شما پانتهآ صدام کنيد. البته اسم خودم رو بيشتر دوست دارم.
مسلماً خوندن نوشتههای وبلاگم به کاملتر شدن تصويری که ميخواهيد از من در ذهنتون بسازيد کمک ميکنه. اينجا چند دانستنی مفيد و غيرمفيد دربارهء خودم ميگذارم، بدون اينکه بدونم آيا شناخت من رو برای شما که با اين هدف به اين صفحه اومدهايد آسونتر ميکنه يا نه.
در تهران به دنيا اومدهام، در يک بامداد سال ۱۳۵۲ در برج حوت، يعنی ماه اسفند. مادرم از بختياريهای خوزستانه و پدرم زادهء تهران. در سن ۱۵ سالگی ايران رو ترک کردم. دو برادر و يک خواهر دارم که اينجا از اونها با اسمهای پيروز، پوپک و پويا ياد ميکنم. همه از من کوچکتر هستند و مثل خودم ساکن آلمان. همسرم آلمانيه و اسم مستعارش رو برای درج در وبلاگم خودش انتخاب کرده: پاول. من اينجا اغلب محض خنده شوورخان صداش ميکنم.
قيافهام معموليه، نه خيلی زشت و نه خيلی زيبا. چشمها و موهام قهوهای تيره است. رنگ پوستم نسبتاً روشنه چون ديگه مثل قديم اهل حموم آفتاب گرفتن نيستم. قدم ۱۷۶ سانته. وزنم رو به مامانم هم نميگم، شما که جای خود داريد. هيچ جای بدنم رو جراحی پلاستيک نکردهام.
اطرافيانم ميگن آدم خونگرم و شوخی هستم و دست و دلباز و روراست. همين اطرافيان ميگن گاهی زياد مستبد ميشم و حرفم رو آنچنان آمرانه و با تحکم ابراز ميکنم که جای اعتراض يا حتی ابراز ترديد نميمونه. ميگن گاهی زيادی افسرده و بدبين هستم. اطرافيانم گاهی حرف زيادی ميزنند. شما گوش نديد. اما خودم بايد به اين نقاط ضعف اعتراف کنم که گيج و گول و حواسپرت هستم و گاهی غرغرو. اصلاً هم بلد نيستم چطور پول خرج کنم. مثل برف توی دستم آب ميشه.
از مرگ، از زمينگير شدن، از آينده و از موش ميترسم.
لذت بردن از چيزهای خوب برام مهمه و اونها رو بر خودم ممنوع نميکنم. به همين دليل هم سيگاری قهاری هستم. مشروب به ندرت مينوشم. معمولاً روزی يک وعده غذا ميخورم اما تنها به دليل عادت. اگر خوشمزه باشه و من هم گرسنه، زياد ميخورم. اگر نه هم که خوب کمتر.
اولين چيزی که صبحها موقع بيدار شدن بهش فکر ميکنم معمولاً اينه: هممپففف…
صبحانهام معمولاً يکی دو فنجون قهوه است و يکی دو تا سيگار. اما اگر صبحانه بخورم، پيتزای سرد، قرمهسبزی از شب پيش مونده يا کيک خامهای رو ترجيح ميدم. البته بهترين صبحانهء عمرم رو در مسجدسليمان خوردم با نون تيری و کره و تخممرغ محلی و چایشير، اما خوب اون گير فلک نمياد.
کتاب زياد ميخونم، اما بيشتر به زبان آلمانی. ژانر مورد علاقهام علمی-تخيلی، جنايی و وحشته. کتابهای تاريخی، شعر فارسی و ادبيات کلاسيک ايران رو دوست دارم.
به فيلم و تلويزيون علاقه دارم.
خيلی به ندرت موسيقی ۲۰ سال پيش به اينور گوش ميدم. هر چی ميشنوم معمولاً عتيقه و زيرخاکيه. عاشق موسيقی محلی ايران هستم، مال هر کجا که باشه.
دوست داشتم نواختن يک ساز رو ياد بگيرم. نشد. کلاس پيانو و گيتار و آواز رفتم، اما هر کدوم رو مجبور شدم به دلايل مختلف ول کنم. استعدادم بدک نبود. حيف شد.
اونجور بازيهای کامپيوتری رو دوست دارم که بچهها اغلب خوششون نمياد. اونهايی که بزن بزن و بالا و پايين بپر و سر و صدا نداشته باشه و به جای سرعت واکنش احتياج به فسفر سوزوندن و استراتژی باشه.
چند ساله که دست به قلممو و رنگ نبردهام، اما يک روزی اين کار رو دوباره خواهم کرد.
آشپزيم ای… بد نيست. شوور خان که خيلی راضيه. شيرينی هم بلدم بپزم.
موقع ظرف شستن ميزنم زير آواز.
خيلی بلند قهقهه ميزنم. صدای عطسهام ديوارها رو به لرزه درمياره. گريهام کمصداست.
از بيخ و بن لامذهب و بيدين هستم. زندگی در ايران باعث شده که احساسم نسبت به اديان بيطرف و خونسرد و منطقی نباشه، بلکه همراه با نفرت و انزجار. تلاشی در از بين بردن اين بيزاری نميکنم (فايده هم نداره) اما حواسم بهش هست و ميدونم ممکنه گاهی روی استدلال و نتيجهگيريهام تأثير مخرب بگذاره.
۵ ساله که بودم ميخواستم دانشمند بشم. مثل اينشتين و مادام کوری و زکريای رازی و ابوعلی سينا.
۱۱ ساله که بودم ميخواستم طراح مد بشم.
۱۳ ساله که بودم فهميدم برای طراح مد شدن بايد خياطی ياد بگيرم، پس تصميم گرفتم گرافيست بشم.
نه دانشمند شدم، نه طراح مد، نه گرافيست.
مشاغل مختلفی داشتهام، به عبارت ديگه برای گذران زندگی خيلی کارها کردهام. در اين چند سال اخير در زمينهء خبرنگاری روزنامه، مجله، وب و راديو فعاليت ميکنم.
عاشق بچهها هستم. خودم هنوز مادر نشدهام.
کلمهها رو دوست دارم. حرف زدن و نوشتن رو.
اگر باز هم سؤالی هست بپرسيد. سعی ميکنم در حد امکان جواب بدم.
در آخر از شما خواهشی دارم:
چندان مبادی آداب نيستم اما برام حفظ احترام و رعايت عرف و ادب تا حدودی مهمه. اگر ميخواهيد اينجا نظرتون رو بنويسيد و با من حرفی بزنيد، با کمال ميل، قدمتون روی چشم. اما سعی کنيد حرفهاتون توهينآميز نباشه. دلم ميخواد فضای اين وبلاگ حتی در اوج بحث و جدل و ناهمخوانی افکار و عقايد محترمانه و دوستانه بمونه.

سلام
با شما از خوشامدگویی به خودم به وردپرس آشنا شدم
وقتی صفحه وبلاگنون رو دیدم فهمیدم با یه وردپرسی قدیمی برخوردم
این صفحه رو که خوندم متوجه شدم که حسابی دست به قلمین
در هر صورت از آشنایی با شما خرسندم
درود
از آشنايي با شما خيلي خوشحالم، بچه مازندرانم و خون گرم. تازه با تارنوشتون آشنا شدم و بعضي هاش رو خوندم.
خيلي كم پيش مياد اينجوري يه وب رو زير و رو كنم واسه دست نوشته ها ، اما وب شما جالبه و خوشم اومد.
تا درودي ديگر بدرود
وبلاگ خیلی جالبی دارید، نوشته هاتون رو خیلی صادقانه و بی ریا
می نویسید،همشون رو نخوندم ولی اونایی رو که خوندم واقعاً لذت بردم.براتون آرزوی موفقیت می کنم در هر جای دنیا که هستید.
بعد از اینکه برات نظر نوشتم به اخلاق وبلاگی سر زدم. واسه همین دوباره برات می نویسم نظر قبلیم رو پاک کن.
خیلی دوست دارم. چون طعم وانیل می دی
ممنون که مطالب خوبی رو تو وبلاگت گذاشتی.
دست به نوشتنت هم خيلي خوبه …
پانته آ خانوم سلام…
وبلاگ فوق العاده ای دارید… واقعاً از خودنش لذت بردم.
موفق باشید.
راست میگه، ملت حرف مفت زیاد می زنن!
این قسمتش رو از الان که چند وقت بود تو فکر ترک بودم آویزه گوش می کنم: «لذت بردن از چيزهای خوب برام مهمه و اونها رو بر خودم ممنوع نميکنم. به همين دليل هم سيگاری قهاری هستم.»
بقیه اش رو هم که راست می گه. من بزرگترین آرزویی که یک طرفش پانته آ هست (نه این که آرزو ندارم، یعنی این که آرزویی که به این جا ربط داشته باشه، وگرنه در موقعیت های دیگه آرزوهای مربوط به خودشون رو دارم!!) این هست که دوباره بیاد ایران، شوورخان رو هم بیار، بعدش من یک ماه 24 ساعت پیشش باشم که این بشر موجود شاهکاری هست و بخوام تو یک کلمه توصیفش کنم، این طور صداش می زنم: «سرزنده بچه باحال خوش مشرب خنده روی رفیق باز دوست داشتنی جیگر»
همون، هممپففف…
سلام
راجع به خودت خیلی جالب نوشتی من رو یاد فیلم ایمیلی انداخت من مادر و پدرم با همسر فرانسویم مشکل دارن شما چطور؟
———————————————————————————————–
پانتهآ: نه خوشبختانه اعضای خانوادهء من خيلی به همسرم علاقه دارند.
بابت لطفتون ممنونم
خواستم تا با قلم نجوا کنم
خواستم تا عقده دل وا کنم
خواستم تا سینه را دریا کنم
خواستم تا آشتی بر پا کنم
خواستم حرفی بگویم سرد سرد
تا رها سازد مرا این درد سرد
دیدم آرام و قرارم نیست ، نیست
آشنایی در کنارم نیست ، نیست
وه چه دنیای پُر شور و شریست
مردمانش را نقابی دیگریست
عشق می ورزی خرابت می کنند
دوست میداری جوابت می کنند
کوه باشی استخوانت بشکنند
ناله باشی در دهانت بشکنند
مهربانی غرق در گردابهاست
شادکامی ها فقط در خوابهاست
روزگار ما شبی بی انتهاست
سرد و تاریک است و بس پُر ماجراست
گوش کن جانم پیام عاشقی
حلقه کن در گوش نام عاشقی
نا امیدی آتشی ویرانگر است
سادگی از ناامیدی بدتر است
سادگی را عشق درمان می کند
آب با آتش چه کرد آن می کند
گر نباشی آگه از اسرار ما
سوز ها افتد به جانت بارها
آی آرام و قرارم نیست ، نیست
آشنایی در کنارم نیست ، نیست
8888888888888888888888888
اين ترانه بوي نان نميدهد
بوي حرف ديگران نميدهد
سفرهء دلم دوباره باز شد
سفرهاي كه بوي نان نميدهد
نامهاي كه ساده و صميمي است
بوي شعر و داستان نميدهد:
…با سلام و آرزوي طول عمر
كه زمانه اين زمان نميدهد
كاش اين زمانه زير و رو شود
روي خوش به ما نشان نميدهد
يك وجب زمين براي باغچه
يك دريچه، آسمان نميدهد
وسعتي به قدر جاي ما دو تن
گر زمين دهد، زمان نميدهد!
فرصتي براي دوست داشتن
نوبتي به عاشقان نميدهد
هيچ كس برايت از صميم دل
دست دوستي تكان نميدهد
هيچ كس به غير ناسزا تو را
هديهاي به رايگان نميدهد
كس ز فرط هايوهوي گرگ و ميش
دل به هيهي شبان نميدهد
جز دلت كه قطرهاي است بيكران
كس نشان ز بيكران نميدهد
عشق نام بينشانه است و كس
نام ديگري بدان نميدهد
جز تو هيچ ميزبان مهربان
نان و گل به ميهمان نميدهد
نااميدم از زمين و از زمان
پاسخم نه اين ، نه آن…نميدهد
پارههاي اين دل شكسته را
گريه هم دوباره جان نميدهد
خواستم كه با تو درد دل كنم
گريهام ولي امان نميدهد…
888888888888888888888888
دوست مي دارم ترا – اين را نه مي گويم ، نه خواهم گفت -
چشمه ي عشق ترا در سنگ دل پوشيده خواهم داشت
غنچه خواهم ساخت هر نيلوفر يادي که بشکوفد ،
درغروب غربت نا آشنايي ، در سکوت آبگير ديدگان سرد
با درنگم
با شتابم ،
آرزوي تست
روي ميل من به سوي تست
بوي تست
اينکه مي سازد مرا خالي ز هر انديشه ي ناساز
من زبانم از زبان بازي هر بسيار گو ، بسته است
پيک از سرحد دل ، پيغام گو ، خستست است
من نه مي گويم ، نه خواهم گفت
دوست مي دارم ترا ، اي چاره ساز مرد بي انباز !
از دل من پرس ، او افسانه هاي گوناگون را باز خواهد گفت
او ترا از عشق من آگاه خواهد کرد
او ترا آگاه خواهد کرد …
888888888888888
منم مثل تو اهل سنتی ، فیلم کلاسیک ام
بی دینم
سیگاری ، الکلی
اهل شعر و تاریخ و فلسفه و موسیقی اصیل
جالب بود .آفرین
حق
در این درگه کِه گَه گَه کَه کُه و کُه کَه شود ناگه
مشو غره به امروزت که از فردا نه ای آگه
8888888888888888888888888
هر کجا محرم شدی دست از خیانت باز دار
ای بسا محرم که با یک نقطه مجرم می شود
9999999999999999999999999
یادباد آنروز که در صفحه شطرنج دلت
شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شد
پایان
خیلی زیبا نوشته بودی،
موفق باشی، از خدا هم بی زار شدی یا فقط مذهب، هرچند فکر می کنم مبلغان مذهبی امروز دنیا بی تقصیر نبودن در این شرایط شما!!!
————————————————————————————————
پانتهآ: کدوم خدا؟
خیلی خوب می نویسی بر عکس من
امیدوارم که هنوز بنویسی(خوب)
شخصیت جالبی دارید. گیرا و روان مینویسید. شما را به لیست پیوندهایم خواهم افزود. شاد باشید
بیشتر از همه از رک گویی هاتون خوشم اومد.
موفق باشید.
سلام
منم مسجد سليماني هستم و عاشق خوزستان اما حيف كارم اجازه نميده كه زياد در ايران باشم.
افكار زيبايي داريد.
از اينكه حرفتون رو صريح ميزنيد خوشحالم.
موفق باشيد feedburner هم يادتون نره !!
سلام پانته آ جان،

من تا حالا چند بار اتفاقی (یعنی از طریق لینک سایتهای دیگه مثل الیزه) اومده بودم اینجا و بعضی پستهات رو خونده بودم و خیلی هم خوشم اومده بود ولی امروز تازه متوجه شدم که تو هم آلمانی. خواستم عرض ادب و ارادت کنم
تا حالا ندیده بودم کسی به این خوبی خودشو معرفی منه. خیلی خوب بود. خیلی همزاد پنداری کردم. به جز در مورد صبحانه قورمه سبزی.
امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشی.
ها ها…. خیلی وقت بود درمورد نون تیری چیزی نشنیده بودم… یادش به خیر…مادربزرگ من یا خواهرش همیشه واسمون درست میکردن… خدارحمتش کنه…
نون تیری، توی MIS، شبحونه، چه شود، مخصوصا اگه توی نفتون باشه!!
پانته آ خانم سلام عرض میکنم. خوشحالم که در حالیکه دنبال قیمت یک کیلو گوشت در آلمان میگشتم شما رو پیدا کردم. و شانس اوردم که بلافاصله پنجره رو نبستم و یک سری هم به «من کیم» شما زدم. واقعیتش اینه که اگر محبت کنید به کمک شما خیلی نیاز دارم. البته سوء تفاهم نشه فقط کمک اطلاعاتی. یعنی من نیاز به یک سری اطلاعات بسیار عادی در مورد هزینه های زندگی در آلمان دارم چون تصمیم دارم با همسرم و فرزندانم برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری به آلمان بیام و داشتن اطلاعات دقیق و جزئی برام از نون شب واجب تره. آیا میتونید کمکم کنید؟ منتظر هرگونه پاسخ شما هستم. البته تا همینجا هم با قیمتهایی که اعلام کردید راهنمایی های خوبی کردید که سپاسگزارم. اما من به اطلاعات بیشتری نیاز دارم. کمکم میکنید؟
آنچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست
نوشته هاتون عميق و زيبا هستند. شخصيتي والا و جذاب داريد. فضولي نباشه سيگار هم لااقل كم بكشين بهتره
همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي
كه هنوز من نبودم كه تو در دلم نشستي
نگارش ساده و بي آلايش شما جذاب و قابل ستودن است، اميد كه در پندارگه نيكتان مسدود حافظه نگرديد و هماره خون قلم بر صفحه نوشتارتان جاري باشد ، تا از سرايت لطفتان صفحات ذهنمان مفتوح گردد.
دارا
11
راستی، کدام خدا؟
همان که ما را آفرید، دندانمان داد، نانمان داد،
نگهبانمان گذارد، مکرمان کرد تا گناهی بکنیم!
جبرمان کرد تا جری ترشویم،
فرصتمان داد تا بیشتر گناه کنیم،
آتشش تیزتز کرد
بیصبرانه انتظارمان کشید تا پس از مرگ از پل صراط،
همان که گویا از تیغی نازکتر است،
پایینمان اندازد،
در آتشش بسوزاند
بلکه دلش کمی خنک گردد،
بار دیگر گوشتمان برویاند و باز بسوزاند، و باز
بلکه دلش کمی خنک گردد،
و انتظار دیگرکسی بنشیند،
تا در آتشش به بهانه ای دیگر بسوزاند،
بلکه دلش کمی خنکتر گردد!
راستی، کدام خدا؟
بروید و خوش باشید که وبلاگتان، چشم مان را گرفت
یک رای به حسابتان واریز می کنیم به مسابقه وبلاگ ها.
سلام
خيلي جالب نوشته بوديد
ولي يه جايي خوندم تو جواب كسانيكه نظر داده بودند گفته بوديد كدوم خدا؟
ميخوام بگم
همون خدايي كه خودت درك ميكني
مرسي
خدانگهدا
حرف نداری !! من دارم زبان آلمانی میخونم . نوشته هات خیلی کمکم کردvielen vielen dank !!
موفق باشيد ، توي اين وبلاگ نكته هاي مهمي بود ، ويژگي هاي خاصي كه كمتر پيدا مي شه ، خلق فرمهاي زنانه ، نگاه زنانه و ….
سلام
وبلاگ خوبی دارید
توی گوگل دنبال قانون کار آلمان می گشتم به وبلاگ شما برخوردم ، من تحقیقاتی را روی قوانین کار کشورهای مختلف شروع کرده ام آیا نسخه ای فارسی از قانون کار آلمان سراغ داری؟
————————————————————————————————
پانتهآ: متأسفانه خير.
لطفا در باره شوهرتان و نظر و قضاوت ایشان در باره ایران و ایرانیان مطالب مبسوطی بنویسید . ایرانیان واقعا به دانستن نظر دیگران در باره خود نیاز دارند.
ایرانی تا جوان است خود را خوش تیپ ترین مردم دنیا و در میانسالی باهوشترین مردم دنیا و در پیری خود را با اخلاق ترین مردم میپندارد.
ایرانی بیکاره – حقه باز – معتاد – جوکی – و خودشیفته است
سلام پانی جون
بیماری ای اس که داشتی بهتر شده یا بدتر؟الان حالت چه جوریه هانی؟
معمولا وقتی توی سایت های مختلف داری دنبال موضوع مورد نظرت میگردی ، با لینک هایی برخورد می کنی که از روی کنجکاوی هم که شده توی یه پنجره جدید بازشون می کنی و این باعث می شه که تعدادشون بشه 51 . بعد که شروع می کنی به خوندن مطالب صفحاتی که باز کردی میبینه که هیچ کدوم از صفحاتی که بازن ، هیچ ربطی به موضوع اولی نداره . و این جوری توی هر صفحه داری یه چیزی می خونی که مربوط میشه به یه شخصیتی . در مورد بعضیاشون بازم حس کنجکاویت گل میکنه که بدونی توی صفحه ” من کیم ؟ “شون در مورد خودشون چی نوشتن !
به نظر من این یه فضولیه قانونی برای خواننده ها هست که نویسنده علاوه بر مطالبی که مینویسه دوست داره که دیگران هم یه چیزایی در موردش بدونن . و این کمک میکنه به دیگران تا تصویری از نویسنده را در ذهنشون درست کنن .
از آشنایی باهات خوشحال شدم . آدرستو گذاشتم توی پوشه ای که باید هر هفته چکشون کنم .
israel is a bad regimen.shoma va tamamie iraniane vagheibayad bar alaihe esraeel bashand.chon dare nejad parasti ro ravaj mide.man adame mazhabi va ahle mazhabi nistam.vali eslam ro ba fekre khodam entekhab kardam va az entekhabe oon be onvane dine khodam raziam
arashmuslim@yahoo.com.
سلام اصلا خوشم نيومد اه اه اه باي
vase entekhabe eslam be onvane mazhab etefaghan niaz be fekr kardan nist . say kon bishtar fekr nakoni ke ye moghe momkene azash bizar beshi
مادرم از بختياريهای خوزستانه
بهترين صبحانهء عمرم رو در مسجدسليمان خوردم با نون تيری و کره و تخممرغ محلی و چایشير، اما خوب اون گير فلک نمياد.
در این 2 مشترکیم که به زبان اصی می شه:
چیزی نمیشه دلتونو خوش نکنید به یادگیری زبان ما.
خواندنی بود و البته یک تلنگر:
ما آدمیم.
خلاصه باوام، دردت خردم
امیدوارم هر کویه که هدی سلامت بویی
ما سلامتیتو و خویم ویرنه یه لقمه نوو بالاخره گیر ایا که بخوریم.
تو ذهنم ترانه های مسعود بختیاری زمزمه می کنم.
لحظه هایت سرشار از تردی ثانیه ها
ولی…
مرد مختصر.
Halloooo Pante-A
das ist sehr freue mich fur dir zusehen.
ich weiss nicht aber:D
ich mag deine weblog, und also hore ich dein interview bei ghasedak rundfunk.
bitte verizehen mir fur meine schlechte deutsch.
dass ist auch mein einander internet seite dass ich denke wird nicht schlecht fur zusehen:www.lethifold.webs.com
danke
جمعش کنید
اینا همش از شکم سیری و لاابالی گری و بی خبری
شما که اون ور آب هستید و دارید خوش می گذرونید
بیخودی درباره این ور حرف نزنید
همونجا بمونید و کاری به اینجا نداشته باشید
این وریاهم که دارند واسه شما سوت و کف میزنند فعلا تنشون داغه
بچه سال هستند بی تجربه
صبر کن وارد زندگی بشن بعد
بای
Hallo PanteA, ik woon in duitsland ook, ook ik ben een poematic. Als u wilt, kunnen we in contact …
Da fragt man sich beim lesen ja schon, ob man nicht irgendwie auf den Kopf gefallen ist.
معلومه وقتی آلمان زندگی کنی باید اون حرفا رو هم بزنی.فکر کردی ایرانم آلمانه.کاش تو ایرانم مثل آلمان انقدر مشروب آزاد بود که جوونای ایرونی تو ایران سراغ مشروب میرفتن نه مواد مخدر که قیمتش به اندازه ی یه آدامسم نیست در عوض قیمت مشروب سر به فلک بکشه.شما به جای خیلی از جوونای ایرونی مشروب بخور.برو حالشو ببر.بدبخت اونایی که ایران موندن و دارن تو فلاکت زندگی میکنن.اونجا که داری کیفتو میکنی چیکار به ایران داری