Posted in ايران, محض خنده on نوامبر 8, 2009 | 2 Comments »
محض اطلاع عدهء محدودی که اطلاع ندارند، اونقدر تصويرهای بيشماری از اين آقا در تظاهرات فرمايشی دولتی با دهن دريده (کلمهء باز کافی نيست واسهاش!) همه جا منتشر شده بود که داشتيم واقعاً براش نگران ميشديم.
تا اينکه…
رجوع شود به تيتر.
البته بعضيها هنوز باورشون نميشه و معتقدن کار فوتوشاپه و اين دهن بستهبشو نيست!
Read Full Post »
Posted in ايران, وبگردی on جولای 7, 2009 | 17 Comments »
…احمدینژاد ترکیبی از رذالت و سادهلوحی است. او مجموعهای از بدترین خصلتهای فرهنگی ما را در خود جمع کرده، به این جهت بسی خودمانی جلوه میکند: دروغ میگوید و ای بسا صادقانه. غلو میکند، زرنگ است و تصور میکند هر جا کم آوردی، میتوانی از زرنگیات مایه بگذاری و جبران کنی. در وجود همهی ما [...]
Read Full Post »
Posted in ايران, شعر و ترانه on ژوئن 20, 2009 | 5 Comments »
گر شعلههای خشم وطن زین بیشتر بلند شود
ترسم به روی سنگ لحد نامت عجین به گند شود
پرگوی و یاوهساز شدی، بی حد زباندراز شدی
ابرام ژاژخایی تو اسباب ریشخند شود
هرجا دروغ یافتهای، درهم چو رشته بافتهای
ترسم که آنچه تافتهای، بر گردنت کمند شود
باد غرور در سر تو، کور است چشم باور تو
پیلی که اوفتد به زمین، [...]
Read Full Post »
Posted in آلمان, ايران on ژوئن 16, 2009 | 2 Comments »
جالبه. رسانههای آلمان يهو يادشون افتاده که در گزارشهاشون از ايران، از کلمهء «رژيم» استفاده کنند، نه «دولت اسلامی» يا «جمهوری اسلامی».
Read Full Post »
Posted in ايران on ژوئن 16, 2009 | 1 نظر »
ميگه: موسوی کيه بابا؟ من که اصلاً از موسوی خوشم نمياد! با اون گذشتهاش، با اون وضعی که در دههء شصت بوده، با اون تفکر متحجرانهاش… اين آدم تا مغز استخون حزباللهيه! اما ميدونی؟ رژيم فقط يه جای نرم و آسيبپذير داره توی بدنهاش، يه جايی که زخمه و حساس، اون هم اين تظاهر به [...]
Read Full Post »
Posted in ايران on ژوئن 14, 2009 | 6 Comments »
بيانيهء موسوی در آفتاب
نترس بابا! انقلاب نميشه! فکر کردی نظام عزيزت داره از دست ميره؟ از اين خبرها نيست هنوز. ملت عصبانين، دارن يه خرده خودشون رو تخليه ميکنن.
ببين چه جوری به هول و ولا افتاده.
آشوبها؟!
Read Full Post »
Posted in ايران, زمين و زمان on ژوئن 13, 2009 | 8 Comments »
چند روز پيش پاول پرسيد: فکر ميکنی توی انتخابات تقلب کنند؟ گفتم تقلب که حتماً ميکنند، اما گويا درصد شرکت مردم داره ميره بالا و اگه نخوان گندش دربياد، نميتونند اون تعداد رأی رو جابهجا کنند که تأثيرگذار باشه.
غافل بودم که اين بار شمشير رو از رو بستهاند و آنچنان هار شدهاند که برای موندن [...]
Read Full Post »
Posted in ايران, قديم و نديم on سپتامبر 18, 2008 | 17 Comments »
اون عکس دستکاری شده رو که ديدم (بند چهارم نوشته)، ياد سفير آلمان در عمان افتادم که تا پاش به ايران رسيده بود، جلد مجلهای رو که به همراه داشت پاره کرده بودند، چون عکس روش اسلامی نبود. با اين حال طفلکی کلی نفس راحت کشيده بود که همونجا درازش نکردهاند شلاقش بزنند! الآن هر [...]
Read Full Post »
Posted in آلمان, ايران, زمين و زمان on سپتامبر 17, 2008 | 29 Comments »
روراست بگم، خوندن حرفهای حامد قدوسی خلقم رو تنگ کرد.
خوب مسلمه که دلايل تصميم ايشون برای برگشتن به ايران، به هيچکس ربط نداره و نبايد ديگران رو سين جيم کرد که برای چی میخواهی به این (يا اون – بسته به اينکه آدم کجا باشه) خرابشده برگردی. اما حالا که ميخواد به اين پرسش جواب [...]
Read Full Post »
Posted in ايران, روزمره on سپتامبر 13, 2008 | 10 Comments »
چند تا کارگر روزمزد کنار جادهء قوچان (قوچان-کجا؟ سؤالهای سخت سخت ميکنيد ها! من چه مدونم؟ مسير جاده، قوچان بوده به هر حال) ايستاده بودهاند يا داشتهاند رد ميشدهاند (بين اينکه ايستاده بودند يا رد ميشدهاند بين علما اختلاف است. شايد هم نشسته بودهاند لب جاده، منتظر بودهاند ماشين بگيرند) که ميبينند وسط اون بيابون [...]
Read Full Post »
Posted in ايران on سپتامبر 13, 2008 | 6 Comments »
اول اين رو بخونيد که جامع و کامله و توضيح نميخواد. جوابيهء دکتر اسماعيل نوریعلا به اظهار فضلهای گنجی در مصاحبهاش با راديو فردا.
بعد هم اين رو بخونيد:
به گزارش خبرنگار گروه تاريخ ايسنا، در اين جلسه اعضای كانون به طرح پرسشهايی پرداختند و عباس عبدی به اين پرسشها پاسخ گفت.
وی درباره اشغال سفارت آمريكا و [...]
Read Full Post »
Posted in ايران, روزمره on سپتامبر 4, 2008 | 40 Comments »
ماشين پدرم تعميرگاه بوده، برای کاری بايد بره جايی و مجبور ميشه سوار يک شخصی بشه. همين که سوار ميشه، ميبينه سه چهار تا مرد توی ماشين نشستهاند که ظاهر مشکوک و غيرعادی دارند. ميخواد پياده بشه که ديگه در رو قفل کردهاند. چهارنفری به سرش ميريزند و تا ميخوره کتکش ميزنند، کيف سامسونتش رو [...]
Read Full Post »
Posted in ايران, زمين و زمان on ژوئن 24, 2008 | 20 Comments »
چند سال پيش جايی که يادم نيست کجا بود خوندم که يه آلمانی تعريف کرده بود همسايهء ترک مسلمونش رو بطری آبجو به دست در حياط جلوی منقل کباب ديده که داشته سوسيس سرخ ميکرده. آقاهه با نيش باز بهش ميگه: از الله نميترسی که گوشت خوک و الکل ميخوری؟ آقای همسايه هم با خنده [...]
Read Full Post »
Posted in ايران, زمين و زمان on ژوئن 21, 2008 | 28 Comments »
همين چند روز پيش بود که به يکی از دوستانم (که اتفاقاً مسلمان و محجبه هم هست و ميدونم الآن با خوندن اين مطلب باز دلخور ميشه) گفتم ديگه حال و حوصلهء موضوعهای دردسرآور رو ندارم و ترجيح ميدم وارد بعضی از بحثها نشم، چون ميبينم که خيليها جنبهء شنيدن بعضی از حرفها رو ندارند، [...]
Read Full Post »
Posted in ايران, زمين و زمان on آوریل 2, 2008 | 19 Comments »
قضيه اينه که عکسهای برهنهء خانمی ايرانی و مقيم اسپانيا در يک مجلهء اونجا چاپ شده. مسئولان سايت به قول ايشون بسيار خبری و بسيار موثق صبح حسابی جوش آوردهاند و هر چی تونستهاند بار خانمه کردهاند و خانوادهاش رو هم بینصيب نگذاشتهاند. ضمناً مزخرفاتی گفتهاند اندر باب برانگيخته شدن خشم بسياری از ايرانيان مقيم [...]
Read Full Post »