امروز يه پوستر تبليغاتی ديدم از يک نمايشگاه آثار باستانی ايران دربارهء ظهور و سقوط خاندان هخامنشی، در موزهء تاريخی شهر اشپاير. دوستان ساکن جنوب غربی آلمان شايد دوست داشته باشند سری بزنند. دوستان ساکن خارج از آلمان هم ميتونند روی اون پرچمهای فسقلی دست چپ صفحه کليک کنند و توضيح رو به انگليسی يا فرانسه بخونند. اين اولين نمايشگاهيه که دربارهء اين موضوع در کشورهای آلمانیزبان برپا ميشه. نوشتهاند بازديدکنندهها ميتونند در نمای بازسازی شدهء تخت جمشيد قدم بزنند. من که حتماً ميرم ببينم. با اينجا حتی با قطار فسفسو هم کمتر از يک ساعت فاصله داره.
ديشب به سلامتی نمايش روی صحنه رفت. وسطهاش بارون گرفت و حسابی نگران بوديم که نکنه نتونيم ادامه بديم، اما خوشبختانه زود قطع شد. جز يکی دو تا اشتباه کوچيک بقيهء نمايش خيلی خوب اجرا شد و من هم هيچ اشتباهی نکردم. کلی داد و بيداد کردم و زانو زدم و صليب کشيدم و آواز خوندم. آقای کارگردان که تيپش کمی شبيه هادی خرسنديه انگار خيلی از کار من خوشش اومده. نه که به طور کلی روم زياده و به عنوان خواننده و رقاص يه خرده تجربهء صحنه هم دارم، بر خلاف بقيهء سياهیلشکرها که اغلب خجالت ميکشند بلند داد بزنند و حرکتی بکنند و واکنشی نشون بدند که با حال و هوای نمايش جور باشه، سعی ميکنم دست به کمر بزنم و حسابی ادای زنهای جيغجيغوی کولی و آپارتی خودمون رو دربيارم که با خانمهای دهاتی ايتاليايی تفاوت چندانی ندارند! اونقدرها هم فرق نميکنه که آدم نقش مهمی داشته باشه يا مثل من نخودی باشه. ميشه با شور و شوق لازم به بهتر شدن صحنه کمک کرد. خلاصه با اينکه اصلاً رقمی نيستم و به اصطلاح در نمايش داخل آدم حساب نميام، کارگردان موقع خداحافظی من رو محکم بغل کرد و همينجوری که در آغوشم گرفته بود دم گوشم گفت: «تو صحنه رو دوست داری و آدم ميتونه اين رو در بازيت به خوبی ببينه، برای همين اگه بخوای به همه جا ميرسی. عشق به صحنه مهمترين چيزه که تو صاحبش هستی.» اولش فکر کردم بعد از نمايش دمی به خمره زده که اين همه احساساتی شده، چون معمولاً خيلی آدم خشک و جدیايه و حتی گاهی بداخلاق و بددهن، اما بعداً دستيارش که خانم جوونيه گفت «نه، ميتونی حرفش رو جدی بگيری، خيلی کارت رو دوست داره. در تمام مدت تمرين هم چند بار به اجرات اشاره کرده و گفته که بهترين سياهیلشکر روی صحنه هستی.» شما که غريبه نيستيد. خيلی خوشخوشانم شد. حالا که هنرپيشه نيستم، بهترين سياهیلشکر هم بدچيزی نيست.
ببينيد اين سؤالی که در مورد مرورگر کردم رو بعضيهاتون درست متوجه نشدهايد. من که گفتم: استاندارد مرورگر روی زبانهای اروپايی تنظيم شده. وقتی صفحهء خالی رو باز ميکنم، نميشه کد رو عوض کرد و هر بار برميگرده روی يونيکد. اصلاً به اينکه قبلش چه صفحهای رو باز کردهام ربطی نداره:

در اينترنت اکسپلورر

در فايرفاکس
اينها رو که تغيير ميدم، حتی در قسمت اصلی تنظيمات، آب از آب تکون نميخوره. منتظر پيشنهادها و کمکها و صدقه بلاگردونها هستم.
هورااااا! اين هم از آرژانتينتون! زنده باد تيم آلمان!





