غربتستان

سلامی دوباره

نوشته‌شده به دست پانته‌آ در اوت 25, 2011

چيزی که فرصت نشد براتون تعريف کنم، اينه که سردبير مجله‌ای که در نوشتهء قبلی ذکر کردم، باهام تماس گرفت. نه تنها نامهء مفصلی نوشتند و عذرخواهی کردند، بلکه متن جوابهای تست آنلاينشون رو تغيير دادند و با متن معتدلتر و صحيحتری عوض کردند.

بله. ما برگشتيم. هفتهء وبلاگنويسی يه جورايی باعث شد که برگردم به دامان اين هيولای خاک‌خورده که کاری نداره جز خون به جيگرم کردن و هی سيخونک زدن و عذاب وجدان دادن. هر چند روز يه بار صفحه رو باز ميکنم و ميبندم و غصه‌ام ميشه. بعضی وقتا موضوعی به ذهنم ميرسه که جون ميده واسه نوشتن و باز غصه‌ام ميشه اما سعی ميکنم به روی خودم نيارم و فراموشش کنم. اما اين بار عزمم رو جزم کرده‌ام که دوباره بنويسم. و کسی چه ميدونه؟ شايد بيشتر و بهتر از گذشته.

الآن هم احتمالاً اين نوشته خواننده‌ای نخواهد داشت چون بعد از يک سال کی سر ميزنه که ببينه من اينجا چی نوشته‌ام؟ اما اين هيولا دلش به همين خوشه که من برگشته‌ام و ميخوام دوباره بنويسم، بدون توجه به اينکه خواننده‌ای هم خواهم داشت يا نه. شايد هم تک و توک سر و کلهء ملت پيدا شد.

سلام وبلاگستان!

15 پاسخ به “سلامی دوباره”

  1. هاله گفت

    من سر می‌زنم! خوش ﺁمدی خانم نازنین :*

  2. Sadegh Jam گفت

    خوش برگشتید :) باشد که نوشتن‌تان مستدام باشد…

  3. همیشه سر زدم و از این به بعد هم …..خوش برگشتی

  4. میثم گفت

    خوبی RSS اینه که لازم نیست آدم سر بزنه ببینه این خانوم تنبل آلمان نشین بالاخره کی تصمیم می‌گیره از سایه بیاد بیرون. گودر خودش خبرت می‌کنه.

  5. نوشا گفت

    خوش آمد دوباره… اینهم از خوبی های گودر…

  6. Zohreh گفت

    Hello dear Pantea
    I checked your page almost every day and now WELCOME back.
    Zohreh from Canada

  7. تقی گفت

    سلام پانه آی عزیز. رسیدن به خیر! نگران خواننده نباش! خوانندگان ات رو یکبار دیگه پیدا می کنی! امیدوارم که سلامت باشی و همه چیز روبراه! منتظر نوشته هایت هستم هر جوری که باشه فرقی نمیکنه! همه ما کم و بیش هم درد هستیم. ابزارهای ارتباطی دیگه، همانطور که وبلاگ در زمان خودش روال عادی زندگی ما رو بهم زده بود، بعدتر به میدان اومده و همان نقش رو اینبار در برخورد با وبلاگ و سایت و اینها ایفا کرده بود. مثلاً وقتی تو فیس بوک می نویسی و همان لحظه واکنش اش رو می بینی و خلاصه می افتی تو کل گپ و این حرفا، دیگه جایی نمی مونه که بشینی و به موضوعی فکر کنی که ذهن ات رو گرفته بود و اونو در وبلاگ بنویسی و ولش کنی تو هوا و ببینی کی اونو می خونه و چه خواهد گفت و … و خود پیشتر از دیگران به مضمون نوشته ات تردید می کنی و این تردیدها باعث میشه که در نوشتن متن بعدی، محتاط تر باشی! در هر حال، میدونم که حرفهای زیاید رو میشه از تو شنید! باالخره از اعضاء خونواده گرفته تا سفر و دیدار و خیابان و خونه و شهر و … موضوعات زیادی بودند که از قلم تو بیرون می ریخت و ذهن ما را با تصاویر خود مشغول می کرد! شاد باشی و قلمت برقرار باشه! تقی گیلانی

  8. NeghNeghoo گفت

    ویل کومن زی! درست گفتم؟ من که مرتب می نویسم هیچ کامنت گذاری ندارم تو که بعد از یک سال می نویسی هنوز انعکاس تقه کیبوردت در هواست که 5 نفر کامنت می گذارند پس معلوم می شود همچنان از سلبریتی های بلاگستان هستی پس بزن بریم

  9. Azadeh گفت

    why do you call your blog a monster?

  10. خوش اومدین… چه خوب که دوباره شروع می‌کنین…
    ما که هنوز انرژی لازم رو پیدا نکردیم…

    با آرزوی موفقیت

  11. alizali گفت

    مزیت گودر

  12. moh3nh3n گفت

    خوشحالم که برگشتی :)

  13. همایون گفت

    درود بر شما! خوشحالم که دوباره مینویسین!
    امیدوارم خوش باشین و تندرست!

  14. Darieh گفت

    من هم سر میزنم…بازهم بنویسید گرامی

  15. سیما گفت

    من سر میزدم، همیشه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.