006
- سپتامبر 2006
- آگوست 2006
- جولای 2006
- ژوئن 2006
- می 2006
- آوریل 2006
- مارس 2006
- فوریه 2006
- ژانویه 2006
- نوامبر 2005
- اکتبر 2005
- سپتامبر 2005
- آگوست 2005
- جولای 2005
- ژوئن 2005
- می 2005
- آوریل 2005
- مارس 2005
- فوریه 2005
- ژانویه 2005
- دسامبر 2004
- نوامبر 2004
- اکتبر 2004
- سپتامبر 2004
- آگوست 2004
- جولای 2004
- ژوئن 2004
- می 2004
- آوریل 2004
- مارس 2004
- فوریه 2004
- ژانویه 2004
- دسامبر 2003
- نوامبر 2003
- اکتبر 2003
- سپتامبر 2003
- آگوست 2003
- جولای 2003
- ژوئن 2003
- می 2003
- آوریل 2003
-
عکسهای فليکر
More Photos مکملات
نوشته و ترجمه
دوستان
- Anti Memoirs
- Corona
- Devil’s Whisper
- My Observations in Texas
- Pupakestan
- Seymore’s Life
- قرهقوروت
- لانگشات
- مملکته داريم؟
- من در غربت
- من شرقی
- ميداف
- ميرزا پيکوفسکی
- مژی جون
- مژدگانی
- نقطه ته خط
- نگاه آزاد
- نگاهی ديگر
- ناخانا
- نارنج
- ناصر غياثی
- هفت
- همهمان خواهيم سوخت…
- هنوز
- هاشم
- هديهٔ لحظهها
- ويولت
- وب ۲
- ورطه
- يک فتحی
- يک قطره
- يک پنجره
- يک پزشک
- يک دختر ترشيده
- يادگاری
- ژاله و شکوفهء ياس
- کوچيل
- کورش عليانی
- کاکتوس تيلا
- کتبالو
- گفتنیها
- گوباره
- گوشزد
- پيکرتراش
- پيادهرو
- پابرهنه برخط
- پرچم
- پروردگار-خداوند
- پراکندهها
- پشت درياها
- Version 17
- آقا اجازه؟؟
- آليس در شگفتزار
- آن سوی ديوار
- آچار فرانسه
- آوای موج
- آواز
- آوازهای روزانه
- آبنوس
- آبچينوس
- آبی، خاکستری، سياه
- آدينه
- آرمين گيلهمرد
- آشپزباشی
- افکار
- اليزه
- اندرونی
- ارزيابی شتابزده
- از هيچ تا هيچ
- از اون بالا
- بلوچ
- بلوط
- به فرنگ برگشته
- بيلی و من
- بيست و سی
- بیبیگل
- بامداد
- بايرامعلی
- بریدهٔ روزنامهها
- برای تو
- بزرگ
- تلخنوشتهها
- تراموا
- خواب بزرگ
- خواب زمستانی
- خودمونی
- خورشيدخانم
- خالواش
- خانمچه
- خانوم حنا
- خاطراتی برای فردا
- دوبـاره نـگـاه
- دیگری
- دکتر پرتقالی
- روح بازيگوش
- رازيگر
- سلمان
- سوسكی
- سينا
- سیب
- ساسان
- سرزمين آفتاب
- شهر قصه
- شيدا
- شاخ به شاخ
- شراگيم
- شرح حال
سايتها
برگهها
اطلاعات

مبارک آقا دزده
دشمنت شرمنده برادر
سحام نیوز:مهدی کروبی این هفته در نماز جمعه تهران شرکت می کند.اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی با اعلام این خبر گفت:آقای کروبی در نماز جمعه این هفته همراه با مردم شریف تهران شرکت می کند.
هنوز خیلی ها نمی دانند که فردا باید رد نماز جمعه شرکت کنند.
هر کس به ده نفر از دوستانش خبر بدهد.
سلام شما که توی آلمانی میشه بگی داستان این زن مصری که با چاقو کشته شد چی هست؟
————————————————————
پانتهآ: داستانش همونيه که شما هم احتمالاً خوندهايد. خانمی به عنوان شاکی خصوصی در دادگاه حاضر شده و متهم (که خودش از روسهای آلمانیالاصل بوده) ناغافل بهش با چاقو حمله کرده. پليس هم اشتباهی گلوله زده به پای شوهر خانمه که قبلش با چاقو مجروح شده بود. يه حادثهء تأسفبار که گناهش فقط متوجه اون چاقوکش ديوانه است. قاضی و پليس پيش از اين ماجرا دليلی برای تشديد شرايط ايمنی نميديدهاند چون متهم سابقهء جنايی نداشته و موضوع جلسهء دادگاه هم يه چيز پيشپاافتاده بوده.
چه جوری آخه لپ تاپت رو دزدیدن؟اسمایلی 4 تا شاخ رو سر آدم
——————————————————————————
پانتهآ: خوب در خونه رو شکستهاند، اومدهاند تو و هرچی که سبکوزن و سنگينقيمت بوده بردهاند. يکيش هم لپتاپ.
صد البته که ضمن تسلیت، فدای سرت (خیر سرم!) و تبریک به آقا دزده که چه سلیقه خوبی داشته تو انتخاب!!
راستی، دیر شد، ولی حداقل سوخت نشد! اون شعر قبلی، عنوانش هست «معجزه» و از شاعری به نام «م. آزرم» هست… حداقل تو همون مجموعه ای که تو کتابخونه بابای من هست (چه تصادفی!) که این جوری نوشته!
——————————————————————————–
پانتهآ: آها، مرسی، به هيچ وجه يادم نبود. من اين آقای آزرم رو خيلی سال پيش در آلمان ملاقات کردهام.
مگه اروپاي غربي يكي از امن ترين نقاط دنيا نيست ؟
چطورشد ؟
چقد بد
هيچ خبر خوبي نبود. اصلا و ابدا
ممنون از توضیحت
ما جان فشانان در راه بانو پانته اف با مشت های گره کرده، فریاد بر می داریم که: «لپ تاپش رو دزدیدن … پس کی این وبلاگ رو اپدیت کنه؟»
نه، جون من، آقا / خانم دزده، نمی شد لپ تاپ خونهن بغلی رو ببری، یا حداقل یک کامنت برای پانته آ می گذاشتی و وصیت می کردی که با وجود بی لپ تاپی، مردم رو تو خماری نگذاره؟ نه، جان من نمی شد؟ می مردی این کار رو می کردی؟!!
سلام بر پانته آ… لطفا برای این وبلاگ اگر کسی را می شناسی یا خودت دوست داشتی کمک بفرست. در پست اول کمی در مورد اهداف وبلاگ توضیح دادم. متاسفانه به خاطر حجم کار به تنهایی چنین کاری را نمی شه خیلی زیاد پیش برد.
ببین من یه عالمه وقته میخوام برات کامنت بذارم اما می گم کار بی خودیه! چی بگم بگم متاسفم؟ بگم….چی؟حالا برات نامه مینویسم.
دلم برات تنگ شده (حالا پاچه من رو نگیری بگی چه جوری تو که من رو نمیشناسی دلت برام تنگ شده ها!) تنگ شده دیگه.
لپ تاپتون رو دزدیدن و اینقدر شما خونسردی ؟
یه لپ تاپ خریدن اینقدر طول می کشه!؟
دزدی لپ تاپ شما کار خودیه!
شک نکنید!
من فکر می کردم حداقل در آلمان امنیت هست !؟ می تونم سوال کنم کجای آلمان یعنی کدام شهر هستید؟! چند وقت پیش سفری به اشتوتگارت داشتم که بنظرم خیلی امن می آمد و جای تر تمیز و های کلاسی بود.
—————————————————————————————
پانتهآ: در آلمان دزديده نشده
خداوندا در این اوقات عزیز لامصب نزدیک اذان هم نیست !…صاحب این وبلاگ را دارای ی عدد لپ تاپ شخصی بنما ومارانجات ده از دیدن در بسته نوشته هایش !…چی شد؟عمرا اگه خدا با این دعا من کار ی بکنه